
مدتي است که در حال بررسي مسائل مربوط به مشکلات موجود در حوزه ي روابط هستم. در طول مراحل متعدد تحقيق فوق الذکر نکته اي که بيش از همه نظر مرا به خود جلب کرد اين امر بود که بيش از نيمي از زوج ها دائما درگير اين مشغوليت فکري هستند: "بايد ادامه دهم يا ارتباطم را تمام کنم". در تقابل احساسي، گاه مي شود که هر دو طرف در بيان يک مفهوم در قالب واژه ها به مشکل برخورد مي کنند. اين وضعي است که تعداد عديده اي از مشکلات ميان زوجين را سبب مي شود و اساساً به دليل عدم توانايي کافي در برقراري ارتباط و انتقال مفاهيم به وقوع مي پيوندد نه به دليل عدم همساني کلي دو نفر. قوت احساسي يک ارتباط، وابسته به قوت ابزارهاي ارتباطي ميان طرفين است و اين مهم حاصل نمي شود مگر به يمن وجود برقراري ارتباط کلامي متناسب با مختصاتي که در ذيل به آن اشاره خواهيم کرد. در اين مقاله مهارتهايي را به شما آموزش مي دهيم که به طور کلي نگاه و طرز برخوردتان به کشمکش ها و تعارض هاي موجود در روابط را دگرگون مي سازد. اين تکنيکها، نهايي ترين و خاص ترين تحولات را در سير انديشه هاي اجتماعي شما ايجاد خواهند کرد.
اکثر مشاجرات از آنجايي شروع مي شوند که ما تصميم مي گيريم تا طرف مقابل را تغيير بدهيم و شبيه خودمان کنيم. نکته ي جالب قضيه اين است که حتي تغيير دادن خودمان کار دشواري است، چه برسد به اينکه بخواهيم شخص ديگري را مطابق ميل خودمان تغيير دهيم. به عقيده ي من همه ما بايد سعي کنيم که از چنين کاري دست برداريم و براي رسيدگي به مقوله هاي احساسي فرديمان مسئوليت بيشتري را به عهده بگيريم. شکي نيست که اگر از متقاعد کردن ديگران براي عمل کردن مطابق با ميل خودتان دست برداريد، مشاهده مي کنيد که آنها خودشان خيلي مشتاقانه تر از نظرات شما استقبال مي کنند. اجازه دهيد با يک مثال واضح تر توضيح بدهم که چگونه مي توانيد اين کار را انجام دهيد:
سواد احساسي يکي از مهارت هاي کليدي در زندگي بشر محسوب مي شود. اکثر اطرافيانتان را مي بينيد که در حال تقلا و کشمکش براي تشخيص شخصيت فرديتان هستند: "براساس رفتارهايمان" چه جور آدمي هستيم، "براساس واکنش هايمان" چه جور آدمي هستيم؟، "براساس نحوه عشق ورزيدنمان" چه جور آدمي هستيم؟. از جمله مهمترين مسائلي که اکثر مراجعين من همواره با آن درگير هستند اين است که چگونه مي توانند سخنان ملال آور را بدون ايجاد کدورت و دلخوري مطرح کرده و طرف مقابل را مجاب به گوش کردن نمايند.
طي ساليان دراز يکي از مهمترين عباراتي را که من به مراجعينم براي بيان حس دلخوري آموزش مي دادم، به اين قرار بود: " وقتي که تو کار X را انجام دادي واکنش Y را از من ديدي". يکي از مراجعينم خشايار بود که با همسرش سيما به خاطر اينکه فراموش کرده بود اتومبيلشان را براي سرويس سالانه به نمايندگي ببرد کارشان به بحث و دعوا کشيده شده بود. اين مسئله براي سيما خيلي گران تمام شده بود و به هيچ وجه نمي توانست بي توجهي همسرش را تحمل کند. من خيلي ساده عبارت فوق را براي او به طور اخص تعميم دادم: "خشايار، وقتي قرار است که ماشين را براي سرويس ببري و چنين کاري را انجام نمي دهي، من واقعاً ناراحت و عصباني مي شوم." با بيان اين جمله بسياري از درگيري ها و منازعه هاي موجود ميان اين دو نفر سر و سامان پيدا کرد. در اين قسمت با اتکا به دستاوردهاي شخصي مي خواهم عبارت فوق را براي هرچه کارآمدتر شدن به اين شکل بسط دهم: "وقتي که تو کار X را انجام دادي برداشت من Y بوده و در نتيجه حس Z به من دست داد"
البته در تاثير گذاري عبارت اول ترديدي وجود ندارد و در بسياري از کتاب هاي روانشناسي هم مي توانيد مطالبي در زمينه اثر بخشي آن پيدا کنيد، ولي با بکارگيري عبارت دوم به صورت مولد و پوياتر تاثيرگذار واقع مي شويد.
با استفاده از اين الگو، مشکل سيما و خشايار را مي توانيم اينگونه حل کنيم: " خشايار زمانيکه تو ماشين را براي سرويس به تعميرگاه نمي بري، من تصور مي کنم برايت اهميت ندارد و توجه نمي کني که ممکن است ماشين دچار مشکل شود و مجبور شويم چند روز را بدون ماشين سپري کنيم. در نتيجه اين مسئله مرا ناراحت مي کند."
بکارگيري اين الگو مشخصاً باعث فعال سازي "وجهه ي مهربان" در افراد مي شود. مي توانيد به راحتي پيرامون ترس و احساس ناامني که در مورد مسئله اي خاص به شما دست مي دهد با همسرتان صحبت کنيد. مردم معمولاً براي اطمينان دادن و ايمن کردن صادقانه طرف مقابل از خود عشق و مهرباني بروز مي دهند و چتر حمايتشان را بر سر آنها مي گسترانند. از ديگر مزاياي الگوي جديد اين است که حالت سرزنش و تدافعي ندارد. درست همان مسئله اي که بسياري از مشاجرات در آن غرق مي شوند. همچنين از شکل يک درخواست التزامي که به واسطه آن طرف مقابل مجاب به پذيرفتن بي چون و چراي احساسات شما مي شود، در مي آيد.
مي توان گفت که در هر مشاجره اي يک نردبان احساسي وجود دارد که از خشم به ناراحتي مي رسد و از ناراحتي به ترس. اغلب افراد از خشم استفاده مي کنند تا احساس واقعي خود را در زير آن مخفي نگه دارند؛ احساسي که ممکن است از بيان آن عاجز بوده و يا شرمسار باشند؛ اين يک حقيقت غير قابل انکار در مورد انسان هاست. انسان ها از بزرگ نمايي به عنوان شيوه اي براي دفاع و تثبيت خود استفاده مي کنند تا مجبور نشوند از قسمت هاي آسيب پذير خود سخني به ميان بياورند. زمانيکه بالاجبار احساسات واقعي خود را بروز نمي دهيد، طبعاً از احساسات اصلي خود دور مي شويد. اين مطلب را در جريان کار خشايار و سيما به وضوح مشاهده نموديد و ديديد که چگونه از مرحله ي خشم به ناراحتي کشيده شدند.
چند هفته بعد وقتي سيما از سفر بازمي گشت، خشايار با او تماس گرفت تا وي را از فرودگاه به خانه بياورد. خشايار از برگشت همسرش واقعاً خوشحال بود و در ذهن خود تخيلات زيبايي از تجديد ديدارشان را به تصوير مي کشيد. اما سيما به او اطلاع داد که تاکسي رزرو کرده و خودش به خانه مي آيد و در زماني ديگر با هم قرار ملاقاتي را فيکس خواهند کرد. با استفاده از شيوه ي ارتباطي جديدي که ياد گرفته بودند، خشايار به او گفت: "سيما رزرو کردن تاکسي باعث مي شود که من تصور کنم تو اهميتي براي ديدن من قائل نيستي و به آن اندازه که من به تو توجه مي کنم و دوستت مي دارم تو به من اهميت نمي دهي. به همين دليل قدري احساس کمبود محبت از جانب تو مي کنم و در نتيجه دلخور و آزرده خاطر مي شوم." اين اولين باري بود که سيما يک چنين حرف هايي را از خشايار مي شنيد و اين باعث خوشحالي بود. سيما با خودش فکر کرده بود که پس از يک پرواز 14 ساعته واقعاً خسته مي شود، و سر و وضع بهم ريخته اي دارد و بهتر است زماني خشايار را ببيند که از هر نظر مرتب و زيبا به نظر برسد. در اين لحظه کمي فکر کرد به اين نتيجه رسيد که خودش هم به اندازه ي خشايار دلتنگ است؛ ازاينرو نظرش را عوض کرد و به خودش گفت اشکالي ندارد که به بهترين شکل و قيافه نباشد؛ و بعد هم تصميم گرفت که دندانهايش را در در سرويس بهداشتي فرودگاه مسواک بزند و کمي آرايش کند.
به نظر ساده مي آيد، اما مطمئن باشيد تاثيري که اين روش بر روي طرف مقابل مي گذارد واقعاً عميق است. استنتاج هاي آماري حاکي از اين امر هستند که وقتي شفاف سازي صورت مي پذيرد و زوجين به درستي مفهوم کلام يکديگر را درک مي کنند، شالوده و کيفيت ارتباط آنها تغيير چشمگير و بي سابقه اي پيدا مي کند.
نکاتي براي متوقف نمودن مشاجرات
مثبت انديشي خود را افزايش دهيد
با اندکي ريز بيني مشهود است که در طول روز از کارهاي ديگران برداشت هايي مي کنيد که واقعاً به ضررتان مي باشد. سعي کنيد هميشه با ديد مثبت به اطراف خود نگاه کنيد. به عنوان مثال فرض کنيد نسبت به فردي که با سرعت در حال رانندگي است عصباني مي شويد و اوقات خودتان را تلخ مي کنيد، اما زمانيکه متوجه مي شويد که همسرش در بيمارستان بستري است و در حال زايمان مي باشد، قدري نرم تر با او برخورد خواهيد کرد. حتي اگر هم چنين مطلبي صحت نداشته باشد، ساختن نگرش مثبت در مورد رفتارهاي نابهنجار سايرين زندگي را به کامتان شيرين تر و راحت تر مي کند. اين امر به ويژه در مورد برخورد شما با غريبه ها کارساز خواهد بود!
از هر فرصتي ولو کوچک، خوب استفاده کنيد
شايد در نگاه اول الگوي X,Y,Z که در بالا برايتان مطرح نموديم، ساده به نظر آيد؛ اما به کارگيري آن در زندگي روزمره نياز به قدري تمرين دارد. شما مي توانيد اين تکنيک را در مورد هر کسي که با وي ارتباط داريد، امتحان کنيد. زندگي بر اساس حقايق موجود در زندگي خيلي ساده تر از آن است که بخواهيد زندگي خود را بر روي حدس و گمان هاي آزار دهنده بنا کنيد. حدس و گمان مادر بسياري از بد بختي هايي است که فرد با آنها روبرو مي شود.
نرمي و ملايمت خود را تون آپ کنيد
وقتي احساس کرديد در حال عصباني شدن هستيد، به خودتان زمان بدهيد تا به دقت اتفاقي که در درونتان در حال وقوع است را بررسي نماييد. خشم يک احساس کاملاً طبيعي است، البته به شرطي که متوجه اين احساس باشيم و آنرا به شيوه ي صحيح بروز دهيم. بيشتر خشمي که به ما دست مي دهد به اين دليل است که مي خواهيم کسي را تغيير بدهيم و اين درست نيست. دفعه ي آينده که انگشت خود را به نشانه ي خشم به سمت کسي نشانه رفتيد، يک لحظه درنگ کنيد و به دستتان نگاه کنيد، مي بينيد که سه انگشت ديگر به سوي خودتان نشانه ذفته اند؛ اين درست همان چيزي است که يک فرد هوشمند آنرا به عنوان يک سرنخ براي ترقي تلقي خواهد نمود.
به اميد برداشتن گام هايي مستدام در راه تعالي هر چه بيشتر روابط
بازگشت
نظرات:
0
بازدیدها:
1428
اطلاعات
برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.