پسر دانشجو طعمه هوس شد

پسر دانشجو طعمه هوس شد سر ظهر بود و برای فرار از گرمای سوزان هوا، به عنوان مسافر سوار یك خودروی پراید شدم. راننده این خودرو كه مرد جوانی بود با دیدن هر خانم بد پوششی در كنار خیابان، متلكی می گفت و می خندید.
شماره, آناهیتا, افزود, كلانتری, بیرون, موضوع, افراد, كردند, ادامه, آپارتمان, شیطان, راننده, پراید, مفصلی, گویم،, بفهمی, همراهم, گرفتیم, زودتر, انجام

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29886
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Lesicot
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » پسر دانشجو طعمه هوس شد
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids18-04-1390, 17:25

پسر دانشجو طعمه هوس شد




سر ظهر بود و برای فرار از گرمای سوزان هوا، به عنوان مسافر سوار یك خودروی پراید شدم. راننده این خودرو كه مرد جوانی بود با دیدن هر خانم بد پوششی در كنار خیابان، متلكی می گفت و می خندید.

او لحظاتی بعد، شماره تلفنی را به دستم داد و گفت: بیا این شماره خانم با كلاسی است، با او تماس بگیر و ... .

پسر جوان در دایره اجتماعی كلانتری 36 مشهد افزود: در آن لحظه به راننده پراید گفتم من اهل این حرف ها نیستم و دنبال درد سر هم نمی گردم.

اما متاسفانه آن روز بعد از ظهر در داخل خانه مشغول كار با رایانه بودم كه ناگهان وسوسه شدم و به شماره آن خانم زنگ بزنم.

زن ناشناس كه خودش را آناهیتا معرفی می كرد، لحن صدایی داشت که دلم را لرزاند. او مرا دعوت كرد تا به خانه اش بروم و همدیگر را ببینیم.

نمی دانم چرا در برابر این پیشنهاد عقلم را باختم و با عجله از خانه بیرون آمدم.

زمانی كه به مقابل خانه آناهیتا رسیدم، او گفت مراقب باش و به داخل خانه بیا. من با قدم هایی لرزان از پله های آپارتمان بالا رفتم و بدون آن كه فكر آبرویم را بكنم، وارد منزل این زن شیطان صفت شدم.

پسر دانشجو سرش را تكانی داد و افزود: به محض آن كه پا به داخل آن خانه لعنتی گذاشتم، زن جوان در آپارتمان را قفل كرد و 2 مرد قوی هیكل نیز كه چاقو در دست داشتند به طرفم آمدند و پس از آن كه كتكم زدند، مبلغ 43 هزار تومان وجه نقد و گوشی تلفن همراهم را با توسل به زور و تهدید گرفتند.

من با عصبانیت به آنها گفتم كه از دست شما شكایت خواهم كرد، اما در این لحظه آناهیتا در حالی كه می خندید، گفت: اصلا بگو برای چه به داخل این خانه آمده ای، دوست داری موضوع را به پلیس اطلاع بدهیم؟.

او ادامه داد: آقا پسر، گوش هایت را باز كن تا بفهمی چه می گویم، فردی كه قبل از تو به داخل این خانه آمد، خیلی قوی و پر ادعا بود ولی كتك مفصلی نوش جان كرد و پول هایش را هم گرفتیم و هیچ غلطی هم نتوانست انجام بدهد.

بهتر است هر چه زودتر بروی و گور خودت را گم كنی.

پسر جوان افزود: آنها دوباره كتكم زدند و مرا از خانه بیرون كردند. چون به اشتباه خودم پی برده ام و دوست ندارم جوان دیگری مثل من طعمه این افراد شیطان صفت شود، به اینجا آمده ام تا موضوع را پیگیری كنید.

سرهنگ پاسدار احد كریمی فرمانده انتظامی مشهد در این باره گفت: تیم های اطلاعات و عملیات كلانتری 36 مشهد بلافاصله وارد عمل شدند و با توجه به سرنخ های موجود، متهمان پرونده را دستگیر كردند. تحقیقات از این افراد همچنان ادامه دارد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #1

تاریخ ارسال : 19 تیر 1390 15:38
faghat 43 hezar tooojibet booode rafti khone 2khtare mardoom????????hatman gooshisham 1100 booode
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.02.1390
نام کامل: ALI
نظرات: 1001
ارسالات: 12
مسنجر: --

alishmas #2

تاریخ ارسال : 5 مرداد 1390 07:39
amin arasteh, باهات موافقم میدونم چی تو مخت میگذره................ اول علی آخر علی
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #3

تاریخ ارسال : 30 مرداد 1390 14:29
JIMI
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #4

تاریخ ارسال : 13 آذر 1390 23:29
واقعا که.........

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.