شوخي با داستانهاي دوران دبستان

شوخي با داستانهاي دوران دبستان گاو ما ما مي کرد گوسفند بع بع مي کرد سگ واق واق مي کرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنک کجايي شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود. حسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد. او به شهر رفته
ندارد, ريزعلي, پتروس, مهمان, چوپان, دروغگو, تصميم, حوصله, موهاي, گوسفند, هميشه, نداشت, خوانده, بالايي, مردند, فرياد, فاميل, شلوار, ناخوانده, آخرين

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29093
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: سثرذییری
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » شوخي با داستانهاي دوران دبستان
دانلود بازی با لینک مستقیم

شوخي با داستانهاي دوران دبستان

 

 

 

 

 

 

 

گاو ما ما مي کرد
گوسفند بع بع مي کرد
سگ واق واق مي کرد
و همه با هم فرياد مي زدند حسنک کجايي
شب شده بود اما حسنک به خانه نيامده بود. حسنک مدت هاي زيادي است که به خانه نمي آيد. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي کند. او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنک ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز که حسنک با کبري چت مي کرد . کبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.کبري تصميم داشت حسنک را رها کند و ديگر با او چت نکند چون او با پتروس چت مي کرد. پتروس هميشه پاي کامپيوترش نشسته بود و چت مي کرد. پتروس ديد که سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي کرد چون زياد چت کرده بود. او نمي دانست که سد تا چند لحظه ي ديگر مي شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.
براي مراسم دفن او کبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما کوه روي ريل ريزش کرده بود . ريزعلي ديد که کوه ريزش کرده اما حوصله نداشت . ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد . ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل هميشه سوت و کور بود . الان چند سالي است که کوکب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ي مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سير کند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار که گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است که ديگر در کتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 5.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 655
ارسالات: 120
مسنجر: --

پژمان #1

تاریخ ارسال : 14 بهمن 1388 01:00
تکرااااااااااااااررررررررررررررری بوووووووووود


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #2

تاریخ ارسال : 14 بهمن 1388 17:11
khili bahal bod tnx vorojak
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #3

تاریخ ارسال : 14 بهمن 1388 19:23
چرت و مزخرف و خزززززززززززز.........


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.09.1388
نام کامل: asal
نظرات: 218
ارسالات: 0
مسنجر: --

asal_tala #4

تاریخ ارسال : 14 بهمن 1388 22:28
be nazare man ke kheyli ba mani bod


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 42
ارسالات: 3
مسنجر: --

crazy_love #5

تاریخ ارسال : 14 بهمن 1388 23:47
bad nabod


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 2
ارسالات: 0
مسنجر: --

NAFAS #6

تاریخ ارسال : 15 بهمن 1388 16:01
تکراری بود من این مطلب را چند سال پیش خووووونده بودم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گروه: مهمان سایت
عضویت: --
نام کامل: --
نظرات: 0
ارسالات: 0
مسنجر: --

niyosha_n #7

تاریخ ارسال : 16 بهمن 1388 17:13
jaleb bod
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 14
ارسالات: 0
مسنجر: --

sadegh33243 #8

تاریخ ارسال : 17 بهمن 1388 07:49
kolan 1salo nim az taviz ketabaye ghadimi migzare che joori chand sal pish khondi avlin baram 1sal pish too radio javan pakhsh kard
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 8
ارسالات: 1
مسنجر: --

Lovely boy #9

تاریخ ارسال : 17 بهمن 1388 09:56
aly bud :D
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 93
ارسالات: 0
مسنجر: --

nazgol #10

تاریخ ارسال : 17 بهمن 1388 14:32
مرسي خيلي قشنگ بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 655
ارسالات: 120
مسنجر: --

پژمان #11

تاریخ ارسال : 19 بهمن 1388 00:57
sadegh33243
کتابهای درسی 8-7 ساله عوض شده.کجایی؟


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.01.1389
نام کامل: --
نظرات: 50
ارسالات: 6
مسنجر: --

Asef #12

تاریخ ارسال : 7 اردیبهشت 1389 16:34
خیلی جالب بود
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #13

تاریخ ارسال : 10 شهریور 1390 18:23
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.05.1390
نام کامل: sara nik
نظرات: 1260
ارسالات: 0
مسنجر: 2147483647

sara nik #14

تاریخ ارسال : 22 دی 1390 18:04
مرسیییییییییییییییییییی
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 42
ارسالات: 3
مسنجر: --

masoud sh #15

تاریخ ارسال : 10 فروردین 1391 10:49
ای کاش من هم یه دانش آموز بودم تا................
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #16

تاریخ ارسال : 26 فروردین 1391 18:24
mamnunam.........
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 5.09.1390
نام کامل: راضیه
نظرات: 343
ارسالات: 95
مسنجر: --

راضیه #17

تاریخ ارسال : 16 اردیبهشت 1391 18:25
مرسي خيلي خوب بود


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.11.1391
نام کامل: یه تنها...
نظرات: 84
ارسالات: 0
مسنجر: --

elaheyeh sharghi #18

تاریخ ارسال : 27 اسفند 1391 16:32
ممنون جالب بود!


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.