ایمیل یک پسر مستمند برای خدا

ایمیل یک پسر مستمند برای خدا خدا جان! حرفهایم را توی نیمساعت باید برایت بنویسم.خودت میدونی که برای پیدا کردن هر کدام از حرفها روی این صفحه کلید چقدر عرق میریزم. خدا جان! از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که تو
اینکه, ایمیل, راستی, کامپیوتر, آدمهای, اصلاً, میدونم, میگوید, برایمان, افتاده, کافینت, دوباره, پولدار, مهمون, میبوسم, میگرده, تلویزیون, بیزحمت, داریم, داشتم

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29995
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: olyamikmova
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مطالب خواندنی » ایمیل یک پسر مستمند برای خدا
دانلود بازی با لینک مستقیم

ایمیل یک پسر مستمند برای خدا

خدا جان! حرفهایم را توی نیمساعت باید برایت بنویسم.خودت میدونی که برای پیدا کردن هر کدام از حرفها روی این صفحه کلید چقدر عرق میریزم.
خدا جان! از وقتی پسر همسایه پولدارمان به من گفت که تو یک ایمیل داری که هر روز چکش می کنی٬ هم خوشحال شدم و هم ناراحت.
خوشحال به خاطر اینکه میتونم درد دلم رو بنویسم و ناراحت از اینکه ما که توی خونه کامپیوتر نداریم . یک اتاقی مال آقا جان و ننهمان است و یک اتاق هم مال من و حسن و هادی و حسین و زهرا و فاطمه و ننه بزرگ و دو تا پشتی نو داریم که اکبر آقا بزاز٬خواستگار خواهرم زهرا برایمان آورده و یک کمد که همه چیزمون همان توست.
آشپز خانهمون هم توی حیاط هست که تازه آقا جان با آجر ساختش.من هم مجبورم برای اینکه به تو ایمیل بزنم دو هفته برم پیش رضا ترمزی کار کنم تا بتونم پول یک ساعت کافی نت را در بیارم.

خدا جان جون هر کی دوست داری زود به زود ایمیلهات رو چک کن و جواب مرا بده. من چیز زیادی نمی خوام.

خدا جان آقا جانم سه هفته است هر دو تا کلیههاش از کار افتاده و افتاده توی خونه. خیلی چیزی بدی است.
خدا جان !من عکس کلیه رو توی کتاب زیستم دیدم٬ اندازه لوبیاست. شکم آقا جان هم مثل نان بربری صاف است !برای تو که کاری نداره. اگه می شود یک دانه کلیه برایمان بفرست. من آقا جانم را خیلی دوست دارم.
الان بغض توی گلوی من است. ولی حواسم هست که این آدمهای توی کافینت که همه شیکن٬ نوشتههای مرا دزدکی نخوونند. چون میدونم حسابی به من میخندندو مسخره ام میکنند.

خدا جان اگر میشود یک کاری بکن این اکبر آقا بمیرد. آبجی زهرایم از اکبر آقا بدش می آد٬اما ننه میگوید که اکبر آقا شوهر زهرامان بشه٬ وضعمون بهتر میشه. خدا جان اکبر آقا چهل سال داره و تا حالا دو تا زنش مردند، آبجی زهرام فقط سیزده سال سن داره.
خدا جان الان نیم ساعت و هفت دقیقه است که دارم یکی یکی این حرفهای روی صفحه کلیدرو پیدا می کنم.
خدا جان اگر پول داشتم هر روز برای تو ایمیل میزدم.خوش به حال آدمهای پولدار که هر روز بهت ایمیل می زنند. تازه همایون پسر همسایمون میگفت با تو چت هم کرده، خوش به حالش.
راستی خدا جون، چه خوب شد به ما تلویزیون ندادی. یه بار که از جلوی مغازه رد میشدم دیدم که آدمهای توی تلویزیون چه غذاهای خوشگلی میخورند ،حتماً خوشمره هم هست نه؟
تا سه روز نان و ماست اصلاً به دهنم مزه نمیکرد .بعضی وقتها٬ ننه که از رختشویی بر میگرده با خودش پلو میآره.خیلی خوشمزه است. خدا جان، ننه میگه این برکت خداست دستت درد نکنه.
راستی خدا جان تو هم حتماً خیلی پولداری که خونهات رو توی آسمون ساختی. تازه من عکس خو نه ییلاقی تو رو دیدم.همون که روی زمین هست و یه پارچه سیاه روش کشیدی. خیلی بزرگ هستها.تازه اون همه مهمون هم داری حق داری که روی زمین نیایی٬ چون پذیرایی از اون همه آدم خیلی سخته.
ما اصلاً خونهمون مهمون نمی آد چون ما اصلاً کسی رو نداریم. ولی آقا جانم میگه که اگر کسی بیاد ساعتش را میفروشه و میوه و شیرینی می خره.
ما مهمونی هم نمیریم چون ننه میگوید بد است که یه گله آدم برود مهمانی.
خدا جان وقتم دارد تموم میشه اگه بیشتر پول داشتم میموندم و باز برات مینوشتم. ولی قول میدم دو هفته دیگه که مزدم رو گرفتم باز بیام و برات ایمیل بنویسم. خدا جان به خاطر اینکه درسهام خوبه از تو تشکر می کنم.
تازه به خاطر اینکه همه توی خونه همدیگر رو دوست داریم هم دستت رو میبوسم.
من میدونم که بعضی از آدم های پولدار خودکشی میکنن٬ ولی من هیچ وقت خودم رو نمیکشم.
تازه خدا جان من آدمهایی رو میشناسم که حتی اسم کامپیوتر رو نشیدند بیچاره٬ شاید از اونها هم دفعه بعد برات نوشتم.
خدا جان نامه منو به کسی نشون نده و فقط خودت بخون.
صبر کن......
آخجون پنجاه تومن دیگه هم دارم. خدا جان٬ جوابم رو بده. فقط تو رو به خدا به خارجی برام ننویس. چون زبانم خوب نیست هنوز.

آخ راستی خدا جان یادم رفت حسنمون داره دنبال کار میگرده. یک کار بیزحمت براش جور کن. هادی هم آبله مر غان گرفته. اگه برات زحمتی نیست زودتر خوبش کن.حسین هم و قتی ننه میره رختشویی همش گریه میکنه.

آبجی فاطمهمون هم چشماش ضعیف شده ولی روش نمیشه به آقا جان ب٬ چون میگه پول عینک خیلی زیاده.اگه میشه چشمای آبجیم رو هم خوب کن.
خب....وقت تمومه دیگه پدرم در اومد خدا جان مهربان. اگه زیاد چیزی خواستم معذرت میخوام ٬هنوز خیلی چیزا هست ولی روم نشد. دست مهربونت رو از دور میبوسم .راستی خدا جان ننه بزرگ آرزو داره که بره مشهد پابوس امام رضا .یک کاری براش بکن بیزحمت. باز هم دست وپات رو می بوسم.

منتظر جواب و کلیه هستم.
دستت درد نکنه
........................................

خواست دکمه ارسال رو بزنه دستش عرق کرده بود و چشمش سیاهی رفت یهو کامپیوتر خاموش شد.
خشکش زد.

صدایی ازپشت سرش گفت :اون سیستم ویروس داره نگران نباش الان دوباره میاد بالا.
اسکناسهای مچاله توی عرق کف دستش خیس شد. دیگه وقتی برای دوباره نوشتن نبود. یک قطره اشک از گوشه چشمش غلتید روی گونهاش.

بلند شد پول رو داد و از کافینت زد بیرون ٬توی راه خودش رو دلداری می داد:
دو هفته دیگه باز میام...میام.

گروه: عضو سایت
عضویت: 11.08.1389
نام کامل: Erfan
نظرات: 364
ارسالات: 2
مسنجر: --

moradi top music #1

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 09:36
heyy khoda ma kojaiim?darim chikar mikonim?


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.08.1389
نام کامل: لیلا
نظرات: 342
ارسالات: 2
مسنجر: --

mahta13 #2

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 11:12
عزیییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ییییییییییییییییییییییزم


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.11.1388
نام کامل: الهام
نظرات: 1366
ارسالات: 338
مسنجر: --

elham jon #3

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 11:22
اشکم دراومد واسش sad
خدایا آخه کجاست عدالت؟؟؟؟؟


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1389
نام کامل: shaghayegh hadadian
نظرات: 19
ارسالات: 1
مسنجر: --

selma #4

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 12:02
فقط می تونم بگم
شکرت خداااااااااااااااا شکرت
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.09.1389
نام کامل: aria
نظرات: 13
ارسالات: 4
مسنجر: --

aria0000 #5

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 12:50
manam kheyli motasefam
vali dore zamunash injoorie nemishe karesh kard
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 1332
ارسالات: 152
مسنجر: --

DJ Arash #6

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 12:55
آخی...دلم سوخت...خوب میومدی پیش خودم..خودم واست تایپ می کردم و می فرستادم..تازه شم پول هم نمی گرفتم...ولی نمی بایستی به کافی نتیه که سیستمش ویروسیه پول می دادی..sad
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.07.1389
نام کامل: نیکو
نظرات: 1209
ارسالات: 49
مسنجر: --

نیکو جون #7

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 13:14
akheeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeeey dlam sookhid sad recourse


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 0
مسنجر: --

parmida95 #8

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 13:37
akhey
faghat mitunam begam khodaya b khatere hame chi mamnun
ma che arezuhai darim o un bache che arezuhai dasht
fogholade bud merC
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.04.1389
نام کامل: poya
نظرات: 478
ارسالات: 76
مسنجر: --

poya #9

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 14:32
ey khodaaaaaaaaa :(
man nemidoonam chera injury shodim maaaaa
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.06.1389
نام کامل: mahsa
نظرات: 580
ارسالات: 82
مسنجر: --

cupid #10

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 18:21
betereke in coffee nate ba in sistemaye virusish
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1389
نام کامل: عرفان
نظرات: 280
ارسالات: 2
مسنجر: --

farmanfarma #11

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 18:43
این داستانای دردناک چیه میذارید آخه
متنش زیاد دردناک نبود.ولی آخرش چرا. what
خیلی امروز حالم خوب بود.!!!!!!!! اینم رووش angry


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.06.1389
نام کامل: mahsa
نظرات: 580
ارسالات: 82
مسنجر: --

cupid #12

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 18:51
farmanfarma,
az picet malume asabet chiye lol
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: سوده
نظرات: 504
ارسالات: 9
مسنجر: --

soodeh_05 #13

تاریخ ارسال : 28 آذر 1389 21:37
وای خدا ...خیلی ناراحت شدم حالم گرفته شد recourse ...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.10.1389
نام کامل: mahsan khanoomi
نظرات: 1
ارسالات: 0
مسنجر: --

mahsankhanoomi #14

تاریخ ارسال : 22 دی 1389 18:30
mercccccccccccc aliiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii booooooooooooooooood
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.12.1389
نام کامل: ایسان
نظرات: 227
ارسالات: 2
مسنجر: --

aysal.dream #15

تاریخ ارسال : 15 خرداد 1390 12:55
akheee
khoda joonam pas koo edalat?


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.02.1390
نام کامل: maryam
نظرات: 163
ارسالات: 9
مسنجر: --

dice #16

تاریخ ارسال : 18 شهریور 1390 15:49
!!!!!!!!!!!!
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #17

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1390 16:35
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 84
ارسالات: 0
مسنجر: --

fateme 7 #18

تاریخ ارسال : 28 شهریور 1390 21:53
vaghean nemidunam chi begam....ama bayad ghabool konim hamchin adamaie kam nistan
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: sindokht
نظرات: 750
ارسالات: 0
مسنجر: --

sindokht_2005 #19

تاریخ ارسال : 17 اردیبهشت 1392 14:39
خیلی دلم سوخت کاش انقد پول داشتم که میتونستم دست خیلی ها رو بگیرم sad recourse

خیلی دلم سوخت کاش انقد پول داشتم که میتونستم دست خیلی ها رو بگیرم sad recourse

خیلی دلم سوخت کاش انقد پول داشتم که میتونستم دست خیلی ها رو بگیرم sad recourse

خیلی دلم سوخت کاش انقد پول داشتم که میتونستم دست خیلی ها رو بگیرم sad recourse

خیلی دلم سوخت کاش انقد پول داشتم که میتونستم دست خیلی ها رو بگیرم sad recourse


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.