تاملي در مساله ازدواج

تاملي در مساله ازدواج اگر بخواهيم به نتيجه يا محصول ازدواج توجه داشته باشيم علاوه بر اين كه بايد خود و طرف مقابل& ;مان را بشناسيم، بايد بتوانيم تصويري از نتيجه& ;ي بودن& ;مان در كنار همديگر نيز به دست آوريم. &
ازدواج, محصول, نتيجه, همديگر, شناخت, معلوم, زندگي, مقابل, خواهد, ممزوج, خودمان, باشيم, انرژي, داشته, البته, بتوانيم, تصويري, دارند, يكديگر, بلايي

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29891
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Luis-Rangelv
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مسائل خانواده و زناشویی » تاملي در مساله ازدواج
دانلود بازی با لینک مستقیم

تاملي در مساله ازدواج

 

 

 

 

 

 

اگر بخواهيم به نتيجه يا محصول ازدواج توجه داشته باشيم علاوه بر اين كه بايد خود و طرف مقابل‌مان را بشناسيم، بايد بتوانيم تصويري از نتيجه‌ي بودن‌مان در كنار همديگر نيز به دست آوريم.
 
«مهم‌تر از اين كه ازدواج كني يا نه، پاسخ اين سؤال است كه بداني چه كسي با چه كسي ازدواج ‌مي‌كند و محصول اين ممزوج چيست؟»
استخراج از كتاب تعاليم حق (جلد دوم)



وقتي صحبت از ازدواج به ميان مي‌آيد اغلب با چند دسته سؤال روبرو مي‌شويم. سؤالاتي نظير اين كه با چه كسي ازدواج كنيم؟ چه وقت ازدواج كنيم؟ چرا ازدواج كنيم؟ اصلاً ازدواج كنيم يا نكنيم و ...

اما با وجود آن كه مي‌دانيم در هر ازدواجي خواهي نخواهي نوعي مزدوج شدن و يكي شدن هم در كار است، كمتر پيش مي‌آيد كه از خودمان بپرسيم نتيجه و محصول ازدواج ما چيست؟ اگر بخواهيم به نتيجه يا محصول ازدواج توجه داشته باشيم علاوه بر اين كه بايد خود و طرف مقابل‌مان را بشناسيم، بايد بتوانيم تصويري از نتيجه‌ي بودن‌مان در كنار همديگر نيز به دست آوريم. اما واقعيت اين است كه اكثر ما نه تنها چنين تصويري از نتيجه و محصول ازدواجماننداريم، بلكه حتي تصوير روشني از خودمان و از طرف مقابلمان هم نداريم و متأسفانه اين عدم شناخت از قديم تا به امروز همچنان تداوم دارد.


قديم‌تر‌ها ريش‌سفيدهاي فاميل، قول و قرارها را مي‌گذاشتند، صيغة عقد جاري مي‌شد، بله را مي‌گرفتند و طفلكي عروس و داماد، تازه چشمشان به جمال يكديگر روشن (و شايد هم تيره و تار) مي‌شد! مادر بزرگ، پدر بزرگ‌هايمان را مي‌گويم كه آش كشك خاله را به همين مفت و مسلمي، تا آخر توي حلقشان فرو مي‌كردند!



حتماً مي‌گوييد حالا وضعيت خيلي بهتر شده و دختر و پسرهاي جوان قبل از ازدواج همديگر را مي‌شناسند و با روحيات هم آشنا مي‌شوند. بله، الان تا بخواهيد دختر و پسرها مي‌دانند مال و اموال همسر آينده‌شان چقدر است؟ مارك لباس‌هايشان چيست؟ مادر و پدرشان چه كاره‌اند؟ بالا شهري‌اند يا پايين شهري؟ خانه و ماشين و ويلا و باغ و ... دارند يا نه؟ و الي آخر.


البته اگر كمي‌ با انصاف‌تر باشم بايد بگويم تعداد اندكي از رفتارها و واكنش‌هاي همديگر را هم مي‌شناسند! اما آمار طلاق و مشاجرات و متاركه‌ها به سادگي نشان مي‌دهد كه اين اندك، اصلاً كافي نيست و براي ازدواج نياز به شناخت بسيار عميق‌تري وجود دارد تا جايي كه بايد بتوانيم از همان ابتدا، نتيجه ازدواج‌مان با طرف مقابل را هم تا حدي كه امكانش هست حدس بزنيم. حداقل تا اين حد كه چه كسي با چه كسي ازدواج مي‌كند؟ و هر يك از طرفين چه ويژگي‌هايي دارد و چه هدف‌ها و مقاصدي را در زندگي دنبال مي‌كند؟


اما متأسفانه بيشتر انتخاب‌هاي ازدواج در اطراف ما به نوعي هستند كه مرا به ياد اين ماجرا مي‌اندازند: «روزي مردي در خيابان ديد ازدحام شده و شدت ازدحام به قدري است كه معلوم نمي‌شود چه خبر است و چه اتفاقي افتاده. پس جلو رفت و از مردي كه جلوتر از خود قرار داشت پرسيد: «ببخشيد آقا چه خبر است؟». آن مرد در حالي كه با فشار جمعيت جابه‌جا مي‌شد و بي‌اراده از يكسو به سوي ديگر هل داده مي‌شد گفت: «يك نفر كه معلوم نيست چه كسي است، بر سر يك نفر ديگر كه معلوم نيست چه كسي است، بلايي آورده كه معلوم نيست چه بلايي است؟».



خيلي از ازدواج‌هاي ما هم همين طورند. يعني يك نفر كه خودش نمي‌داند چه كسي است (و از خودشناسي بويي نبرده) با يك نفر ديگر كه معلوم نيست چه كسي است (يعني شناختي از او ندارد) ازدواج مي‌كند و در نتيجه محصول پيوند اين دو نفر هم محصولي است ناشناخته و غيرقابل پيش بيني.



البته برخلاف تصور عموم، محصول ازدواج تنها فرزندان نيست. محصول ازدواج يعني حاصل اثر و نفوذ آن دو روي يكديگر و نتيجه بودن و زندگي كردن آن دو نفر با همديگر.

به زبان ساده محصول ازدواج يعني اين كه ازدواج در نهايت بر روح و روان و جسم اين دو نفر چه تأثيري خواهد گذاشت؟ آيا باعث رشد و بهتر شدن و شكوفايي توانمندي‌ها و استعدادهاي آن دو خواهد شد يا بر عكس باعث تخريب، ضعيف شدن و هدر رفتن انرژي آنها مي‌شود. مثل زماني كه همة توان و انرژي در همسر، صرف حل كردن مسايل و گرفتاري‌هاي بين خودشان مي‌شود و در نتيجه ديگر انرژي‌اي باقي نمي‌ماند تا به مصرف رشد و بالندگي آنها در زندگي برسد. به همين دليل هر دختر و پسري قبل از ازدواج در درجة اول بايد خود و طرف مقابل خود را بهتر و بيشتر بشناسد.



بايد بدانند شباهت‌ها و تضادهايشان با هم در چه زمينه‌هايي است. هدف هر كدام در زندگي چيست و هر يك قصد دارد از چه راهي به مقصد خود برسد. به بيان ديگر بايد بتوانند تصور كنند اگر در كنار هم قرار گرفتند چه تعامل‌ها يا بده بستان‌هاي روحي - رواني مي‌تواند بين‌شان اتفاق بيفتد و چه داستان‌هايي با همديگر خواهند داشت. در نظر بگيريد همسفر بودن دو نفر كه يكي مي‌خواهد با هواپيما به بندرعباس برود و ديگري قصد دارد با قطار به مشهد سفر كند، چگونه خواهد بود؟



بنابراين پرسيدن اين سؤالات از خودمان قبل از ازدواج (و حتي گاه به گاه بعد از ازدواج) ضرورت دارد: من كي هستم؟ هدفم چيست؟ آيا هدف من و طرف مقابلم مشترك است؟ آيا ازدواج، ما را به هدف مشتركمان نزديك‌تر مي‌كند؟ و آيا من خود حقيقي طرف مقابلم را مي‌شناسم يا به چيزهايي مثل چهره، اندام، درآمد، تحصيلات، شغل، مقام، شهرت، وضع خانوادگي و نظير اينها قناعت كرده‌ام؟

چون واقعيت اين است كه بعد از ازدواج آنچه بين زن و شوهر جريان پيدا مي‌كند مربوط به خود حقيقي آنهاست و ديري نمي‌گذرد كه هر دو متوجه مي‌شوند همديگر را نشناخته‌اند و انگار دارند با كسي زندگي مي‌كنند كه تنها مشخصات شناسنامه‌اي و ظاهري‌اش را مي‌دانند!



بنابراين لازم است حداقل اين چيزها را در باره همسر خود بدانيم: خواسته‌ها و هدف‌هاي او در زندگي، خصوصيات و ويژگي‌هاي اخلاقي، طرز عملكرد او در شرايط و موقعيت‌هاي مختلف (مثلاً در شادي، ناراحتي، خشم، ناكامي، داغ‌داري و...). بهتر است خانواده و ميزان دلبستگي‌ها و وابستگي‌هايش را هم مدنظر داشته باشيم (بعضي‌ها نوعي چسبندگي به خانواده‌هايشان دارند كه باعث مي‌شود نتوانند نقش همسري‌شان را به خوبي ايفا كنند). ضمناً بايد رفتارهاي اجتماعي و فرهنگي او را هم با خود مقايسه كنيم، چنين شناخت‌هايي با معاشرت‌هاي كنترل شده و هدف‌دار، با تحقيق و پرسيدن سؤالات دقيق (و پرده بردار!) از اطرافيان صادق و با مشورت گرفتن از افراد ذي‌صلاح و با تجربه تا حد زيادي كسب مي‌شود. البته در شناخت صحيح خود ما و شرطي شدگي‌هاي ما هم دخيل‌اند. نبايد تحت تلقين ديگران تنها به ظاهر بچسبيم و خود را فريب دهيم. شناخت بايد براساس خصوصيات پايدارتر هر دو طرف باشد نه براساس چيزهاي مقطعي و گذرا.



حالا ببينيم چگونه مي‌توانيم محصول اين ممزوج را بشناسيم؟


ممزوج يعني آميختگي. اگرچه به برقراري رابطه جنسي هم آميزش اطلاق مي‌شود اما به نظرم درست نيست كه ظاهري‌ترين بعد آميزش را همه‌ي محصول زوجيت در نظر بگيريم. خداوند در قرآن مجيد مي‌فرمايد «همه چيز را زوج آفريديم». حيوانات، گياهان، ذرات ريز‌اتم و خيلي چيزهاي ديگر را كه هنوز قادر به درك و كشف آنها نشده‌ايم. همه‌ي زوجيت‌ها محصولاتي رو به كمال و رشدند. در اين صورت محصول ازدواج دو انسان نيز حتماً بايد چيزي رو به كمال و رشد يافته باشد. آميختگي اين دو، بايد اقلاً از تك‌تك آنها رشد‌يافته‌تر باشد، اقلاً بايد در كنار هم استعدادها و توانمندي‌هاي دروني‌شان ‌شكوفا شده باشد تا حدي از آرامش و بستر مناسب براي رسيدن به هدف‌هاي اصيل‌شان فراهم شده باشد و همة اينها در سايه‌ي هم‌هدفي و همراهي پديد مي‌آيد. من محصول ازدواج بعضي‌ها را ديده‌ام: هيولايي با چنگال‌هاي تيز و خون آلود كه از مكيدن خون دو طرف جان مي‌گيرد و روز به روز آنها را زخمي‌تر و ضعيف‌تر مي‌كند! محصول ازدواج شما چيست؟!

گروه: عضو سایت
عضویت: 23.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 1226
ارسالات: 48
مسنجر: --

girldelshekaste #1

تاریخ ارسال : 21 تیر 1390 17:11
chashm

mamnoooooooon


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.02.1390
نام کامل: ALI
نظرات: 1001
ارسالات: 12
مسنجر: --

alishmas #2

تاریخ ارسال : 7 شهریور 1390 16:52
اول علی آخر علی
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 328
ارسالات: 0
مسنجر: --

Omid 60 #3

تاریخ ارسال : 3 مهر 1390 10:36
ممنون

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.