سیر ملکوت !

سیر ملکوت ! سیر ملکوت ! تا آگه و واقف شوم از راز ازل آگاه از این مسىٔله ی لاینحلهر لحظه پی دلیل و راهی رفتم شاید که شود مشکل اسرارم حل & ; یکچند پی زینت و زیور گشتم & ;& ; یکچند پی دانش و دفتر گشتم & ;
اندیشه, توىٔی, قلندری, اسرار, پرسیدم, یکچند, بیناىٔی, استاد, نایافته, بیدار, بخواب, جویاىٔی, آشفته, جواهری, بپاسخ, معمانه, خوانی, خواهی, گفتگوی, تنهاىٔی

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29855
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Lenoracd
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » سیر ملکوت !
دانلود بازی با لینک مستقیم

 

سیر ملکوت !

 

سیر ملکوت !

تا آگه و واقف شوم از راز ازل

آگاه از این مسىٔله ی لاینحل

هر لحظه پی دلیل و راهی رفتم

شاید که شود مشکل اسرارم حل

 

« یکچند پی زینت و زیور گشتم »

« یکچند پی دانش و دفتر گشتم »

« چون فارغ از این جهان ابتر گشتم »

« دست از همه شستم و قلندر گشتم »

 

دیدم که قلندری بجز مستی نیست

جز بی خبری ز عالم هستی  نیست

بیکاری و کم مایگی و بی هنری

جز شیوه ی نامردی و پستی نیست

 

بر تافتم از قلندری روی نیاز

رفتم بسراغ زاهد حیلت باز

دیدم که نمیدهد بجز بوی ریا

سجاده ی بوریا و محراب نماز

 

کردم به سپهر عشق ، چون شمس ورود

پرسیدم از آن مطلع انوار شهود

گفتا : پی راه بردن این مقصود

در رقص نگر جمله ی ذرات وجود

 

گفتم : عالم ، که کنه ذره شکافت

وندر دل او هزار خورشید بتافت

شاید که بود آگه از این سر ، دیدم

او خود بکمال ذره ای راه نیافت

 

رفتم بر سر تربت شیخ شیراز

با او سخن خویش نمودم آغاز

فریاد بر آورد منم  کشته ی عشق

از کشته ی عشق بر نیاید آواز

 

ز آنجا شدم از حافظ پرسیدم چیست
این نکته کزان عقل در اندیشه بسیست

آهسته بلبخند فرا گوشم گفت :

« در مجلس رندان خبری نیست نیست ! »

 

در خویش به اندیشه زدم صدها گام

بردم طلب خویش به پیش « خیام »

چون خواستم از فکر بدیعش الهام

آورد مرا بپاسخ این نغز کلام :

 

« اسرار ازل را نه تو دانی و نه من »

« وین حرف معمانه نه تو خوانی نه من »

« هست از پس پرده گفتگوی من و تو »

« چون پرده بر افتد نه تو مانی و نه من »

 

آشفته و حیرت زده از جویاىٔی

ز استاد حکیم جستم این بیناىٔی

دیدم که چو نایافته بیدار کسی

او نیز بخواب رفته از تنهاىٔی

 

« یارب مردی ، که راهنما مردی نیست » 

صد راه و ز هیچ رهگذر گردی نیست

هر کس برهی جهانده اسب اوهام

در پهنه ی اندیشه هماوردی نیست

 

« صوفی گوید که دلق پشمینه ی من »

« سلطان گوید که نقد گنجینه ی من »

«عاشق گوید که داغ دیرینه ی من

من دانم من که چیست در سینه ی من »

 

راهی چو نیافتم از این ره دیگر

حیرت زده در خویش فرو بردم سر

ناگاه منادیم بر آورد خبر

کای کرده طلب ز غیر ، در خویش نگر

 

« ای آینه ی جمال شاهی که توىٔی »

« وی زبده ی اسرار الهی که توىٔی »

« بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست »

« از خود بطلب هر آنچه خواهی که توىٔی »

 

 غلام حسین جواهری ( وجدی )

گروه: عضو سایت
عضویت: 1.10.1390
نام کامل: بابا بزرگی
نظرات: 650
ارسالات: 80
مسنجر: --

B.13.Sadegh #1

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 01:29
مرسي دايي جان عالي بود...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #2

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 01:55
merceeeeeee ziba bodddd


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 5
ارسالات: 0
مسنجر: --

سارای من #3

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 08:32
فوق العاده جالب بود لذت بردم مرسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.08.1390
نام کامل: میترا
نظرات: 313
ارسالات: 3
مسنجر: --

نجم #4

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 10:12
مرسی خوشگل بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: بانو
نظرات: 156
ارسالات: 1
مسنجر: --

nargesbanoo #5

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 10:14
مررررررررررررسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 54
ارسالات: 1
مسنجر: --

sim sim #6

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 10:42
manmoon daiiii joon


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #7

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 14:17

dast az hame shustamu ............be khuda omidvar ghashtam

payane har aghazi siri ast be soye aghazhye bolndtar request

گروه: عضو سایت
عضویت: 7.06.1390
نام کامل:  
نظرات: 253
ارسالات: 5
مسنجر: --

l.messi #8

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 17:00
tnx khan daei


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 9
ارسالات: 0
مسنجر: --

ayda.s #9

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1390 18:38
ممنون دایی قشنگ بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.01.1391
نام کامل: شاهرخ
نظرات: 434
ارسالات: 12
مسنجر: --

shahrukh #10

تاریخ ارسال : 29 فروردین 1391 11:03
ممنون زیبا بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 898
ارسالات: 11
مسنجر: --

pary2012 #11

تاریخ ارسال : 7 آذر 1391 21:58
متشکرم.زیبا بود..............................همچو مهتاب که از خاطر شب میگذرد / هر شب آهسته ز آفاق دلم میگذری

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.