چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد جدید آماده کنم؟

چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد جدید آماده کنم؟ زمانی& ;که مادر برای بار دوم باردار می& ;شود، همیشه این سؤال& ;ها موردنظر او بوده که: چطور به کودک خود بگویم نوزاد جدیدی (خواهر یا برادری) متولد خواهد شد؟ چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد
نوزاد, خواهد, کودک،, نباید, حسادت, زمانی, احساس, آورده, پرستاری, رفتار, اجازه, بسیار, بنابراین،, مادر،, نوزاد،, خوردن, خواهر, جدید،, تمایل, درباره

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29991
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: olchikmikina
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مسائل خانواده و زناشویی » چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد جدید آماده کنم؟
دانلود بازی با لینک مستقیم

چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد جدید آماده کنم؟
زمانی‌که مادر برای بار دوم باردار می‌شود، همیشه این سؤال‌ها موردنظر او بوده که:  
چطور به کودک خود بگویم نوزاد جدیدی (خواهر یا برادری) متولد خواهد شد؟ 
چطور کودک خود را برای پذیرش نوزاد جدید آماده کنم؟
اگر کودک نسبت به نوزاد جدید، حسادت پیدا کند، چه باید بکنم؟ و...

جواب این سؤال‌ها بستگی به خلق‌وخوی کودک و رفتاری که با او شده، دارد. برخی کودکان، از داشتن نوزاد کوچک (برادر یا خواهر) بسیار خوشحال خواهند شد و برخی دیگر، نوزاد جدید را دوست‌ندارند.


در این شرایط، مادر باید به‌طور ساده و قابل فهم در مورد تولد نوزاد، با کودک، گفت‌وگو کند اما آن‌چه مهم است، این که درباره‌ی آن نباید زیاده‌روی کند و این اطلاع را نیز نباید زود به کودک بدهد زیرا تصور کودک نسبت به زمان، با تصور بزرگسالان متفاوت است. یک‌ماه ممکن است از نظر کودک، بسیار طولانی باشد؛ بنابراین، اگر مادر 6‌ماه پیش از تولد نوزاد، با کودک خود درباره‌ی نوزاد جدید صحبت کند، برای کودک، صبرکردن در این‌مدت، خسته‌کننده است.
اگر کودک به علت بزرگ‌شدن شکم مادر و تغییرهایی که در مادر به‌وجود آمده، از او سؤال کرد، باید در مورد نوزاد و تولد او، با کودک حرف‌زد. اگر کودک در مورد حاملگی مادر و تولد نوزاد و داشتن خواهر یا برادری سؤالی نکرد، بهترین موقعِ گفتن و توضیح‌دادن برای کودک، همان چندماه آخر دوران حاملگی‌ست.
مادر باید در مورد نوزاد جدید، به زبانی ساده و قابل فهم و دور از اصطلاح‌های پزشکی با کودک صحبت کند. مادر نباید به کودک، برخلاف واقعیت چیزی بگوید. به او نگویید که با تولد نوزاد جدید، زندگی شادی خواهیم داشت و نوزاد سبب شادی، تفریح و سرگرمی همه‌ی ما خواهد بود زیرا چنین نخواهد بود!
به او بگویید: «نوزاد بسیار کوچکی خواهیم داشت که نمی‌تواند راه برود، گریه زیاد می‌کند، باید به او شیر بدهیم و از او مراقبت کنیم تا بزرگ شود.» در مورد دختر یا پسربودن نوزاد، با کودک سخنی نگویید مگر پزشک با انجام آزمایش‌های اختصاصی به شما گفته باشد که نوزادتان دختر یا پسر است. اگر کودک شما کوچک است و هنوز درک نمی‌کند، لزومی ندارد درباره‌ی نوزاد خود با او صحبت کنید.

اگر کودک به حد کافی بزرگ است، زمانی‌که برای خرید وسایل و لوازم نوزاد به بازار می‌روید، کودک را با خود ببرید و او را در هنگام خرید، شرکت دهید. او از شرکت‌کردن، احساس خوشحالی خواهد کرد اما زمان خرید شما با کودک، باید بسیار کوتاه باشد تا خسته نشود. هنگام خرید لوازم، برای کودک نیز چیزی بخرید تا او احساس نکند که با تولد نوزاد جدید، کنار گذاشته شده است.

از طرفی دیگر، کودک نباید احساس کند آن‌چه در گذشته متعلق به او بوده مانند تختخواب، صندلی، اسباب‌بازی و... از او گرفته و به نوزاد جدید داده می‌شود؛ اگر قرار است گهواره یا تخت کودک برای استفاده‌ی نوزاد اختصاص یابد، پدر و مادر ابتدا باید برای کودک، تخت جدیدی را تهیه نمایند و سپس تخت او را مورد استفاده‌ی نوزاد جدید قراردهند.



چون زمان ماندن مادر در بیمارستان، اغلب کوتاه است، بنابراین نگه‌داری کودک در خانه و پرستاری او باید به‌وسیله‌ی پدر یا افرادی که با کودک نزدیکی داشته‌اند، انجام گیرد. اگر مادر، مدت‌زمان کوتاهی در بیمارستان خواهد ماند، بردن کودک به بیمارستان، ضرورتی ندارد و دیدن و آشناشدن کودک با نوزاد تازه‌متولدشده، بهتر است که پس از بازگشت مادر به خانه و در خانه صورت‌گیرد.
پس از آوردن نوزاد به خانه، کودک بزرگ‌تر را به اتاق دیگری یا به خانه‌ی پدر و مادربزرگ نفرستید، زیرا کودک احساس خواهد کرد که متولدشدن نوزاد، تغییری در پرستاری او به‌وجود آورده و او را از محیط قبلی خود و دامان مهر و محبت مادر، دور کرده است.


آوردن نوزاد به خانه و پیدایش حس حسادت در کودک بزرگ‌تر:

زمانی‌که نوزاد به خانه آورده می‌شود، چون مورد توجه همه قرارمی‌گیرد و دوستان و اقوام، هریک او را در آغوش می‌گیرند و حتی برایش هدیه می‌آورند، بنابراین، کودک احساس می‌کند که ای‌کاش من هم نوزاد بودم و عکس‌العمل او ممکن‌است به‌صورت رفتار کودک شیرخوار باشد؛ او ممکن است در شلوار خود ادرار کند یا در حالی‌که درگذشته خوب حرف‌می‌زده، مانند کودکانی که تازه یاد گرفته‌اند کلمه‌ها را ادا کنند، حرف بزند.

برخی از کودکان هنگامی که مادر، نوزاد خود را شیر می‌دهد، از روی حسادت، به شیرخوردن از شیشه‌ی شیر تمایل پیدا می‌کنند و با گریه‌کردن، از مادر می‌خواهند که شیر را از شیشه‌ی شیر به آنان بدهد، درصورتی که خوردن شیر از شیشه را در گذشته ترک کرده بودند. مادر نباید احساس کند که کودک با خوردن شیر از شیشه‌ی شیرخوری، مشکلی به‌وجود خواهد آورد و نباید با خوردن شیر از بطری شیرخوریِ کودک مخالفت کند و چیزهای دیگری مانند شکلات و شیرینی به او بدهد که راضی‌اش نماید. تمایل کودک به خوردن شیر از بطری شیرخوری، چند هفته‌ای بیش‌تر ادامه نخواهد یافت.

گاهی‌اوقات ممکن است از روی ناراحتی و حس حسادت، اسباب‌بازی یا شیء را به طرف نوزاد پرت کند که مادر به‌طور معمول، در چنین حالتی نسبت به عمل کودک، پرخاش کرده و او را سرزنش می‌کند. این عملِ مادر، حس حسادت و ناراحتی کودک را بیش‌تر خواهد کرد و سرزنش‌کردن و عصبانیت مادر نیز حس حسادت کودک را عمیق‌تر و شدید‌تر خواهد کرد. مادر نه‌تنها باید نوزاد را از مخاطره‌ها حفظ کند، بلکه باید کودک بزرگ‌تر خود را نیز دریابد. مادر باید به کودک بزرگ‌تر خود بفهماند که هنوز او را دوست‌دارد و بنابراین، نباید کاری کند که موجب آزار و آسیب برادر یا خواهر کوچک‌اش شود.
مادر باید به کودک بگوید: «ما همگی دوستت داریم اما چون این خیلی کوچک است، باید مراقبش باشیم. تو هم باید کمک کنی تا با همدیگر بزرگش کنیم

شدت حسادت کودکان نسبت به نوزاد شیرخوار به‌طور معمول در سنین کم‌تر از 5‌سالگی، به بیش‌ترین حد خود می‌رسد، زیرا کودک در این سن هنوز وابسته به پدر و مادر است و به خارج از خانه وابستگی ندارد اما زمانی‌که کودک به سن 6سالگی یا پس از آن رسید، خود را به‌تدریج از پدر و مادر دور می‌کند و علاقه و دوستانی در خارج از محیط خانه به‌دست خواهد آورد.


رفتار پدر و مادر با کودک بزرگ‌تر باید چگونه باشد؟

زمانی‌که نوزاد تازه‌‌متولد شده به خانه آورده می‌شود، مادر نباید هیچ‌گونه تغییری در رفتار خود نسبت به کودک بزرگ‌تر به‌وجود آورد، گرچه مادر به‌علت زایمان، ضعیف، خسته و حتی بی‌حوصله شده اما تا حد امکان باید سعی کند با کمک پدر، زندگی روزمره و روابط و رفتار قبلی خود را با کودک حفظ نماید.

پدر و مادر باید زمانی که در گذشته با کودک بزرگ خود می‌گذراندند و به او می‌پرداختند را مراعات کنند و اگر نوزاد احتیاج به پرستاری زیادی دارد، قسمتی از پرستاری از نوزاد را به فرد دیگری که شاید در کنار دارند، واگذار کنند تا فرصت بیش‌تری داشته باشند که به کودک بزرگ‌تر خود برسند. رفتار پدر و مادر باید طوری باشد که کودک حس کند هنوز هم مورد توجه و علاقه‌ی آنان است.
زمانی‌که کودک ببیند تمام توجه و علاقه‌ی مادر به نوزاد جلب می‌شود و نوزاد مدام در آغوش مادر است و او بلاتکلیف و سرگردان است، حس حسادت در او به‌وجود خواهد آمد. اگر برای پدر امکان دارد، می‌تواند کودک را با خود به محل کارش ببرد تا در خلال روز با پدر مشغول باشد. سپردن کودک به کودکستان نیز برای او سرگرم‌کننده خواهد بود. اگر شغل پدر اجازه نمی‌دهد، می‌تواند در ساعت‌های بیکاری خود، کودک را برای خرید، دیدن دوستان و گردش، به بیرون از خانه ببرد. 

کودک بزرگ‌تر اغلب از مادر اجازه می‌خواهد تا نوزاد را بغل کند. مادر از ترس این‌که نوزاد ممکن است از بغلش بیفتد، به‌طور معمول اجازه نمی‌دهد. اگر کودک روی فرش یا روی تختخواب بنشیند و نوزاد را در آغوش بگیرد، امکان افتادن نوزاد وجود نخواهد داشت؛ بنابراین، مادر باید به‌دفعات اجازه دهد که او نوزاد را در آغوش بگیرد؛ این کار موجب می‌شود حس حسادت و تنفر کودک نسبت به نوزاد کاهش یابد.
می‌توان در پرستاری از نوزاد و در دوران شیرخواری، از کودک بزرگ‌تر درصورت تمایل او بهره جست؛ این‌عمل موجب می‌شود حس حسادت، به دوستی تبدیل شود. اگر هدیه‌هایی از طرف دوستان برای نوزاد آورده می‌شود، بهتر است پدر و مادر ترتیبی‌دهند که برای کودک بزرگ‌تر نیز هم‌زمان هدایا آورده شود تا او احساس کمبود نکند.

گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #1

تاریخ ارسال : 28 آذر 1390 20:03
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 10
ارسالات: 0
مسنجر: --

yasna2012 #2

تاریخ ارسال : 5 دی 1390 11:10
love
very good
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 915
ارسالات: 0
مسنجر: --

saye.5942 #3

تاریخ ارسال : 5 دی 1390 16:47
عجب.!!!!!!!!!!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 10
ارسالات: 0
مسنجر: --

yasna2012 #4

تاریخ ارسال : 5 دی 1390 18:14
عالی از این بهتر نمیشه

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.