من منتظر جوابت هستم بابايي ...

من منتظر جوابت هستم بابايي ... نمي دونم چرا شما مامان باباها، همه اش يه کاري مي& ;کنيد که ما بچه& ;ها يه عالم سوال بياد تو کله مون. البته خانوم معلممون به من ميگه: سعيد ناف تورو از سوال بريدن. منم گفتم: خانوم مگه ناف رو م
سوخته, خانوم, مرديکه, بابايي،, بابايي, عصباني, نداره, نداره،, دروغگو, فسقلي, مامان, هميشه, راستش, چندتا, آقاهه, عصبانيت, بوديم, راستشو, ببينم, نگفتي

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29301
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Ellguex
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مسائل خانواده و زناشویی » من منتظر جوابت هستم بابايي ...
دانلود بازی با لینک مستقیم

 من منتظر جوابت هستم بابايي ...

 

 

 

 

 

 

 

نمي دونم چرا شما مامان باباها، همه اش يه کاري مي‌کنيد که ما بچه‌ها يه عالم سوال بياد تو کله مون. البته خانوم معلممون به من ميگه: سعيد ناف تورو از سوال بريدن. منم گفتم: خانوم مگه ناف رو مي‌برن؟ تازه مگه سوال مي‌تونه چيزي را ببره؟ خنديد ويه نگاه به آسمون کرد و گفت: اُ اُ اُف سعيد! فکر کنم منظورش اين بود که دو دقيقه دست از سر من بردار! مث شما که هر وقت نمي توني جواب سوالامو بدي همين حرفو مي‌زني! اما خوب من الان دوباره دچار همون تناقض شدم (ض رو يادگرفتم ض مثل مريض، رضا، مثل رمضان) شما هميشه ميگي دروغگو روميبرن جهنم، درغگو رو خدا دوست نداره، چشماي دروغگو وقت دروغ گفتن تکون مي‌خوره واسه همسن هم نبايد دروغ بگي اما هم خودت دروغ گفتي هم بابا. ديشب عمو کريمي- دوست بابا- زنگ زد و وقتي تو گوشي را برداشتي و بابا فهميد عمو کريمي، يواشکي بهت گفت بگو نيست! من گفتم اِاِ بابايي، چشات تکون مي‌خوره، مي‌فهمه! تازه، مي‌ري جهنم‌ها!!؟ بابايي هم گفت يه بار اشکال نداره اما من ديدم که اون چند بار دروغ گفته، مثلا همين چند روز پيش خواب مونده بود. به همکارش زنگ زد وگفت من تو ترافيک موندم 1 ساعت ديگه مي‌رسم! ياهمين خود شما... وقتي خواستن براي کلاس اول بهم واکسن بزنن، گفتي درد نداره، اصلا درد نداره اما اونقدر درد داشت که مجبور شدي براي ساکت کردنم، 2 تا بستني بخري. راستش نصف گريه من واسه اين بود که تو راستش رو به من نگفتي.

حالا بگو ببينم مامان خانوم خدا فقط بچه‌هايي که دروغ مي‌گن رو مي‌بره جهنم؟

فقط چشاي بچه‌ها وقت دروغ گفتن تکون مي‌خوره؟

آدم مي‌تونه يه بار دروغ بگه و ديگه نگه؟

فعلا همين چند تا سوال منو جواب بده تا بعد... فقط راستشو بگي‌ها!

سلام آقاي پدر

يه سوال دارم:

چرا شما بعضي وقتا به من مي‌گي اي فسقلي پدر سوخته! اما من که مي‌گم: علي، يه فسقلي پدر سوخته است، چشم غره مي‌ري و با هم ديگه دعوتم مي‌کنيد؟ يا مثل چند شب پيش که توي ماشين نشسته بوديم ومي رفتيم خونه عمو مهدي، اون آقاهه پشت سرت بوق مي‌زد و عصبانيت کرده بود تو گفتي: مرديکه احمق چرا الکي بوق مي‌زني. چندتا خيابون اونطرف‌تر که يه موتورسوار يک دفعه پيچيد جلوت، منم عصباني شدن و گفتم: عجب مرديکه احمقي‌ها!! تو هم سرم داد کشيدي که ديگه نبينم از اين حرف‌هاي بي‌ادبي بزني...

بابايي، من نمي فهمم چرا شما مي‌توني بگي مرديکه احمق، پدر سوخته و... اما من نمي‌تونم؟! چون هنوز 7 سال و 8 ماههمه و بزرگ نشدم؟

اگه اين جوريِ، من آرزومه بزرگ بشم تا بتونم مث شما از اين حرف‌ها بزنم! ( مي‌دونم از اين آرزوم ناراحت و عصباني مي‌شي اما نمي دونم چرا هر چي مياد تو فکرم، مي‌گم!)

مادرجون هميشه ميگه: حرف راستو از بچه بشنو. فکر کنم واسه همين مي‌گه چون علي هم مثل من هرچي مياد توکله اش، مي‌گه!
به هر حال من منتظر جوابت هستم بابايي...

گروه: عضو سایت
عضویت: 4.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 8
ارسالات: 0
مسنجر: --

الینا #1

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1390 11:48
mer30 azizam jaleb bod

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.