خلاف‌کار

خلاف‌کار اينجوري نبين& ;اش که خودشو زده به موش& ;مردگي.& ; اگه بگم آدم به اين توداري تا بحال نديده& ;ام باور نمي& ;کني. ساعت از دوازده گذشته بود. از سرما سنگ مي& ;ترکيد. همين جلو، دست راست، نه تومست
دنبال, سروان, مردگي, خوابش, افتاد, سرکار, شماره, جلوتر, مريضي, بيرون, داشتم, خودشو, دونستم, نخوابيده, بزنيد, رفته،, فراموش, پدرسوخته, شناسي, توداري

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10126
2ahadsharifii5111
3arezoo 684911
4momo1244703
5ali se7en4365
6maral293826
7puma23354
8said3342
9ESPLINGER3260
10Ali713188
11jimboo3140
12sara nik3036
13pacific2765
14hamidy2710
15ارش2696
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42390
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 66
کل: 26609
کل نظرات: 125617
آمار کاربران کل: 21811
بن شدگان: 212
جديدترين عضو: bi3t
کاربران حاضر

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



دانلود بازی با لینک مستقیم

خلاف‌کار

 

 

 

 

 

 

اينجوري نبين‌اش که خودشو زده به موش‌مردگي.‌ اگه بگم آدم به اين توداري تا بحال نديده‌ام باور نمي‌کني.

ساعت از دوازده گذشته بود. از سرما سنگ مي‌ترکيد. همين جلو، دست راست، نه تومستقيم برو، سرِ پيچِ خيابون اصلي، که خواستيم بپيچيم، ديدم‌اش که دولاّ شده بود پشت درِ يه ‌‌مغازه رو زمين دنبال چيزي مي‌گشت، شک کردم، گفتم بزن رو ترمز، با توکه نيستم، مستقيم برو، تا چشم‌اش به‌ما افتاد پا گذاشت به فرار.

پياده دنبال‌اش رفتم. از سرما داشت نفس‌ام بند مي‌اومد. چند قدم نرفته بود که گرفتم‌اش. گفتم: نامرد، کجا؟!

گفت: سرکار، نسخه از دستم افتاد باد بردش، رفتم برش‌دارم.

گفتم بده ببينم. توبه اين مي‌گي نسخه؟

همين يه‌‌تيکّه کاغذ خيس و مُچاله تودست‌اش بود. توجيباشم کمي پول با يه‌‌دسته کليد.

گفتم: مي‌خواستي قفل‌ها رو باز کني؟

گفت: کدوم قفل سرکار؟ اين کليد خونه‌س، باخودم برداشتم که وقتي برمي‌گردم زنگ نزنم. بچّه، تازه خوابش برده بود. نمي‌خواستم بيدارش کنم.

گفتم: خر خودتي. برو سوار شو. تا کلانتري يه‌‌ريز التماس مي‌کرد وچرت و پرت به هم مي‌بافت.

به جناب‌سروان گفتم: بذاريد خودم از زبونش مي‌کشم بيرون. سروان جوون تازه کار و ساده‌دليه، نگذاشت، و الاّ همون اوّل که دستاشو قپوني مي‌بستم و دوتا باتون مي‌زدم به ماتحت‌اش زبون‌اش باز مي‌شد. اگه اين جوونا توکار ما دخالت نمي‌کردن ما بلد بوديم چه‌جوري کارمونو انجام بديم.

تا سروان از اتاق رفت بيرون خوابوندم تو گوش‌اش. گفتم: پدر ... ! داشتم مي‌رفتم خونه پيش زن‌ام. حالا چه وقتِ دله‌دزدي بود.

گفت: به خدا من دزد نيستم. دنبال يه ‌‌داروخانه مي‌گشتم. به چن جا سر زدم گفتن نداريم يکي هم داشت با پول‌ام نمي‌خوند. حتّا ساعت‌ام رو گرو گذاشتم قبول نکردن. بپيچ دست راست. سواد داري اين آدرسو بدم خودت پيداش کني؟ نه بذار خودم مي‌گم. تو حواسِت به رانندگيت باشه.

تا ساعت شيش زِر مي‌زد.

گفتم: بيخودي خودتو به موش مردگي نزن. يا بگو اونجا چه‌کار مي‌کردي و دوستات کيا هستن يا همچي مي‌زنمت که نتوني دفعه‌ي ديگه ازدستم فرار کني.

باز شروع کرد به آب‌غوره گرفتن. مي‌خواس منو خر کنه. گفت: من آبرو دارم. بچه‌ام مريضه، اگه نتونم دوا براش جور کنم حالش بدتر مي‌شه. ممکنه از دستم بره.

گفتم: شماره تلفن خونه‌ات؟ کمي فکر کرد و گفت: به‌خدا اونقدر حواسم پرته که يادم رفته، بذار فکر کنم يادم بياد.

گفتم: دروغ مي‌گي، مگه کسي شماره تلفن خونه‌شو فراموش مي‌کنه؟

بعد گفت: سرکار مي‌ترسم اگه زنگ بزنيد بچه‌ام از خواب بپره. تازه خوابش برده بود. سه شبه نخوابيده.

مي‌دونستم دروغ مي‌گه. تو اين پدرسوخته‌هارو نمي‌شناسي.

پرسيدم: کارِت چيه؟ گفت: تو يه‌ شرکت کار مي‌کردم بخاطر مريضي بچّه‌ام غيبت زياد داشتم، بيرونم کردند. ماشين هم داشتم فروختم خرج مريضي بچّه کردم.

آدم از مزخرفاتي که اينا به هم مي‌بافن خنده‌اش مي‌گيره.

صبرکن! فکر مي‌کنم داريم مي‌رسيم. از تو آينه نگاش کن چه جوري خودشو زده به موش‌مردگي. تاصُب بلبل‌زبوني مي‌کرد حالا يه‌‌کلام حرف نمي‌زنه. برو جلوتر. همين کوچه‌س. بزن کنار. نگاش کن چه قيافه‌ي مفلوکي به خودش گرفته! از چشاش پدر سوختگي مي‌باره.

سه تا پلاک جلوتر. اون آمبولانس چيه درِ خونه ايستاده؟ واي به روزگارش اگه دروغ گفته باشه و بخواد منو سنگِ رو يخ کنه. توي اين هواي سرد حالا بجاي راه افتادن دنبال اين آشغال کلّه، بايد تو رختخوابم باشم. اگه به احترام جناب سروان نبود، رفته‌بودم خونه. من که حوصله‌ي گوش دادن به شيون و گريه زاري اين زن و زولا رو ندارم. تو خودت برو بپرس اون جنازه مال کيه. اندازه ي‌بچّه‌س. کاش زودتر کارم تموم بشه برم خونه پيش زن و بچه‌ام. مگه اين خلاف‌کارا مي‌ذارن؟!

گروه: عضو سایت
عضویت: 16.01.1389
نام کامل: --
نظرات: 50
ارسالات: 6
مسنجر: --

Asef #1

تاریخ ارسال : 10 اردیبهشت 1389 19:03
چه بی احساس
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 957
ارسالات: 34
مسنجر: --

mojtaba1337 #2

تاریخ ارسال : 18 بهمن 1390 13:28
چي بود ؟
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1391
نام کامل: ماردین
نظرات: 113
ارسالات: 9
مسنجر: --

mardin #3

تاریخ ارسال : 22 اردیبهشت 1392 22:57
به سلامتی پدری که همیشه سخت ترین ها را داشت که من بهترین ها را داشته باشم …
.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.