صورتحساب بچگی ...

صورتحساب بچگی ... شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!! شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به ماد
نوشته, مادرش, صورتحساب, خواند, برداشت, اشپزی, ،دستهایش, چشمان, آنگاه, قبلاً, دوستت, پرداخت, واقعی, خواهی, هزینه, اونهائی, چشمانش, مامان, میکنند, موارد

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29996
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: ThomasDer
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » صورتحساب بچگی ...
دانلود بازی با لینک مستقیم

مطالب خواندنی | 1ta | TehranKids21-08-1390, 19:42

شبی پسر بچه ای یک برگ کاغذ به مادرش داد . مادر که در حال اشپزی بود ،دستهایش را با حوله تمیز کرد و نوشته را با صدای بلند خواند. او نوشته بود صورتحساب !!!

کوتاه کردن چمن باغچه 5 دلار

مراقبت از برادر کوچکم 2 دلار

نمره ریاضی خوبی که گرفتم 3 دلار

بیرون بردن زباله 1 دلار

جمع بدهی شما به من :12 دلار

مادر نگاهی به چشمان منتظر پسرش کرد،چند لحظه خاطراتش را مرور کرد و سپس قلم را برداشت و پشت برگه صورتحساب این عبارت را نوشت:

بابت 9 ماه بارداری که در وجودم رشد کردی هیچ

بابت تمام شبهائی که به پایت نشستم و برایت دعا کردم هیچ

بابت تمام زحماتی که در این چند سال کشیدم تا تو بزرگ شوی هیچ

بابت غذا ، نظافت تو ، اسباب بازی هایت هیچ

و اگر شما اینها را جمع بزنی خواهی دید که هزینه عشق واقعی من به تو هیچ است.

وقتی پسر آن چه را که مادرش نوشته بود خواند چشمانش پر از اشک شد ودر حالی که به چشمان مادرش نگاه می کرد. گفت: مامان ... دوستت دارم ،

آنگاه قلم را برداشت و زیر صورتحساب نوشت:

قبلاً بطور کامل پرداخت شده

قابل توجه اونهائی که فقط خودشونو میشناسند و فکر میکنند مرور زمان انها را بزرگ کرده و حالا که هیکل درشت کردند خدا را هم بنده نیستند. بعضی وقتها نیازه به این موارد فکر کنیم . کسانی که از خانواده دور هستند شاید بهتر درک کنند.

گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #1

تاریخ ارسال : 21 آبان 1390 20:14
مادرم دوستت دارم

خيلي زيبا بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.04.1390
نام کامل: afsos_mani
نظرات: 103
ارسالات: 1
مسنجر: --

manijon #2

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 00:58
من از خانوادم دورم واقعا دلم شکست وقتی خوندمش .مرسی 1تا جان


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 474
ارسالات: 10
مسنجر: --

t.1369 #3

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 08:12

خيلي قشنگ بود

گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #4

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 08:56
خیلی خیلی زیبا بود.....................مرسی
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #5

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 08:59
جالب بود ممنون...!!! love


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.04.1390
نام کامل: niloofar
نظرات: 407
ارسالات: 9
مسنجر: --

mavi #6

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 09:19
همیشه زحمات خانما ندیده گرفته میشهrecourse
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.06.1390
نام کامل: maboob
نظرات: 385
ارسالات: 3
مسنجر: --

mahboobel_2012 #7

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 10:06
منم مامانمو دوست دارم ...همه مامانشونو دوست دارن! lol
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.07.1390
نام کامل: آوا
نظرات: 247
ارسالات: 2
مسنجر: --

تمنا #8

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 11:41
مرسی .........
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 3
ارسالات: 0
مسنجر: --

mahsa2291360 #9

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 11:44
خیلی زیاد دچار احساسات شدم واشک از چشمانم جاری شد چون یاد زحمات مادرم افتادم باید مادر بشیم تابفهمیم چقدر مادر سختیهاروتحمل میکنه ولی بچه های این دوره اینونمیفهمند.انشاله که روح خفته همه ما بیدار بشه و قدر زحمات مامان و باباهامونو بفهمیم
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #10

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 11:59
حالا مهسا جون خیلی احساساتی نشو واست خوب نیست lol tongue


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.11.1389
نام کامل: tina
نظرات: 169
ارسالات: 42
مسنجر: --

tinaa #11

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 12:02

gahi mavaghee khondane ingone matalebe talangore khobyee , mamnon 1ta joon

گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #12

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 16:42
مرسی 1تا ...عالی بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.11.1389
نام کامل: Raheb
نظرات: 276
ارسالات: 0
مسنجر: --

goldilocks #13

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 19:10
tttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttttt
tttttttttttttttt


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #14

تاریخ ارسال : 26 آبان 1390 15:35
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #15

تاریخ ارسال : 28 آبان 1390 04:27
miciiiiiiiiiiiiiiiiii 1ta jo0n kheili ghashang budlove


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #16

تاریخ ارسال : 4 آذر 1390 23:13
besiyar ziba va amozande boddddd


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.09.1390
نام کامل: احمد بلوریان
نظرات: 185
ارسالات: 4
مسنجر: --

ahmadscorpion #17

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 13:55

من قبلا این مطلبو خونده بودم

ام اگه 10باره دیگه هم بخونم بازم بخاطر زحماتی که مادرم برام کشیده شرمنده میشم و اشک میریزم

دست 1تا خانومو باید بوسید بخاطر این مطالب زیبایی که توی سایت میذاره

واقعا دستش درد نکنه

براش آرزوی موفقیت در تمام مراحل زندگیش دارم



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #18

تاریخ ارسال : 27 فروردین 1391 09:28
meri 1taye aziz ziba bud
گروه: عضو سایت
عضویت: 1.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 118
ارسالات: 0
مسنجر: --

ملودی75 #19

تاریخ ارسال : 9 اردیبهشت 1391 13:17
مرسی جالب بود love
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #20

تاریخ ارسال : 7 خرداد 1391 08:42
ممنون




گروه: عضو سایت
عضویت: 21.02.1391
نام کامل: --
نظرات: 338
ارسالات: 3
مسنجر: --

saghi_007 #21

تاریخ ارسال : 22 شهریور 1391 18:33
mersiiiiiiiiiiiiiiiiiii azzzziiiizaaaam
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1391
نام کامل: forogh
نظرات: 89
ارسالات: 0
مسنجر: --

forogh.banooooo #22

تاریخ ارسال : 12 آبان 1391 10:52
آخییییییییییییییییی نازی

یکتا جان این مطلب قبلا هم توسط وروجک خوانده شده بود از مطلب تکراریت ممنون
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 898
ارسالات: 11
مسنجر: --

pary2012 #23

تاریخ ارسال : 24 آبان 1391 22:28
ممنون ازت که بازم با هم مرور کردیم زحمات این بزرگواران را.....خدوند به همه آنها عمر باعزت عطا فرماید
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.07.1391
نام کامل: پرنـــــــــــــسس تــــــــــــهرانکیدز♥
نظرات: 367
ارسالات: 3
مسنجر: --

Sisyjun #24

تاریخ ارسال : 5 دی 1391 17:58
قوبون مامانم برم من... love

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.