-
من و عمل حرام؟(داستان کوتاه)
نوشته اند: در بنى اسرائيل زنى زناكار بود، كه هركس با ديدن جمال او، به گناه آلوده مى شد! درب خانه اش به روى همه باز بود، در اطاقى نزديك در، مشرف به بيرون نشسته بود و از اين طريق مردان و جوانان را به دام مىكشيد، هركس به نزد او مى آمد، بايد ده دينار براى انجام حاجتش به او مى داد! عابدى از آنجا مى گذشت، ناگهان چشمش به ...
» ادامه مطلب -
داستان کوتاه مردی که فقط می خواست بگوید سیب
می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت، می خواست بایستد، چیزی او را وادار به نشستن می کرد.می خواست بگوید، لبان خشکیده اش نمی گذاشتند. می خواست بخندد، تبسم در صورتش محو می شد. می خواست دست بزند و شادی کند، ولی دستانش یاری نمی دادند. می خواست نفس عمیقی بکشد و تمام اکسیژن های ...
» ادامه مطلب -
مشکل پالان(داستان کوتاه)
روزی روزگاری, الاغهای دهی از پالاندوزشان ناراضی بودند و شاکی زیرا پالانی که برایشان میدوخت پشتشان را زخمی میکرد در نهایت تصمیم گرفتند که جایی جمع شوند و دعایی بکنند تا شاید پالان دوز دیگری به دهشان بیاید از آنجا که این نیز حکایتیست و حکایت هم آمد و نیامد دارد,دعاهایشان قبول درگاه آمد و پالان دوزی جدید وارد دهشان گشت اما,چه فایده که این پالان دوز هم لنگه ه ...
» ادامه مطلب -
گاهی دلم می گیرد...
گاهی دلم می گیرد... از آدم هایی که در پس نگاه سردشان با لبخند گرمی فریبت می دهند! از کلماتی که چون شیرینی افسانه ها فریبت می دهند!! دلم می گیرد... از سردی چندش آور دستی که دستت را می فشارد!! و نگاهی که به توست... و هیچ وقت تو را نمی بیند! از دوستی که برایت هدیه دو بال برای پریدن می آورد... و بعد... پرواز را با منفورترین کلمات دنیا معنی می کند!!! د ...
» ادامه مطلب -
بهروز وثوقی چگونه طلاق گوگوش را گرفت و با او ازدواج کرد؟!
فائقه آتشین یا گوگوش متولد اریبهشت ماه 1329 تهران است. او از دوران کودکی به کار هنری می پرداخت و راه خود را به آرامی طی می کرد اما داستان ما پس از ازدواج او با محمود قربانی آغاز می شود . محمــــــود قربانی صاحب کاباره ی میامی و از افراد پر نفوذ و ثروتمند آن دوران بود اما وی بسیار بد اخلاق و میــگسار بود او بگفته ی خودش بارها خواننــــده های زن آن دوران را کتک ...
» ادامه مطلب -
چی کار کرد این دل سادم که از چشم تو افتادم؟
من از یک شکست عاشقانه می ایم، بگذار همه برای این اعتراف تلخ سرزنشم کنند. شکست نه برای پنهان کردن است نه بهانه پنهان شدن. می گویند از صبح بنویس، از آفتاب و من چگونه از خورشید بنویسم وق ...
» ادامه مطلب -
جملات الهام بخش شماره 12
-
دلم گرفته است...
دلم گرفته است یا دلگیرم یا شاید هم دلم گیر است نمی دانم اصلاً هیچ وقت فرق بین اینها را نفهمیدم فقط می دانم دلم یک جوری می شود (گیر می شود , می گیرد , گیر چیزی می شود) جوری که مثل همیشه نیست دلم که اینطور می شود , غصه ها ی خودم که هیچ غصه ی همه ی دنیا می شود غصه ی من بعد دلم هوای زیارت می کند دلم هوای باران می کند
» ادامه مطلب -
روی این ۱۰ جمله فکر کنید.
Prayer is not a "spare wheel" that you pull out when in trouble, but it is a "steering wheel", that directs the right path throughout .۱.دعا لاستیک یدک نیست که هرگاه مشکل داشتی از ان استفاده کنی بلکه فرمان است که تو را به راه درست هدایت می کند.۲. Know why a Car's WINDSHIELD is so large & the Rear view Mirror is so small? Because our PAST is not as important ...
» ادامه مطلب -
به نام او که انقدر اه کشیدم تا تو را برایم فرستاد..
نمی دانم شاید سلام. گاهی دلم می خواهد بدانی حال من چگونه است اما بدان که من همیشه حال تورا می دانم. اغلب دلم برایت تنگ می شود هر لحظه یک بار تنفست می کنم. جای تعجب نیست یک دیوانه دارد با تو حرف می زند خودت قضاوت کن که اول دیوانه نبود و حالا خوشحال است که تو دیوانه اش کردی.. ای وحی محض....الهام تمام....ای خود حقیقت....ای سوال همه ئ جواب ها و ای جواب هم ...
» ادامه مطلب












به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار


