دین به چه دردی میخورد؟

دین به چه دردی میخورد؟ دین به چه دردی می& ;خورد؟ انسان با عقلش مطالب بسیاری را کشف می& ;کند و حال این انسان با این توانایی نمی& ;تواند این را بفهمد که چه خوب و چه بد است و باید انبیا بیاییند و به او بگویند که عدا
قوانین, قانون, دارند, منطبق, ندارد, تمامی, مبتنی, باشد؛, زندگی, دارد،, انسان, اجتماعی, اساساً, حکومت, دیکتاتوری, نماید, داشته, حقایق, بِهَا, باشد،

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 26454
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Kellyguata
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » دین به چه دردی میخورد؟
دانلود بازی با لینک مستقیم

مطالب خواندنی | fench | TehranKids17-02-1393, 09:57

دین به چه دردی میخورد؟

 

دین به چه دردی می‌خورد؟ انسان با عقلش مطالب بسیاری را کشف می‌کند و حال این انسان با این توانایی نمی‌تواند این را بفهمد که چه خوب و چه بد است و باید انبیا بیاییند و به او بگویند که عدالت خوب است و ظلم و جنایت بد است؟ اصلاً چه تفاوتی بین مادی گری و ادیان الهی وجود دارد همه آنها می‌گویند ازادی خوب است و دزدی بد است ...

کدام توانایی عقلی و علمی؟ چه فهمیدیم که بگوییم عقل و علم ما کامل شده و دیگر کفایت می‌کند؟!


دین یعنی شناخت از عالم هستی و اول و آخر جهان (اعتقادات) و نیز چه باید کردها و چه نباید کردها (شریعت = قوانین)، برای رشد و رسیدن به هدف. لذا هیچ کس در این عالم بی‌دین نیست که بگوییم «دین به چه دردی می‌خورد؟»؛ حال چه دین او حق باشد و چه باطل – چه نگاه و شناختش به حقایق عالم هستی درست و صحیح باشد و چه غلط و خرافی - چه با پذیرش و رعایت قوانین حق به سوی کمال خود رشد یابد و چه با پذیرش قوانین باطل مراتب نزولی را بپیماید.


الف – پس، انسان چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی و چه در تمامی شئون فردی و اجتماعی زندگی، موجودی قانونمند و محتاج به جهان‌بینی و قوانین (دین) می‌باشد؛ و البته قانون نیز وقتی صحیح است که جهان بینی صحیح باشد و قانون منطبق با حقایق عالم هستی باشد، نه من درآوردی یا اعتباری.


اساساً باید بدانیم که نظام هستی، با قانون‌گزاری ما متغیر و موافق نمی‌شود، پس قانون باید منطبق با نظام باشد.


ب – وضع قوانین از دو حال خارج نیست، یا خدا باید آنها را وضع کرده و ابلاغ نماید، یا بشر باید در این مهم همّت گمارد. لذا به قوانین الهی گفته می‌شود «دین الهی» و به قوانین بشری نیز گفته می‌شود «دین بشری»، هر چند که به ظاهر بگویند: ما اصلاً با دین مخالفیم. اما همین نگاه نیز خودش نوعی دین است. لذا در قرآن کریم هم به دین الهی تصریح دارد و هم به دین کفار.

«وَلَا أَنَا عَابِدٌ مَّا عَبَدتُّمْ * وَلَا أَنتُمْ عَابِدُونَ مَا أَعْبُدُ * لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (سوره الکافرون)


ترجمه: و نه هرگز من پرستنده آنم كه شما مى‏پرستيد * و نه هرگز شما پرستنده آن هستيد كه من مى‏پرستم  * دين شما از آن خودتان، و دين من از آن من.


این که می‌بینید در نظریات ملحدانه که در غرب بیشتر رواج دارد، با دین مخالفت می‌کنند، منظورشان هر دینی نیست، چرا که خودشان نیز دین دارند و تمامی «ایسم»ها، دین هستند و حتی بی‌دینی (ظاهری) نیز خودش نوعی دین است؛ بلکه آن مدعیان، با دین الهی مخالفت دارند و در واقع می‌گویند: «دین شما نه، دین ما آری» و این همان دیکتاتوری بشری است.


پس سؤال را باید چنین اصلاح کنیم که دین الهی چه فایده‌ای دارد؟ نه این که اساساً دین چه فایده‌ای دارد، چرا که بشر را گریزی از دین نیست و اگر دین حق را نیابد، دین باطل را جایگزین می‌کند.


قوانین هدایتی بشری مبتنی بر جهل است:

بیان شد که نگاه واقع‌بینانه به عالم هستی مبتنی بر علم است و قانونی صحیح و متضمن رشد می‍باشد که منطبق با قوانین عالم هستی باشد؛ اما بشر چه علمی دارد که بتواند بر اساس آن قوانین صحیحی در تمامی شئون زندگی فردی و اجتماعی وضع نماید؟! بشر اگر دین الهی را حذف کند، نه اول را می‌شناسد و نه آخر را؛ و بالتبع راه و قوانین مترتب بر آن را نیز نمی‌شناسد:


1- بشر عالم هستی را خلق نکرده است که به آن سلطه حکومتی یا حتی اشراف علمی داشته باشد؛ پس در شناخت عالم جاهل است.


2- بشر  خودش یا هم نوع خودش را خلق نکرده است که به تمام جوانب وجود و حیاتش علم داشته باشد؛ پس به خودش نیز جاهل است و خود را «انسان، موجود ناشناخته» می‌نامد.

3- بشر با علم خود نه به اول جهان دسترسی دارد و نه به آخرش؛ جهان در نظر کسی که می‌خواهد به علم خود متکی باشد، «کهنه کتابی است که اول و آخر آن افتاده است»، پس نسبت به مبدأ و معادش نیز جاهل است، مضافاً بر این که بر موقعیت فعلی خود در نظام هستی نیز جاهل می‌باشد. کسی که نمی‌داند از کجا آمده و به کجا می‌رود، قطعاً نمی‌داند که در چه موقعیتی قرار دارد و از کدام راه باید برود؟


4- بشر به روابط، علت و معلول و آثار اجزای عالم نسبت به خود و سایر اجزا نیز علم ندارد. حتی نسبت به خود و رابطه و تأثیر روح، بدن، حبّ، بغض، شهوت، غضب، عقل، نفس، قلب ... و نیز تأثیر هر رفتاری بر اینها علم ندارد. پس به خودش هم چنان جاهل است.

پس بشر وقتی می‌تواند قوانینی صحیحی وضع نماید که به تمامی عالم و اجزای آن و ارتباط آنها و تأثیر و تأثرها و ... علم داشته باشد، که ندارد.


ج – از این رو، بدون هیچ تردیدی، قانون‌گزاری بشر (قانون‌گذاری غلط مصطلح است)، مبتنی بر چهار جهل اساسی می‌باشد. لذا شاهدیم که گوش دارد، با آن نمی‌شنود و قلب و عقل نیز دارد، ولی فهم نمی‌کند و نمی‌داند که چه بکند و یا چه نکند تا عقلش محجوب و علمش در اختیار نفسش قرار نگیرد و در این صورت چون چهارپایان زندگی می‌کند و در عین حال، به عقل و علم قلیل و ناچیز خود نیز می‌بالد!

 

دین به چه دردی میخورد؟



«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لاَّ يُبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ يَسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَـئِكَ كَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَـئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ» (الأعراف، 179)


ترجمه: و حقّا كه ما بسيارى از جن و انس را (گويى) براى دوزخ آفريده‏ايم، زيرا كه دل‏ها دارند ولى (حقايق را) بدان نمى‏فهمند، و چشم‏ها دارند ولى بدان (به عبرت) نمى‏نگرند و گوش‏ها دارند ولى بدان (معارف حقّه را) نمى‏شنوند آنها مانند چهارپايانند بلكه گمراه‏ترند (زيرا با داشتن استعداد رشد و تكامل، به راه باطل مى‏روند) و آنها همان غافلانند.


د – وقتی بشر به جای خدا نشست و تصمیم گرفت که به جای خدا بر خود و دیگران و عالم حکومت کند و به جای او قانون وضع نماید و دین بسازد، همین پیش می‌آید که آمده است. با تمام رشد عقلی و علمی‌اش، بدتر از قرون وسطی آدم می‌کشد و نام عقل، علم و حقوق بشر و دموکراسی ... نیز بر این جنایات می‌نهد.


وقتی بشر قانون و دین وضع کند، حکومت الله، جایش را به حکومت شخص می‌دهد و خود به خود دیکتاتوری ظهور کرده و ملاک حقانیت قوانین، قدرت و زور می‌شود، هر چند که گاهی نامش را علم بگذارند، گاهی نظریه، گاهی یافته‌های نخبگان، گاهی دموکراسی، گاهی حقوق بشر، گاهی عقل برتر (امریکا) که باید مصالح آدمیان و جهان را تشخیص دهد.


از این رو، شاهدیم که همان اصلی که شما آن را غیر عقلانی یا غیر انسانی می‌خوانید، دیگری آن را عین عقل می‌خواند و اگر با استدلال عقلی محکوم شود، کلاً «عقل» را تعطیل اعلام می‌کند. از همین رو، هر آن چه شما بر اساس فطرت آن را حسن و قبح می‌دانید، آنها بر عکس می‌دانند و اگر با استدلال مواجه شوند، با ژستی کاملاً اندیشمندانه می‌گویند: «اساساً هیچ مفهوم کلی وجود ندارد و حسن و قبحی نیز وجود دارد».


بر همین اساس، برخی اصالت را به ماده داده‌اند – برخی به فرد – برخی به اجتماع – برخی به سود و برخی دیگر به لذت... و همه را نیز عقلانی بر شمرده‌اند - و خلاصه بشر هم چنان در گمراهی به سر می‌برد.


ﻫ – اما دین الهی، مبتنی بر علم، حکمت و مشیّت الهی است و منطبق با نظم و قوانین مترتب بر عالم هستی است و انسان را علم و آگاهی بخشیده و با ارائه‌ی نقشه راه، او را به سوی رشد، کمال و فلاح هدایت می‌کند.


دین الهی سبب می‌شود که بشر، نوع خود را «ارباب» نگیرد، حتی ارباب فکری. لذا دیکتاتوری برچشیده می‌شود و بشر به لحاظ فکری آزادی می‌شود در محدوده‌ی مشیت الهی، نه در محدوده‌ی مستکبرین.


دین الهی سبب می‌گردد که کلیه افکار و افعال بشری، منطبق با حقایق عالم هستی شود. به قول آیت الله جوادی آملی: اگر نظام هستی به کلام درآید، می‌شود قرآن و اگر قرآن در قالب تکوین ظهور نماید، می‌شود عالم هستی.

 

گروه: عضو سایت
عضویت: 9.11.1390
نام کامل: شهرام
نظرات: 79
ارسالات: 2
مسنجر: --

ارمیا #1

تاریخ ارسال : 19 اردیبهشت 1393 17:59
بله...
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.05.1391
نام کامل: --
نظرات: 16
ارسالات: 17
مسنجر: --

saeid34 #2

تاریخ ارسال : 28 اردیبهشت 1393 11:52

مرسی خوب بود.

گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1390
نام کامل: hanie
نظرات: 978
ارسالات: 4
مسنجر: --

hanie1992s #3

تاریخ ارسال : 14 خرداد 1393 14:09
مرسیییییییییییییییییییییییییییی
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.03.1393
نام کامل: sms
نظرات: 18
ارسالات: 0
مسنجر: --

sms16 #4

تاریخ ارسال : 13 مرداد 1393 07:56
ممنونم خیلی جالب بود

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.