اقدام باور نکردنی زن آرایشگر برای ازدواج با نامزدش!!

اقدام باور نکردنی زن آرایشگر برای ازدواج با نامزدش!! زن جوان در اقدامی عجیب و برای دریافت مجوز ازدواج با یك زندانی از بازپرس جنایی تهران كمك خواست. صبح دیروز زن جوانی با حضور در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی تهران در حالی كه نامه& ;ای به د
ازدواج, علاقه, زندان, بازپرس, زندگی, بتوانم, نامزدم, اجازه, بررسی, بیشتر, قانونی, مراسم, انجام, داشتم،, برایم, اینكه, قضایی, تهران, جنایی, داشت،

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29881
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: xnekulvw
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » اقدام باور نکردنی زن آرایشگر برای ازدواج با نامزدش!!
دانلود بازی با لینک مستقیم

اقدام باور نکردنی زن <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=zibaee" title="آرایش و <a href="http://tehrankids.com" >زیبا</a>یی">آرایش</a>گر برای ازدواج با نامزدش!!
زن جوان در اقدامی عجیب و برای دریافت مجوز ازدواج با یك زندانی از بازپرس جنایی تهران كمك خواست.
صبح دیروز زن جوانی با حضور در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای جنایی تهران در حالی كه نامه‌ای به دست داشت، به قاضی «رسولی» گفت: حدود یك سال قبل با مرد جوانی آشنا و مدتی بعد نامزد شدیم، از آنجا كه از ازدواج اولم دو بچه داشتم، تصمیم گرفتم مدتی برای ازدواج صبر كنم و اجازه بدهم بچه‌ها با مرد مورد علاقه‌ام بیشتر آشنا شوند.
نامزدم كه گفته بود در كار خرید و فروش خودرو است، وضع مالی خوبی داشت، اما حدود 7 ماه قبل كه شام در خانه‌ام میهمان بود، مأموران پلیس ناگهان با حكم قضایی وارد شده و دستگیرش كردند. در حالی كه شوكه بودم و نمی‌دانستم چرا این‌گونه دستگیر شده است، به بررسی موضوع پرداختم تا اینكه متوجه شدم اتهامش سرقت تحت عنوان مأمور قلابی است.
حالا بعد از گذشت 7 ماه با این‌كه تاكنون نتوانسته‌ام او را ببینم، احساس می‌كنم علاقه‌ام به او بیشتر شده و همچنان به ازدواج با مرد مورد علاقه‌ام فكر می‌كنم. هم‌اكنون نیز تمام مراحل قانونی را انجام داده و فقط نیازمند دستور قضایی برای ورود به زندان و برگزاری مراسم عقد هستم!

بازپرس نیز پس از بررسی درخواست زن جوان مجوز ورود به زندان و اجرای مراسم عقد را صادر كرد.
زن جوان در حالی كه با خوشحالی از اتاق بازپرس خارج شده بود، در پاسخ به این سؤال که «چرا می‌خواهی با یك مجرم ازدواج كنی؟» گفت: من عاشق این مرد هستم. وقتی همسر اولم فوت كرد، با دو بچه كوچك زندگی سختی را گذراندم. خودم كار كردم و برایشان خانه و زندگی ساده اما راحتی فراهم كردم. بچه‌هایم الآن نوجوان هستند. با آن‌كه موقعیت‌های زیادی برای ازدواج داشتم، اما از حقم گذشتم تا اینكه با مردی آشنا شدم كه 5 سال هم از خودم كوچكتر است. او در این مدت به من و بچه‌هایم خیلی محبت كرد، به حدی كه آنها هم او را بشدت دوست دارند.

اما او كه یك سارق است، چرا به او اعتماد می‌كنی؟
برایم مهم نیست، مهم اخلاق و جوانمردی‌اش است!

چرا صبر نمی‌كنی تا از زندان آزاد شود و تكلیفش روشن شود؟
نمی‌توانم دوری‌اش را تحمل كنم، چون همسر قانونی‌اش نیستم، به من اجازه ملاقات نمی‌دهند. دلم برایش تنگ شده و می‌خواهم به‌طور رسمی با او ازدواج كنم تا بتوانم راحت به ملاقاتش بروم.

چقدر حبس دارد؟
3 سال، اما برایم اهمیتی ندارد. منتظرش می‌مانم و برای آزادی‌اش هر كاری بتوانم انجام می‌دهم.

در حال حاضر مخارج زندگی‌تان از كجا تأمین می‌شود؟
من زیبایی">آرایشگر هستم و خانه هم دارم. هیچ نیازی هم به پول و حمایت‌های مالی نامزدم ندارم، بلكه فقط دوستش دارم!.

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #1

تاریخ ارسال : 21 تیر 1390 23:44
baba
damettttttttttttttttttttttttttt garmmmmmmmm
be in migan zan


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #2

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 08:45
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.01.1390
نام کامل: --
نظرات: 17
ارسالات: 0
مسنجر: --

www #3

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 09:32
بابا عاشق !!!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.09.1389
نام کامل: ّFereshte Asemooni
نظرات: 212
ارسالات: 9
مسنجر: --

parvaz644 #4

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 15:10
خوب دیگه ...عشق و تعهد قلبی یعنی همین ...یعنی در همه جا و همیشه در کنار معشوق بمانی ...وبرای آسایش و راحتی یارت هر کاری بکنی بی منت بلکه باعشق واقعی...حتی در بدترین لحظه ها و شرایط کمک هم باشند...این یعنی عشق ناب...
بدون یارت نتونی یک لحظه طاقت بیاری...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.02.1390
نام کامل: sina
نظرات: 75
ارسالات: 3
مسنجر: --

sina23 #5

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 17:48
ye zare dokhtara yad begiran !!!
damesh vaghan garm !!! :*
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 1226
ارسالات: 48
مسنجر: --

girldelshekaste #6

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 19:35
he he he


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 1.11.1389
نام کامل: mi khay chikar beya az khodam bepors
نظرات: 408
ارسالات: 1
مسنجر: --

wolf20 #7

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 20:33
waaaaaah eshgh
noch noch noch
[-(


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 120
ارسالات: 0
مسنجر: --

shadab #8

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 21:16
zane ashegh nabode DIVOOOOOOOOOOOOOONEEEEE bode..........................ravan pak........
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 60
ارسالات: 0
مسنجر: --

sahar67 #9

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 23:16
قحطی شوهره ترسیده دیگه چیزی گیرش نیاد...از مخ تعطیله بیچاره!
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.02.1390
نام کامل: ALI
نظرات: 1001
ارسالات: 12
مسنجر: --

alishmas #10

تاریخ ارسال : 24 تیر 1390 16:26
چه عجب یه زن وفادار هم پیدا شد ........................البته بی احترامی به خانم های سایت نمیکنم...................................اول علی آخر علی
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 97
ارسالات: 0
مسنجر: --

mohammadtaghibarati #11

تاریخ ارسال : 13 شهریور 1390 21:56
شوهر قحطی
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #12

تاریخ ارسال : 4 مهر 1390 16:27
جالبه!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.01.1391
نام کامل: کریم باقری
نظرات: 253
ارسالات: 50
مسنجر: --

Mark William Calaway #13

تاریخ ارسال : 12 اردیبهشت 1391 17:43
اعتماد کردن بد نیست اگه بدونی میشه درستش کرد چرا که نه ولی بی گدار به آب زدن خوب نیست


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.