شما می خواهید سیمین باشید یا نادر؟درست یا خوشبخت

شما می خواهید سیمین باشید یا نادر؟درست یا خوشبخت این فیلم به نویسندگی و کارگردانی & ; اصغر فرهادی & ; محصول سال 1389 و برنده& ;ی 5 سیمرغ بلورین جشنواره& ;ی فجر و 3 خرس طلا و نقره از جشنواره& ;ی & ;برلین& ; 2011 است. با بازیگری & ; لیلا
زندگی, انسان, سیمین, انتخاب, حقیقت, تواند, واقعیت, احساسات, گذشته, زندگی،, فیلم،, احساس, مرضیه, شناختی, جدایی, مقابل, باشد،, توانند, بهانه, سرکوب

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29234
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Ellswiz
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» موفقیت و شادکامی » شما می خواهید سیمین باشید یا نادر؟درست یا خوشبخت
دانلود بازی با لینک مستقیم

شما می خواهید سیمین باشید یا نادر؟درست یا خوشبخت
 
این فیلم به نویسندگی و کارگردانی « اصغر فرهادی » محصول سال 1389 و برنده‌ی 5 سیمرغ بلورین جشنواره‌ی فجر و 3 خرس طلا و نقره از جشنواره‌ی «برلین» 2011 است. با بازیگری « لیلا حاتمی »، « پیمان معادی »، « مریلا زارعی »، « شهاب حسینی »، « بابک کریمی »، « علی‌اصغر شهبازی » و « ساره بیات ». موضوع فیلم، «طلاق» است که می‌تواند در شرایط کنونی جامعه‌ی ما برای هر فردی مفید و قابل بررسی باشد. 
داستان:
 « نادر » و « سیمین » 16 سال است که ازدواج کرده‌اند و دختری 11 ساله دارند. « سیمین » خواستار آن است که برای زندگی، به خارج از کشور مهاجرت کنند که با مخالفت « نادر » روبه‌رو می‌شود؛ تاجایی‌که « طلاق » را تنها راه‌حل می‌بینند. حضانت دخترشان و نگه‌داری از پدر « نادر » که به بیماری آلزایمر مبتلاست، خط داستان را به پیش می‌برد. در این فاصله که « سیمین » به منزل مادرش می‌رود، « نادر » خانمی به‌نام « مرضیه » را برای نگهداری از پدرش استخدام می‌کند. « مرضیه » از طبقه‌ی پایین جامعه است با مشکلات، ترس‌ها و باورهای خودش و همسرش، کارگریست که در کفاشی کار می‌کرده و در حال‌ حاضر، بی‌کار است و چندین چک برگشتی دارد و طلبکاران به‌دنبال او هستند. حادثه‌ای این دو خانواده را در دادگاه، مقابل هم می‌نشاند که اختلاف آنان با گفتن حقیقت توسط « مرضیه » پایان‌می‌پذیرد و در جریان حل این مشکل، جدایی « نادر » و « سیمین » که ظاهری بود، به حقیقت می‌پیوندد.        
دیدن این فیلم، ما را به فکر کردن وا می‌دارد. سرگرمی و تفریح نمی‌تواند بهانه‌ای برای تماشای این فیلم باشد. « اصغر فرهادی » شایستگی خود را به‌ نحو قابل قبولی در سینمای معناگرا و روان‌شناختی « ایران » به اثبات رسانده است. انتخاب مناسب بازیگران، دیالوگ‌های صادقانه، فضا و بیان داستان، بسیار به واقعیت زندگی انسان‌ها شباهت دارد.              
تحلیل فیلم از نظر معرفت‌شناختی روان :                                                         
در این رشته از روان‌شناسی، همه‌ی اعمال ذهنی ممکن که مغز انسان قادر به انجام آن می‌باشد، مورد توجه است؛ خواه این اعمال، عادی باشند یا بیمار گونه و نیز تفاوت بین افراد مختلف و روش خاصی که هر فرد برای عمل شناخت برمی‌گزیند، مورد مطالعه قرار می‌دهد. ویژگی‌های یک فرد از نظر معرفت‌ شناختی روان، برای درک صحیح او از واقعیت است که می‌تواند این درک مناسب یا نامناسب یا در نقطه‌ای فی‌مابین باشد. ارزش‌ها و باورهای انسان‌ها آگاهانه یا ناآگاهانه در زندگی، ما را وادار به انتخاب می‌کند و اگرچه اندیشیدن، لازمه‌ی یک زندگی موفق است اما ما انسان‌ها به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی نشده‌ایم که به‌طور خودکار فکر کنیم اما امکان انتخاب داریم. نکته‌ی قابل تأمل، این است که انسان می‌تواند با فکر یا بدون فکر، انتخاب کند و تصمیم بگیرد اما نتیجه‌ی انتخاب‌هایش را نمی‌تواند از بین ببرد. سردرگمی‌های انسان در زندگی، درواقع به‌همین‌دلیل به‌وجود می‌آید که در این فیلم می‌بینیم انسان‌ها با دنیایی که در ذهن‌شان می‌سازند، بی‌توجه به واقعیت‌ها، با مشکلات بسیاری مواجه می‌شوند. آن‌جا که انسان در ذهنیت خود به‌ گونه‌ای که می‌خواهد، می‌بیند و باور می‌کند و شاید هرگز از حقیقت واقعیت زندگی خود آگاه نشود. در تلخ‌ترین سکانس فیلم که طلاق « نادر » و « سیمین » قطعی شده است، بیننده بی‌تفاوتی و سردی خاصی را می‌بیند. باتوجه به لحن و تن صدا و زبان بدن « نادر » و « سیمین »، می‌توانیم بفهمیم به‌ راستی چه حوادثی طی سال‌ها زندگی مشترک بر آنان گذشته است؛ به‌خصوص « سیمین » که حتی ساده‌ترین احساس زنانه ( گریه ) را در او نمی‌بینیم. « نادر » با برخوردهای کودک‌ محورانه‌، به گذشته‌ی خود چسبیده و مراقبت از پدرش را بهانه‌ای برای ندیدن واقعیت تلخ زندگی‌اش کرده است. برای نگهداری از آن گذشته ( پدرش ) تلاش می‌کند. آن‌جا که باید به ارزش‌های زندگی مشترک‌اش فکر کند و آن‌ها را ببیند، چشم‌هایش را می‌بندد و ساده از کنار آن‌ها می‌گذرد و دو کودک 6 و 11ساله که ناخواسته درگیر زندگی بزرگ‌ترها شده‌اند، می‌تواند یادآور کودکی‌های « نادر » و « سیمین » باشد که شاید آن‌جایی که باید (سنین رشد) بیاموزند و توانایی‌های‌شان را بالا ببرند و آماده‌ زندگی شوند، چنان درگیر زندگی شدند که احساسات و عواطف خود را نادیده گرفتند و در بزرگسالی نمی‌توانند به راه‌حل‌های مناسبی برای زندگی‌شان برسند. در واقع دلیل اصلی جدایی آنان موضوع مورد بحث نیست، بلکه علت آن در آن لحظه، احساس دوست‌داشته‌شدن و مورد حمایت قرار گرفتن و توجه و دیده‌نشدن روانی « سیمین » بود که می‌خواست آن را فریاد بکشد. در وجود همه‌ شخصیت‌های فیلم، ترس‌هایی وجود دارد؛ یکی از این ترس‌ها، تأیید نشدن هنگام بازگو نکردن حقیقت بود و این ترس‌ها، آن‌ قدر قوی بودند که روی تمام زندگی آنان اثر گذاشته بود و زندگی‌شان به این‌وسیله کنترل می‌شد اما فراموش نکنیم هنگامی‌که احساسات منفی را در خود سرکوب می‌کنیم، همراه آن، احساسات مثبت را هم در خودمان می‌کشیم و از بین می‌بریم. هرچه احساسات شما شفاف‌تر باشد، به‌همان‌ اندازه روابط شما از شور و عشق بیش‌تری برخوردار خواهد شد. زمانی‌که حقیقت را سرکوب می‌کنید، در واقع قابلیت و توانایی خود را در احساس‌کردن تخریب می‌کنید. اگر تمرین کنید تا تمام حقیقت احساسی خود را به طرف مقابل‌تان بگویید، نتیجه‌ی بهتری می‌گیرید. یکی از جدی‌ترین مشکلات امروزی - به‌خصوص در زندگی زناشویی- این است که بسیاری از انسان‌ها در حالتی شبیه به سرکوبی احساسی و عاطفی دائمی خود به‌سر می‌برند؛ درنتیجه انتخاب‌های اشتباهی می‌کنند و نمی‌توانند حقیقت واقعیت زندگی خود را درک کنند.                                      
به‌راستی شما بین « درست‌بودن » و « خوشبخت‌بودن »  کدام را انتخاب می‌کنید؟         

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #1

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 16:33
montazer mimunim 10,om filmo bebinim
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.08.1390
نام کامل: میترا
نظرات: 313
ارسالات: 3
مسنجر: --

نجم #2

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 17:29
درست بودن مهم تره
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #3

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 19:04
har kodomesh bashim aliyeeeeeeeeeeeeee


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #4

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 19:28

durost budan hamra ba khushbakht budan ali mishe

گروه: عضو سایت
عضویت: 2.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 86
ارسالات: 5
مسنجر: --

fayamen #5

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 19:38
خوشبخت بودن خیلی عالیه!!!!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.10.1390
نام کامل: بیان
نظرات: 923
ارسالات: 67
مسنجر: --

ban.ban joon #6

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 21:47
agar dorost bashi khoshbakhti badesh miyad ama hamishe in bastegi  be mogheyiate dare ke to che sharayeti bashi to in film man tasmime simino migireftam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.12.1390
نام کامل: بیخیال - Bikhiyal
نظرات: 46
ارسالات: 18
مسنجر: --

systemmc #7

تاریخ ارسال : 26 اسفند 1390 01:26
ممنونم.

ممنونم.

ممنونم.


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.