ورود نامادري به خانه!

ورود نامادري به خانه! ورود فرد جديدي به يک خانواده آن هم با نام نامادري مسلما از طرف فرزندان غيرقابل قبول است. جانشيني براي جايگاه مادرشان و شخصي به عنوان همسر پدرشان... چه کنيم که بچه& ;هاي همسر جديدمان ما را
خانواده, نامادري, انجام, فرزندان, رابطه, داشته, پدرشان, مادرشان, همسرتان, باشيد, زندگي, اينکه, موضوع, شوهرتان, شرايط, نکنيد, دارند, جايگاه, کارهاي, برايشان

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30060
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Esthersox
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» مسائل خانواده و زناشویی » ورود نامادري به خانه!
دانلود بازی با لینک مستقیم










ورود فرد جديدي به يک خانواده آن هم با نام نامادري مسلما از طرف فرزندان غيرقابل قبول است. جانشيني براي جايگاه مادرشان و شخصي به عنوان همسر پدرشان...
 

چه کنيم که بچه‌هاي همسر جديدمان ما را قبول کنند؟
ورود فرد جديدي به يک خانواده آن هم با نام نامادري مسلما از طرف فرزندان غيرقابل قبول است. جانشيني براي جايگاه مادرشان و شخصي به عنوان همسر پدرشان، بچه‌ها معمولا با نامادري به عنوان دشمن خود در خانواده رفتار مي‌کنند. با دشمن خود چه مي‌کنند؟ از هر طريق و راهي سعي در آزار او دارند تا او را از حريم خانواده خود بيرون کنند، و معمولا بچه‌ها در اين برحه‌ي زماني و با ورود اين زن رفتارشان به طور کامل و صد و هشتاد درجه تغيير مي‌کند. داراي روحيه‌ي تهاجمي و پرخاش‌جو مي‌شوند. همه‌ي افراد نسبت به نامادري يا ناپدري احساس بدي دارند و بخصوص اگر بچه‌ها کوچک باشند درک اين موضوع برايشان ممکن نيست.

 اما چطور و چگونه مي‌توانيم رفتاري دوستانه با بچه‌ها ايجاد کنيم؟؟ چطور جايگاه خود را بعنوان يک مادر جديد در خانواده پيدا کنيم؟ ما توصيه‌هاي براي شما داريم تا بتوانيد رفتاري سازش‌آميزتر و حتي مادرانه تر با بچه‌هاي شوهر جديدتان داشته باشيد. براي شروع به اين موضوع مي‌پردازيم که اصلا چطور جايگاه خود را بعنوان يک فردي جديد در خانواده پيدا کنيم و اين نقشتان از طرف بچه‌ها قابل قبول باشد چون حتي با شنيدن کلمه‌ي نامادري افراد واکنش نشان مي‌دهند چه برسد به اينکه اين نقش را در خانواده خود تجربه کنند، پس چه کنيد؟
انتخاب مردي که قبلا ازدواج کرده است و از اين ازدواج فرزند يا فرزنداني دارد، يک ريسک بزرگ است زيرا احتمال اينکه شما از طرف فرزندان او رد شويد و شما را نپذيرند زياد است. اما مطمئنا حتي با پيشرفت‌ها و تغييرات تفکرات در عصر حاضر که به عصر مدرنيته مشهور شده است باز هم، جايگاه نامادري غير قابل پذيرش است. علي رغم همه‌ي تغييرات باز هم بچه‌ها نمي‌توان يک رابطه‌ي متوازن و کنترل شده‌اي را با زني که جاي مادرشان را مي‌گيرد داشته باشند، به جرات مي‌توان گفت اين موضوع و تفکر در همه‌ي بچه‌ها وجود دارد. اما چه تفکري؟ اين فکر و نظر وجود دارد که بچه‌ها مي‌توانند مادر را با پدر آشتي دهند و آنها به زندگي مشترک بر گردند و اوضاع مثل سابق شود، همه‌ي اعضاي خانواده در کنار هم. و اين موضوع در بين خانواده‌هايي وجود دارد که والدين از يکديگر جدا شده‌اند و هر يک جدا به زندگي خود ادامه مي‌دهند.
اما در خانواده‌هايي که مادر فوت کرده باشد اين موضوع حساسيت بيشتري پيدا مي‌کند، چون بچه‌ها به هيچ وجه نمي‌توانند يک فرد ديگر را به جاي مادر فوت شده‌ي خود قبول کنند. و به نوعي احساس يک تعهد نسبت به مادر خود دارند، تعهدي که اجازه ندهند شخص ديگري به جاي مادرشان بيايد تا ياد و خاطر او در خانواده پاک شود و کم کم از بين برود، آنها مي‌خواهند ياد و خاطر مادرشان هميشه در خانه زنده باشد. قبول اين شرايط از طرف بچه‌ها به شکل است؟
 
بچه‌هاي همسر جديدتان که شما به آنها نه احساسي داريد، نه آنها را بزرگ کرده‌ايد و نه به آنها گرايشي داريد. فقط شما برايشان يادآور مادرشان هستيد و بس. و براي موفق شدن بايد فکر خود را از زندگي سابق خود رها کنيد و ديگر به هيچ وجه به آن فکر نکنيد، فکر خود را بر روي زمان حال متمرکز کنيد، شخصي که الان هستيد، شما نقش تازه‌اي داريد و با فراغي باز از گذشته نقش جديد خود را آغاز کنيد. قبل از اينکه به رابطه خود و مشکلاتي که با فرزندان همسر جديدتان داريد، تنها به همسرتان فکر کنيد که آيا او براي بهتر شدن اوضاع به شما کمک خواهد کرد؟ آيا مي‌توانيد زندگي زناشويي خوبي با يکديگر داشته باشيد؟ آيا مي‌توانيد براي بهبود روابط در خانواده قدم‌هاي اساسي برداريد؟ به تمامي اين سوالات فکر کنيد و با خود بيانديشيد. به بچه‌هاي همسر خود بفهمانيد که اصلا شما قصد نداريد جاي مادر آنها را بگيريد تا شما را راحت‌تر قبول کنند اما چگونه اين کار را انجام دهيم؟
 
نامادري نبايد به هيچ وجه جاي مادر بچه‌ها را بگيرد و نبايد به هيچ وجه کارهاي را که او انجام مي‌داده است را انجام دهيد چون اين موضوعات مادرشان را به يادشان مي‌آورد و فراموش نکنيد که بچه‌ها تک تک حرکات شما را زير نظر دارند و به نوعي شما و اعمالتان را از دورتعقيب مي‌کنند و منتظر يک حرکت از شما هستند تا سر ناسازگاري را افزايش دهند ولي چطور متوجه شويد که همسر سابق شوهرتان چه کارهاي را انجام مي‌داده است تا از آنها اجتناب کنيد؟ در اينجا بايد از کمک همسرتان بهره‌مند شويد و او شما را در اين امر ياري کند و اعمال و عادت‌هاي که همسر سابقش داشته است را به شما منتقل کند تا بدانيد چه کاري بايد بکنيد و چه نکنيد!
 
زيرا شما روياي بچه‌ها را براي اينکه مادر و پدرشان را باز در کنار هم ببينند را نقش بر آب مي‌کنيد، هرگز به آنها نگوييد که من مادر جديدتان هستم و يا اينکه اميدوارم مادر خوبي برايتان باشم و يا جمله‌هايي از اين سبک را هرگز استفاده نکنيد. و پيش بچه‌ها و در جلوي چشمان آنها به پدرشان ابراز احساس نکنيد، اجازه دهيد مدتي از زمان با هم بودنتان بگذرد و حتي بعد از گذشت مدت زمان زيادي، باز هم اين کار را انجام ندهيد تا آنها تحريک نشوند. و از طرف ديگر اينقدر در بهبود رابطه‌ي خود با فرزندان شوهرتان غرق نشويد که همسرتان را فراموش کنيد، اين دو موضوع را به موازات هم ادامه دهيد. کارهايي را انجام دهيد که بچه‌ها شما را قبول کنند!
 
همسرتان از شما مي‌خواهد حداقل کارهاي را انجام دهيد تا فرزندان وجود شما را پذيرا باشند. کارهايي را انجام دهيد تا به بچه‌ها نزديک شويد. و در ابتدا بچه‌ها شما را رد مي‌کنند و يا حتي با خوشونت زياد از طرف آنها روبرو مي‌شويد اما به خاطر داشته باشيد در هر شرايط و هر واکنشي که آنها نشان دهند شما بايد آرامش خود را حفظ کنيد و به قول ما ايراني‌ها از کوره در نرويد زيرا مسلما تجربه شما از آنها خيلي بيشتر است پس بايد صبر بيشتري هم به خرج دهيد. چون اگر شما عصباني شويد و از روي عصبانيت کاري يا حرفي را بزنيد، درست کردن اوضاع و يا حتي برگشتن به جايي که الان هستيد خيلي دشوارتر خواهدبود. زيرا بچه‌ها فوق‌العاده آسيب پذيرند پس به اين نکته توجه و دقت کامل را داشته باشيد.
 
در مرحله بعد بايد رفتار و اعمال شما بچه‌ها را به اين سمت هدايت کند که به شما احترام بگذارند و شما را قبول کنند. راه حلي که وجود دارد به اين ترتيب است: به بچه‌ها توجه کامل داشته باشيد و حتي در مواردي که کار اشتباهي را انجام داده‌اند وبه خاطر آن از سوي پدرشان توبيخ مي‌شوند شما ميانجي گري کنيد تا پدرشان آنها را ببخشد. اما اين توصيه‌ها در زماني ياري گر شما خواهد بود که فرزند شوهرتان کوچک باشد اگر او نوجوان باشد کار شما بسيار سخت‌تر خواهد بود، چون او در سن حساسي قرار دارد. همه‌ي بچه‌ها به اين دوره از زندگي، يعني نوجواني که مي‌رسند حرف‌هاي والدين خود را قبول نمي‌کنند ديگر چه برسد به اينکه پدرشان يک نامادري برايشان اورده باشد، و درک اين شرايط برايشان مشکل‌تر است. اما راه حلي که در اين سري از سن و در سن نوجواني وجود دارد چيست؟ شما بايد تا آنجايي که مي‌شود با آنها مدارا کنيد، از آنها انتقاد نکنيد و فکر و اعمال خود را به آنها نقبولانيد.
و اگر با صحبت‌هايش شما را ناراحت مي‌کند، به شما احترام نمي‌گذارد و يا اگر انتقاد و يا شکايتي از رفتارشان داريد به پدرشان بگوييد تا او به آنها منتقل کند. اما مدام شکايت نکنيد چون اين عمل باعث دو پيامد مهم مي‌شود: نتيجه اول اين است که شوهرتان با فرزند نوجوان خود وارد درگيري شود و فرزند ديگر ارزشي براي صحبت‌هاي پدر خود قائل نشود و نتيجه دوم اين است که خودتان نيز با شوهرتان مشکل خواهيد پيدا کرد، اگر شکايت‌هايتان زياد باشد باعث مي‌شود همسرتان از شما و خانواده کناره‌گيري کند، پس صبر و مدارا را پيشه کنيد. چون همان طور که گفته شد معمولا همه‌ي نوجوانان به خاطر اقتضاي سنشان سرکش و پرخاش جو مي‌شوند. در ذهن و تفکر او دوستانه راه پيدا کنيد! اما چطور؟
 
شما نبايد اين احساس را داشته باشيد که حاکم بر خانه هستيد چون بچه‌ها سريع اين موضوع را درک مي‌کنند، اجازه دهيد تفکر و نظر همسرتان پيش برود. چون همان طور که مي‌دانيد معمولا اين پدران هستند که در خانواده از لحاظ جسمي و فيزيکي بر فرزندان خود تاثيرگذار هستند و مادران بيشتر بر روي جنبه‌هاي احساسي و روحي فرزندان تاثير گذارند. و در مواردي به صورت ناخودآگاه کارهاي که بچه‌ها انجام مي‌دهند را به نوعي حق خود مي‌داند و رفتار آنها نه شبيه به مادرشان است و نه پدرشان . و هرگز نبايد رفتارتان به سبکي باشد که احترام بين شما و فرزندتان ازبين برود نبايد حريم‌هاي بين خود را از بين ببريد. براي نزديک شدن رابطه‌ها زماني از وقت خود را به بچه‌ها اختصاص دهيد چون با ورود نامادري مسلما بچه‌ها با پدر خود نيز بد خواهند شد و رابطه سابق را نخواهند داشت. پس زماني را به آنها اختصاص دهيد کارهاي را که دوست دارند برايشان انجام دهيد. به مکان و يا جاهاي که دوست دارند ببريدشان و اجازه دهيد به آنها در کنار شما خوش بگذرد و معني خانواده و با هم بودن را درک کنند.
 
اگر تمامي تلاش‌هاي گفته شده در بالا را انجام داده‌ايد ولي هنوز رابطه‌ي خوبي با فرزندان شوهر خود نداريد چه بايد کرد؟ ما شما را راهنمايي مي‌کنيم: اجازه دهيد، زمان سپري شود، گذر زمان، حتي لا ينحل‌ترين مشکلات را حل مي‌کند. پس دچار تشويش و نگراني نشويد و فکر نکنيد که رابطه‌تان هرگز درست نمي‌شود و حتي در رابطه‌ي خود با همسرتان دچار مشکل شويد و اين رابطه را زير سئوال ببريد! زيرا گاهي بايد به بچه‌ها زمان بدهيد تا بتوانند نامادري و وجود او را در خانه قبول کنند. زمان، صبر، و درک شرايط نقشي مهم در اين برحه‌ي از زمان دارند پس اگر اميدواريد که رابطه‌ي بهتري داشته باشيد اين سه شرط را رعايت کنيد.
 
پدر، در خانواده و براي ورود نامادري نقشي اساسي دارد! پدر نيز بايد خود را براي شرايط جديد مهيا سازد، و آماده تغيير در روابط خود باشد. او بايد قبل از ورود نامادري به خانه و شروع يک زندگي مشترک با هم بچه‌ها را آماده کند و به آنها توضيح دهد که اين زن به هيچ وجه جاي مادرشان را نخواهد گرفت و اينکه پدرشان اين زن را دوست دارد و اميدوار است که بچه‌ها او را قبول کنند و آنها نيز او را دوست داشته باشند. و ورود اين زن هيچ گونه تغييري در رفتار پدرشان و عشق و محبتي که قبلا به آنها نثار مي‌کرده است ندارد. او در اول بايد اين موضوع را به طور سر بسته با بچه‌ها مطرح کند و يک دفعه به آنها نگويد که قصد دارد ازدواج کند و به آرامي و ملايمت پيش برود و هر رفتاري که بچه‌ها با او داشتند را با متانت کامل پذيرا باشد. زيرا پدر مي‌تواند رابطه نامادري و بچه‌ها را تسهيل بخشد. و از مناظره و دعواهاي احتمالي که ممکن است بين نامادري و بچه‌ها پيش ايد جلوگيري کند. و به زن آينده‌اي که قرار است وارد زندگي شما شود هرگز نگويد که اگر با ورودش به زندگي شما مشکلي پيش آيد خودش بايد مشکل را با فرزندان شما حل کند، چون در اين صورت هيچ زني وارد زندگي شما نمي‌شود زيرا او به تنهايي قادر به اين کار نخواهد بود ياري و مساعدت شما، به عنوان پدر خانواده در اين کار، امري بديهي است.
شما در ابتدا بايد شرايط ورود فرد جديد به خانواده را آماده سازيد و بعد از او حمايت کنيد تا او جاي خود را در خانواده پيدا کند. و اينها راز‌هاي براي بهبود روابطتان است. و در اخر، اين توصيه را مي‌کنيم که فقط به فکر بهبود روابط خود با فرزندان شوهرتان نباشيد بلکه به خودتان نيز اهميت بدهيد و مراقب خودتان نيز باشيد تا همسرتان از اينکه شما را انتخاب کرده است پشيمان نشود و احساس ندامت کند. و به بچه‌ها راه‌هايي را نشان دهيد که مي‌تواند روابط شما را بهتر کند و شما هم مي‌توانيد آنها را درک کنيد و جايگاه خود را به عنوان نامادري آنها مي‌دانيد و ازشان توقع نابجا نداريد. و با کمک شوهرتان به آنها بفهمانيد که ورود فرد جديد به خانواده‌شان مي‌تواند، شرايط و اوضاع را تغيير دهد و شخص جديدي به آنها کمک خواهد کرد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #1

تاریخ ارسال : 3 فروردین 1391 18:35
kozete bichare
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.01.1391
نام کامل: --
نظرات: 116
ارسالات: 0
مسنجر: --

zz.zz #2

تاریخ ارسال : 23 فروردین 1391 11:42
اطلاعات خوبی بود مرسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #3

تاریخ ارسال : 28 فروردین 1391 10:42
kozete bichare
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 176
ارسالات: 0
مسنجر: --

yasiiiiiiiiii #4

تاریخ ارسال : 12 مرداد 1391 18:24
jaleb bud mersi


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #5

تاریخ ارسال : 31 شهریور 1391 22:47
مرسي...........


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.