جهنم و بهشت ...!

جهنم و بهشت ...! مردی در خواب با خدا مکالمه& ;ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی است؟ “، خدا او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد،مردی در خواب با خدا مکالم
ldquoخداوندا, بازوهایشان, توانستند, بسیار, ببرند, هدایت, بدانم, ldquo،, مکالمه, اندازه, داشتند،, دقیقا, استrdquo،, دیدی،, رفتند, بوده،, افراد, مانند, فهممrdquo،, گرفته

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30006
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: trubnikaaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » جهنم و بهشت ...!
دانلود بازی با لینک مستقیم

مطالب خواندنی | 1ta | TehranKids9-09-1390, 23:19

جهنم و بهشت ...!



خدا مکالمه‌ای داشت: “خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی است؟ “، خدا او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق‌هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته‌ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته‌ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی‌توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند.
مرد با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: “تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است”، آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می‌گفتند و می‌خندیدند، مرد گفت: “خداوندا نمی‌فهمم؟!”، خدا پاسخ داد: “ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می‌بینی؟ اینها یاد گرفته‌اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می‌کنند.

گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #1

تاریخ ارسال : 10 آذر 1390 00:01

مطلب خیلی جالبی بود ممنون یکتا خانم

گروه: عضو سایت
عضویت: 6.06.1390
نام کامل: paria
نظرات: 63
ارسالات: 4
مسنجر: --

pariasun #2

تاریخ ارسال : 10 آذر 1390 01:25
خیلی جالب بود مرسی یکتا جان
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 50
ارسالات: 0
مسنجر: --

عادل #3

تاریخ ارسال : 10 آذر 1390 08:46
ممنون. زیبایی مطلبت در بیان این حقیقت بود که چه اعمالی آدمها رو بهشت میبره و چه کارهایی آدمها رو از بهشت دور میکنه. متاسفانه خیلی از افراد به خیال خود راهی رو طی میکنند که به بهشت ختم میشه، هرچند در ظاهر اعمالشون پسندیده است ولی مربوط به رابطه مستقیم بنده و خداست. و این اعمال به قول معروف امتیازشون برای رسیدن به بهشت نسبت اعمال اجتماعی خیلی کمه
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #4

تاریخ ارسال : 10 آذر 1390 10:19
مرسی...................
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #5

تاریخ ارسال : 10 آذر 1390 19:26
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 271
ارسالات: 35
مسنجر: --

نیلوفر90 #6

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 00:22
بهشت وجهنم همون افکار خوب و بد انسان است.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 84
ارسالات: 0
مسنجر: --

fateme 7 #7

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 18:54
vaghean hamintore..........
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.08.1390
نام کامل: mastee gh
نظرات: 8
ارسالات: 0
مسنجر: --

mastee #8

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 19:12
mer30 khob bod
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.08.1390
نام کامل: Alireza
نظرات: 38
ارسالات: 0
مسنجر: --

Alireza222211 #9

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 22:09
واقعا متن جالبی بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.04.1390
نام کامل: niloofar
نظرات: 407
ارسالات: 9
مسنجر: --

mavi #10

تاریخ ارسال : 12 آذر 1390 08:13
مرسی خیلی زیبا بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.08.1390
نام کامل: asal
نظرات: 120
ارسالات: 0
مسنجر: --

asale f #11

تاریخ ارسال : 12 آذر 1390 12:11
haghighate mahz mamnon
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.07.1390
نام کامل: --
نظرات: 483
ارسالات: 7
مسنجر: 64

alii.nor #12

تاریخ ارسال : 13 آذر 1390 13:48
مرسی یکتا جون


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #13

تاریخ ارسال : 13 آذر 1390 19:01
ممنون یکتا جان... خیلی جالب بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 1297
ارسالات: 3
مسنجر: --

fanfan #14

تاریخ ارسال : 15 آذر 1390 04:22
 
جالب بود .. براوو 1تا 
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 108
ارسالات: 7
مسنجر: --

barakat #15

تاریخ ارسال : 7 تیر 1391 22:45
دستت درد نکنه
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1391
نام کامل: --
نظرات: 57
ارسالات: 0
مسنجر: --

yaghma.k #16

تاریخ ارسال : 10 دی 1391 21:53

mc 1ta banoo

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.