از شغل تان ناراضی هستید یا نه؟

از شغل تان ناراضی هستید یا نه؟ ارزیابی فرد درباره& ; كارش و ابراز رضایت یا نارضایتی از آن كار، یك نتیجه& ; كلی از مجموعه& ;ای از اركان متفاوتی& ; است كه در مجموع، شغل او را تشكیل می& ;دهد. از طرف دیگر نارضایتی از شغل م
کارتان, باشید, نیستید, داشته, احساس, انجام, شرایط, نارضایتی, استفاده, توانید, باشد،, هستید, علامت, درباره, اشتغال, نخواهید, كارهای, ابراز, ندارید, رضایت

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29850
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: RichardGer
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» موفقیت و شادکامی » از شغل تان ناراضی هستید یا نه؟
دانلود بازی با لینک مستقیم

از شغل تان ناراضی هستید یا نه؟
ارزیابی فرد درباره‌ كارش و ابراز رضایت یا نارضایتی از آن كار، یك نتیجه‌ كلی از مجموعه‌ای از اركان متفاوتی‌ است كه در مجموع، شغل او را تشكیل می‌دهد. از طرف دیگر نارضایتی از شغل می تواند تا حد زیادی تحت تاثیر این مساله باشد که این فرد تناسب لازم را با این شغل ندارد.

صرف نظر از اینكه شغل افراد چه باشد، آنان نسبت به آن احساساتی دارند. آنان نسبت به برخی وجوه حرفه خود دارای احساس مطلوب یا نامطلوب هستند و در مورد آنچه كه انجام می دهند نظری كلی دارند. بیگانگی نسبت به كار و خشنودی شغلی، به عنوان ابزار ارزیابی كار و شغل فرد می باشد. هر چند در بررسی های اولیه، یكی از دلایل عمده نارضایتی از شغل را وجود كارهای خسته كننده و یكنواخت یا كارهای نگرانی زا می دانسته اند، بررسی ها نشان داده كه ممكن است كار خسته كننده و یكنواخت باشد، ولی فرد را ارضا كند یا خشنودی شغلی در میان افرادی كه مشاغل آنان بسیار پر فشار است، در بالاترین سطح باشد.
شغل فرد، چیزی بیش از كارهای مشخصی چون كارگر یا كارمند یك اداره یا كارخانه و یا رانندگی یك كامیون سنگین است. شغل فرد ایجاب می‌كند كه او با همكاران، سرپرستان و رۆسا رابطه‌ای متقابل داشته باشد، مقررات و سیاست‌های سازمان را رعایت و اجرا كند، عملكردش طبق استانداردهای تعیین‌شده باشد، در شرایط كاری كه معمولاً چندان هم مطلوب نیست، كار بكند و ... . این بدان معنا‌ست كه ارزیابی فرد درباره‌ كارش و ابراز رضایت یا نارضایتی از آن كار، یك نتیجه‌ كلی از مجموعه‌ای از اركان متفاوتی‌ است كه درمجموع، شغل او را تشكیل می‌دهد.
از طرف دیگر نارضایتی از شغل می تواند تا حد زیادی تحت تاثیر این مساله باشد که این فرد تناسب لازم را با این شغل ندارد یعنی در موقعیت خوبی قرار نگرفته است.
در این دست شرایط شما به طور کامل از کارتان راضی نیستید و بخاطر شغل و کارتان هر روز در حال تلاش و در تکاپو نیستید.

نیازی نیست که برای فهم این علایم آدم خیلی خاص و باهوشی باشید. کافی است کمی دقت کنید و صادق باشید :
1 - در محل کارتان تنها هستید
هر چند انسان منفوری از لحاظ اجتماعی نیستید اما هیچ دوستی در محیط کارتان ندارید. در محل کارتان با کسی هم کلام نیستید. قادر به ایجاد یک ارتباط خوب و قوی با همکارانتان نیستید مگر در حد گفتن یک شوخی و لطیفه نصفه و نیمه. فقط وارد محل کارتان شده و وظایف تان را انجام می دهید و بعد آنجا را ترک می کنید.
چه چیزی مانع ارتباط شما با دیگران است؟ آیا از نظر سن و سال خیلی تفاوت دارید یا از نظر سبک زندگی و یا فرهنگی؟ و یا شاید سوابق قبلی که برخی از همکاران کنونی تان از آنها باخبرند ( مثل لباس پوشیدن دوران جوانی و دانشجویی، شرایط تحصیلی و ... ) عامل این بی علاقگی شما به محیط های دسته جمعی در محل کار شده است؟ در این صورت تنها باید محیط کاری تان را تغییر دهید تا به شرایط عادی بازگردید.
کارایی و بهره وری شما به دوستان و همکارانتان هم بستگی دارد و در صورتی که از آنها گریزان باشید شرایط کاری مناسبی نخواهید داشت.
2 - از شغل تان خجالت می کشید
این یک علامت اصلی و واقعی از اشتغال به کار نامناسب است. شما نمی توانید شغل تان را به دیگران بگویید. فکر می کنید این شرم ساری تا چه حد مانع ابراز توانایی شما در محیط کاری تان می گردد و چقدر فرصتهای عالی را از دست خواهید داد؟ اگر تنها خودتان را پشت یک عبارت جعلی مانند" من کارمند ناشایستی هستم"مخفی کنید. حتی اگر کارتان از نظر رده بندی اجتماع در پایین ترین سطح قرار دارد، از اینکه چقدر کارتان را با مهارت انجام می دهید احساس غرور کنید زیرا اگر از کارتان احساس غرور نکنید هرگز نخواهید توانست خودتان را به داشتن آن شغل راضی کنید و رضایت شغلی نخواهید داشت.
3 - حجم کاری تان خیلی زیاد است و شما را در خود غرق کرده است
اینکه کمی در محل کارتان احساس فرسایش و خستگی کنید طبیعی است به ویژه مواقعی که پایان زمان مجاز انجام یک کار نزدیک است و باید یک پروژه را تحویل دهید. اما اینکه همواره در محل کارتان حالت خسته و کسل و افسرده داشته باشید و مثل مرغ سر کنده منتظر اتمام ساعت کاری تان باشید اصلا علامت خوبی نیست. اگر در ساعات کاری حجم کاری که باید انجام دهید خیلی بیشتر از توانایی تان است شما به شغل مناسبی اشتغال ندارید. همچنین این اصلا علامت خوبی نیست که مقدار کار محول شده به شما همواره به قدری زیاد باشد که شما به طور دایم حالت عصبانیت و خشم داشته باشید.
پریشان و سراسیمه هستید، هیجانی و احساسی هستید، یک لحظه در حالت نرمال هستید و احساس شادی می کنید  و لحظه دیگر عصبانی شده و حتی با اطرافیان دست به گریبان می شوید. همه اینها علامت عدم تناسب شما با شغل فعلی تان است.
4 - در کار خود دچار رکود و ایستایی شده اید
ممکن است از مهارتهای شما حتی کمتر از ناچیز هم استفاده شود هر چند که تحصیلات شما بالاتر از موقعیت شغلی است که در آن قرار گرفته اید. شما هنوز هم می توانید در شغل متناسب تان اشتغال داشته باشید حتی اگر این کار باعث پایین آمدن سطح تخصص شما شود. اما این چیز خوبی نیست که شما چیزی را که بخاطرش از نظر حرفه ای و تخصّصی برجسته و ممتاز از بقیه هستید را از دست دهید. اگر از آن تخصص مرتبا استفاده نکنید به تدریج آن را از دست خواهید داد.
این وظیفه شماست که به شکوفایی و پیشرفت خود توجه کنید. اگر شما در معرض یادگیری فرصتها و تهدیدهای موجود نیستید و یا درباره نتایج و فواید آنها حرفی نمی زنید در شغل مناسبی نیستید
حال سوال اینجاست که در این دست شرایط چه باید کرد؟
 عضویت خود را در انجمن های صنفی تجدید کنید. نسبت به آموزشهای جدید و مرتبط با حرفه تان خود را به روز نگهدارید و یا حداقل چند ساعت در روز را درباره تخصص خود مطالعه داشته باشید. اگر نمی توانید یا وقت انجام این کارها را ندارید در شغل مناسب خودتان اشتغال ندارید.
5 - هیچ رشد و پیشرفتی در کارتان ندارید
فرصتها زیر صخره ها پنهان نیستند. آنها در اطراف ما هستند، در نشستهای صنعتی، سمینارهای آخر هفته، سمینارهای تحت شبکه اینترنتی و ...
خیلی از شرکتها برای فرستادن کارکنانشان که متناسب با تخصص شان به کار گرفته شده اند برای دوره های تخصصی و یادگیری  مطالب جدید خیلی خوب هزینه می کنند.
پس خوب فکر کنید و بررسی نمایید تا متوجه شوید که سیاست کارفرمای شما چیست؟ اگر نمی توانید از بودجه های شرکت استفاده کنید سعی کنید از تجربیات و معلومات همکاران و مشتری ها استفاده کنید.
اگر تازه کار هستید سعی کنید از افراد با سابقه تر بیاموزید. اگر کهنه کار و قدیمی هستید از نیروهای جدید، یافتن ایده های جدید و ناب را فرا بگیرید. نکته اصلی داشتن ذهن باز و فراهم کردن امکان رشد و پیشرفت در محل کار است.

اگر برخی از این تهدیدها و نکات را در درون خود کمی احساس کردید از آنها به عنوان زنگ  خطر استفاده کنید. شما باید به چیزهایی که ارزش صرف عمر و وقت شما را داشته باشد مشغول باشید.

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #1

تاریخ ارسال : 22 تیر 1391 20:50
ممنون





گروه: تأمين محتوی
عضویت: 5.01.1391
نام کامل: --
نظرات: 1540
ارسالات: 61
مسنجر: --

sara.a #2

تاریخ ارسال : 23 تیر 1391 16:36
بلههههههههههههه...
ممنون.............................


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.