بی‌گناهی تازه عروس در پاپوش خواهرشوهر

بی‌گناهی تازه عروس در پاپوش خواهرشوهر برای شروع زندگی پول زیادی نداشتیم با هم تصمیم گرفتیم به جای اجاره& ;نشینی به خانه پدرشوهرم برویم و در آپارتمان طبقه اول وی زندگی کنیم تا در این مدت پول& ;هایمان را جمع کرده و خانه& ;ای بر
زندگی, خانواده, آپارتمان, اصرار, بازپرس, ازدواج, جواهرات, برادرم, برویم, اینکه, فرهاد, پدرشوهرم, زیادی, عجیبی, همراه, دخترم, عروسمان, ساختمان, توانم, مادرشوهر

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » بی‌گناهی تازه عروس در پاپوش خواهرشوهر
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | ania2 | TehranKids14-03-1390, 21:17

بی‌گناهی تازه عروس در پاپوش خواهرشوهر

 

برای شروع زندگی پول زیادی نداشتیم با هم تصمیم گرفتیم به جای اجاره‌نشینی به خانه پدرشوهرم برویم و در آپارتمان طبقه اول وی زندگی کنیم تا در این مدت پول‌هایمان را جمع کرده و خانه‌ای برای خود بخریم...

 

وطن امروز:یک زن که در پاپوشی از سوی خواهر شوهرش دزد جواهرات خانگی‌شان شناخته شده بود با حکم قاضی تبرئه شد.

مادر و دختری ادعا کرده بودند عروسشان جواهرات 10 میلیونی آنان را به سرقت برده است.

16 بهمن‌ماه سال گذشته بود که بازپرس مکرمی در برابر ادعاهای عجیبی قرار گرفت که بوی پاپوش می‌داد.

زنی که با ناراحتی پیش روی بازپرس ایستاده بود، گفت: «میهمان خانه یکی از بستگانمان بودیم، وقتی به همراه دخترم به خانه بازگشتیم با صحنه عجیبی روبه‌رو شدیم. جواهرات من و دخترم که در حدود 10 میلیون تومان ارزش داشت به سرقت رفته است. خیلی به هم ریختیم. قفل در آپارتمان سالم بود و شوهرم می‌گفت که دزد یک آشنا بوده است».

دختر این زن نیز گفت: من و مادرم به تنها کسی که شک داریم عروسمان است.

این دختر جوان ادامه داد: برادرم یک سال پیش با دختری ازدواج کرد که ما اصلا موافق نبودیم. چون این دختر و خانواده‌اش را نمی‌شناختیم اما برادرم اصرار کرد و ناچار شدیم به خواستگاری‌اش برویم. برادرم پس از ازدواج با اصرار به ساختمان ما آمد تا در آپارتمان طبقه اول زندگی کنند. در این مدت عروسمان رفتارهای مرموزی داشت. ما فکر می‌کنیم او دست به دزدی زده است. کلید آپارتمان ما را داشته و چون می‌دانسته در این ساعت ما در خانه نیستیم نقشه‌اش را اجرا کرده است.

پس از شکایت این مادر و دختر و اصرار آنها مبنی بر اینکه عروسشان دست به دزدی زده است، بازپرس دستور احضار عروس خانواده را به دادسرا صادر کرد.

تازه‌عروس 29 ساله که باور نداشت مادرشوهر و خواهرشوهرش از او به اتهام دزدی شکایت کرده‌اند، با ادعای بی‌گناهی گفت: من در یک خانواده مذهبی و خداترس بزرگ شده‌ام چطور می‌توانم دست به دزدی بزنم.

وی افزود: یک سال پیش در دانشگاه با فرهاد آشنا شدم. پس از مدتی او همراه خانواده‌اش به خواستگاری‌ام آمدند، می‌دانستم خانواده‌اش مخالف این ازدواج هستند، چون قرار بود فرهاد با دخترخاله‌اش ازدواج کند. با اصرار فرهاد با هم عقد کردیم.

برای شروع زندگی پول زیادی نداشتیم با هم تصمیم گرفتیم به جای اجاره‌نشینی به خانه پدرشوهرم برویم و در آپارتمان طبقه اول وی زندگی کنیم تا در این مدت پول‌هایمان را جمع کرده و خانه‌ای برای خود بخریم.

پدرشوهرم یک ساختمان 2 طبقه دارد. طبقه دوم آنها زندگی می‌کنند و در طبقه اول ما زندگی‌مان می‌کنیم. در این مدت هیچ دخالتی در زندگی‌مان نمی‌کردند. من هم کاری به آنها نداشتم و همیشه به آنها احترام می‌گذاشتم. هر کاری از دستم برمی‌آمد برای این مادر و دختر انجام می‌دادم تا اینکه یک شب متوجه شدم طلاهای مادرشوهر و خواهرشوهرم را دزدیده‌اند تعجب کردم. همه می‌گفتند قفل در سالم بوده و دزد یک آشناست.

هرچه به آنها گفتم با پلیس تماس بگیرند قبول نکردند. من خودم جواهرات زیادی دارم. چطور می‌توانم دست به دزدی زده باشم. نمی‌دانم انگیزه آنها از اینکه مرا متهم به دزدی کرده‌اند چه بوده اما احتمال می‌دهم که با این نقشه می‌خواستند پسرشان مرا طلاق بدهد.

با اظهارات این زن جوان، بازپرس پس از بررسی‌های گسترده وی را بی‌گناه دانست و برایش قرار منع تعقیب صادر کرد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 24.11.1389
نام کامل: satrol
نظرات: 367
ارسالات: 102
مسنجر: 1

saeed_g #1

تاریخ ارسال : 15 خرداد 1390 02:46
che chizaiee ettefagh miofteha



گروه: تأمين محتوی
عضویت: 15.12.1389
نام کامل: ania
نظرات: 270
ارسالات: 985
مسنجر: --

ania2 #2

تاریخ ارسال : 15 خرداد 1390 21:30
; )
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: raha fthi
نظرات: 7
ارسالات: 0
مسنجر: raha.fathi2yahoo.com

raha.f #3

تاریخ ارسال : 8 تیر 1390 12:33
Akheeeeey naziiiiiiiiiii
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.04.1390
نام کامل: shayan worthy
نظرات: 8
ارسالات: 1
مسنجر: --

shayan.worthy #4

تاریخ ارسال : 8 تیر 1390 20:37
بدون شرح


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 3
ارسالات: 7
مسنجر: --

محیا 2 #5

تاریخ ارسال : 13 تیر 1390 14:24
هوووووووووووووووووووووووووووووووووووم مرسی آنی جوونی باحال بود

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.