با اولین رستوران دار خانم ایران آشنا شوید

با اولین رستوران دار خانم ایران آشنا شوید فاطمه طریقت& ; منفرد؛ مؤسس رستوران & ;هانی& ; در تهران از ۲۷ سال پیش کار خود را آغاز کرد؛ اگرچه در آغاز کار با مخالفت جدی پدر خود روبه& ;رو بود، اما پشتکار این زن با اراده باعث شد این رست
رستوران, طریقت, خانواده, فاطمه, موفقیت, نظارت, رستورانی, عنوان, اجدادی, داشته, خستگی, افتتاح, تهران, بیشتر, انجام, مخالفت, مردانه, دقیقا, بزرگی, جبرانش

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29736
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: EllRhycle
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » با اولین رستوران دار خانم ایران آشنا شوید
دانلود بازی با لینک مستقیم

با اولین رستوران دار خانم ایران آشنا شوید
فاطمه طریقت‌ منفرد؛ مؤسس رستوران «هانی» در تهران از ۲۷ سال پیش کار خود را آغاز کرد؛ اگرچه در آغاز کار با مخالفت جدی پدر خود روبه‌رو بود، اما پشتکار این زن با اراده باعث شد این رستوران در رده رستوران‌های معروف تهران قرار گیرد.
برای خانم طریقت همه چیز از یک آتش سوزی شروع شد، دقیقا ۳۲ سال پیش، کارخانه چمدان سازی حاج اکبر کبریتچی سوخت و اعتبار خاندان بر باد رفت، همین شد که خانم خانه به فکر شغل آبا و اجدادی افتاد و تصمیم گرفت به کمک همسرش بیاید.
وی با وجود تمام مخالفت‌ها آستین‌ها را بالا زد و سراغ سیخ کباب و دیگ برنج رفت. فاطمه طریقت منفرد، موفق شد رستورانی را راه بیندازد. رستورانی که دقیقا یک روز قبل از تولد آخرین فرزندش افتتاح شد و نام‌ « هانی» پسر سوم خانواده را بر خود گرفت نامی که حالا برای خود برند بزرگی به شمار می‌رود

رستوران‌ داری شغل آبا و اجدادی خانواده پدری خانم فاطمه طریقت منفرد است؛ تقریبا تمام مردان خانواده او به این حرفه اشتغال داشته‌اند؛ پدرش نیز رستوران طریقت را در سال ۱۳۱۷ راه اندازی کرد، اما افتتاح هانی به دست خانم طریقت در اسفند ۱۳۵۹ یک گام بزرگ بود.
خانواده طریقت، خانواده بزرگ و مذهبی بود که کار کردن زنان در آن عیب بزرگی به شمار می‌‌رفت و دختران حق نداشتند بیشتر از مقطع ابتدایی تحصیل کنند. آن‌ها باید آماده می‌شدند تا همسری خوب و مادری مهربان باشند.
فاطمه نیز همین‌گونه و بر اساس سنت قدیمی خانواده بزرگ شد و برخلاف میل باطنی به اجبار پدر ازدواج کرد که این وصلت با وجود ۵ فرزند ( ۴پسر و یک دختر ) در بیستمین سال به جدایی کشید و فاطمه به تنهایی بار رستوران داری را به دوش کشید.
احترام به قانون، داشتن نظم و انضباط در کار و عشق به ایران از خصوصیت‌های مهم این زن برجسته است، رمز موفقیت وی در حیطه کاری، نکته سنجی و ریزه‌کاری‌هایی است که شخصا « و با نظارت کامل وی انجام می‌پذیرد.
هم‌اکنون روزانه حدود ۶۰ منوی غذا، سرد و گرم در رستوران‌ هانی سرو می‌شود که رضایت مشتری‌های ایرانی و خارجی را به خود جلب کرده است.
راز موفقیت مدیر رستوران هانی از زبان خودش
خیلی‌ها می‌پرسند که راز این موفقیت چیست؟ باید بگویم رمز اصلی‌اش این است که من هیچ وقت از زیر کار در نرفته‌ام، حتی شاید خیلی وقت‌ها پیش آمده که کارم را به خانواده ترجیح داده‌ام که درست هم نبوده؛ اما خب کاری که من انجام می‌دهم مسئولیت سنگینی دارد و حتی فکر می‌کنم کمتر از کار یک پزشک نیست، چون یک اشتباه ممکن است حوادثی را به وجود بیاورد که جبرانش خیلی سخت باشد... با این وجود تمام این سختی‌ها و خستگی‌ها وقتی که مردم می‌آیند و به خاطر کیفیت کار تشکر می‌کنند خستگی از تنم بیرون می‌رود. خانم طریقت به شدت عاشق کارش است می‌گوید می‌توانست بی‌خیال همه چیز شود ولی وجدان کاری و تعهد مانع است.
شغل مردانه با کارگران مرد
می‌دانم که این تصور برای خیلی‌ها وجود دارد که رستوران‌داری یک شغل مردانه است. به عنوان یکی از معدود زنان رستوران‌دار ایرانی، هر چند منش و شخصیت رفتاری افراد را مهم‌ترین عامل در انتخابشان برای کار می‌دانم اما معتقدم کار کردن با آقایان راحت‌تر است. به خاطر همین بیشتر کارمندان رستورانم را مرد‌ها تشکیل می‌دهند. در آشپزخانه‌هانی هر چند خودم سرآشپز و رئیس هستم اما تمام آشپزهای مشغول به کار که تحت تعلیم خودم بوده‌اند، مرد هستند.
کارگران در عین راضی بودن از مدیریت خانم طریقت؛ ایشان را به عنوان تنها و یگانه قدرت مسلط بر کار پذیرا هستند.
هیچ وقت این‌طور فکر نکردم که رئیس رستوران هستم پس باید فقط بروم و بیایم و یک نظارت از راه دور داشته باشم. من روی کارم و غذایی که به دست مردم می‌رسد نظارت کامل دارم چون کارم را فوق‌العاده دوست دارم، خودم از ۱۵سالگی کار کرده‌ام و از ۲۷سالگی رسما وارد رستوران شدم.

گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #1

تاریخ ارسال : 28 مرداد 1391 18:30
.............................................
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.11.1390
نام کامل: عارف
نظرات: 79
ارسالات: 4
مسنجر: --

عارف #2

تاریخ ارسال : 28 مرداد 1391 21:26
ممنون عالی بود...........
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 164
ارسالات: 22
مسنجر: --

mobina1 #3

تاریخ ارسال : 30 مرداد 1391 01:34
mamnoo0on. movafagh bashe hamshe smile
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 199
ارسالات: 2
مسنجر: --

m23 #4

تاریخ ارسال : 30 مرداد 1391 12:06
mamnon


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: mahsa
نظرات: 545
ارسالات: 1
مسنجر: --

jijar #5

تاریخ ارسال : 30 مرداد 1391 13:37
belay 
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #6

تاریخ ارسال : 31 مرداد 1391 22:30
ممنون.............




گروه: عضو سایت
عضویت: 31.03.1391
نام کامل: rooz
نظرات: 700
ارسالات: 1
مسنجر: --

rooz #7

تاریخ ارسال : 1 شهریور 1391 09:06
بابا دمت گرم... winked
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 176
ارسالات: 0
مسنجر: --

yasiiiiiiiiii #8

تاریخ ارسال : 1 شهریور 1391 13:55

dastesh dard nakoneeeeee....khanuma kam kam nasle aghayuno mongharez mikonan mashallah...wink



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.03.1391
نام کامل: آب و اتش
نظرات: 800
ارسالات: 0
مسنجر: --

آب و آتش #9

تاریخ ارسال : 4 شهریور 1391 14:10
ممنون


گروه: عضو سایت
عضویت: 13.05.1391
نام کامل: nima
نظرات: 106
ارسالات: 15
مسنجر: --

m.nima15 #10

تاریخ ارسال : 8 شهریور 1391 21:35
خوب بود ممنون خیلی خیلی خوشم اومد


دست نویسنده درد نکنه


چرا زحمت کشیدی چرا بیشتر ندادی wink
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 589
ارسالات: 0
مسنجر: --

nargol #11

تاریخ ارسال : 13 آذر 1391 15:44
...............................

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.