سرقت خودرو با استفاده از گربه

سرقت خودرو با استفاده از گربه مرد جواني كه از شهرستان به تهران آمده بود تا يك خودرو سرقت كند، ترس از گربه را طعمه اين كار خود قرار داد.به گزارش فارس،& ; در ساعت 16:30 روز 8 مرداد امسال مأموران كلانتري از طريق مركز فو
خودرو, ماشين, تهران, دستگير, پرونده, انجام, ناگهان, كارآگاهان, پرايد, آزادي, بلافاصله, اظهارات, جواني, دستگاه, آگاهي, منتقل, پايگاه, درماني, متوجه, كشيده

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29778
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Leskecren
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » سرقت خودرو با استفاده از گربه
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids11-05-1390, 18:02

سرقت خودرو با استفاده از گربه

 
مرد جواني كه از شهرستان به تهران آمده بود تا يك خودرو سرقت كند، ترس از گربه را طعمه اين كار خود قرار داد.

به گزارش فارس،‌ در ساعت 16:30 روز 8 مرداد امسال مأموران كلانتري از طريق مركز فوريت‌هاي پليسي 110 در جريان خبر دستگيري يك سارق خودرو قرار گرفتند كه قصد داشته تا با سرقت يك دستگاه خودرو پرايد از يك خانم جوان، از محل متواري شود كه توسط شهروندان دستگير شده است.

با حضور مأموران كلانتري 135 آزادي در محل و انجام تحقيقات مقدماتي مشخص شد كه خانم جوان، به علت كشيده شدن روي زمين دچار آسيب ديدگي بسيار شديد شده كه بلافاصله به مركز درماني منتقل و متهم دستگير شده نيز به همراه تعدادي از شهروندان و همچنين يكي از پرسنل راهنمايي و رانندگي كه اقدام به دستگيري وي كرده بودند، به كلانتري منتقل شد.

با تشكيل پرونده مقدماتي و اعتراف صريح متهم درباره ارتكاب به سرقت منجر به جرح شاكي پرونده، به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده به همراه متهم دستگير شده در اختيار پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.

افسر راهنمايي و رانندگي كه او نيز از ناحيه دست و پاي چپ دچار آسيب شده بود، در اظهارات خود به كارآگاهان پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ گفت: در ساعت 15:00 روز حادثه در ضلع جنوب ميدان آزادي در حال انجام خدمت بودم كه ناگهان متوجه دختر جواني شدم كه به نظر مي‌رسيد از ماشين به بيرون پرتاب شده و پايش نيز در ميان بند كمربند ايمني گرفتار شده و در حال داد و فرياد و كمك خواستن از مردم است.

وي ادامه داد: همزمان با اين صحنه، مرد جواني نيز قصد سرقت خودرو را داشت و به همين علت و بدون توجه به كشيده شدن خانم جوان روي زمين، با سرعت سرسام‌آوري در حال فرار بود؛ با ديدن اين صحنه به سرعت با موتورسيكلت سازماني، خودم را به خودرو رسانده تا مانع از ادامه حركت آن شوم كه ناگهان سارق با ديدن من خودرو را به سمتم هدايت كرد و مرا زمين زد كه باعث شد تا از ناحيه دست و پاي چپم دچار آسيب ديدگي شديدي شوم؛ همزمان با زمين خوردن من، تعدادي از رانندگان عبوري نيز كه متوجه موضوع شده بودند به كمك آمده و مسير حركت خودرو پرايد را مسدود كردند كه خودرو پرايد با يك دستگاه از اين خودروها تصادف كرد و به ناچار مجبور به توقف شد كه سارق نيز در حاليكه قصد داشت با تهديد چاقو از محل متواري شود، توسط مردم دستگير و دختر جوان بلافاصله به بيمارستان منتقل شد.

با توجه به اظهارات شهود پرونده، كارآگاهان با مراجعه به مركز درماني به تحقيق از دختر جوان سرنشين خودرو پرايد پرداختند؛ دختر جوان در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: در حاليكه پدرم براي انجام دادن كاري از ماشين پياده شده بود، من در داخل ماشين و پشت فرمان منتظر او ايستاده بودم كه ناگهان در ماشين باز شد و مرد جواني كه يك گربه در بقل خود داشت، سوار ماشين شد و بلافاصله گربه را به سمت من پرتاب كرد و حتي پس از آن نيز با تهديد چاقو مرا به زور از ماشين به بيرون هل داد و چون كمربند را بسته بودم، همانطور به ماشين آويزان باقي ماندم، آن جوان نيز كه قصد سرقت ماشين را داشت شروع به حركت كرد و هرچه فرياد زدم و جيغ كشيدم كه ماشين را متوقف كند همچنان با سرعت زيادي مرا روي زمين مي‌كشيد كه باعث شد تا از ناحيه شانه، كتف، دست و پا دچار مصدوميت‌هاي بسيار شديدي شوم.

شاكي پرونده درباره نحوه نجات خود نيز به كارآگاهان گفت: وقتي كه در حال جيغ كشيدن و كمك خواستن از مردم بودم، ناگهان دو ماشين از جلو و عقب مانع از ادامه حركت ماشين شده و حتي سارق نيز با يكي از اين خودرو برخورد شديدي كرد كه پس از آن مجبور به توقف شد و جوان سارق قصد فرار از محل را داشت كه توسط مردم دستگير و من نيز به بيمارستان منتقل شدم.

متهم پرونده به نام رضا 24 ساله كه برابر اعترافات اوليه خود تنها به قصد سرقت خودرو به تهران آمده ، در اظهارات خود به كارآگاهان گفت: چند روزي مي‌شد كه براي سرقت يك دستگاه خودرو به تهران آمده بودم و به همين منظور يك چاقو خريده و در حوالي ميدان آزادي در حال پرسه زني بودم تا بتوانم سوژه مناسبي را براي سرقت پيدا كنم.

وي افزود: از قبل تصميم گرفته بودم تا براي آساني بيشتر، سرقت خودرو را از سرنشين خانم انجام دهم و چون مي‌دانستم كه بيشتر خانم‌ها از گربه مي‌ترسند تصميم گرفتم تا براي ترساندن راننده زن ماشين و آساني در سرقت از يك گربه استفاده كنم و به همين علت در داخل پارك گربه‌اي را پيدا و در طول اين چند روز به همراه خود داشتم؛ در حال پرسه زدن در ضلع جنوبي ميدان آزادي بودم كه ناگهان چشمم به يك دستگاه خودرو پرايد با يك سرنشين خانم جوان افتاد كه در كنار خيابان توقف كرده بود؛ به سرعت به سمت ماشين رفته و از سمت در شاگرد سوار ماشين شده و بلافاصله گربه را روي آن خانم جوان انداختم. نقشه‌ام در آن لحظه عملي شده بود و همان طور كه فكر مي‌كردم آن خانم جوان براي آنكه خود را از دست گربه نجات دهد در خودرو را باز كرد كه من نيز از همين فرصت استفاده كرده و او را به بيرون هل داده و در پشت فرمان خودرو قرار گرفتم و شروع به حركت كرده كه متوجه شدم كمربند ايمني خودرو به دور دست آن زن جوان پيچيده شده است و او در حال كشيده شدن روي خيابان است؛ همين موضوع باعث اطلاع ساير مردم از سرقت خودرو شد و پس از چند لحظه كوتاه تعداد زيادي آدم و ماشين اطراف مرا محاصره كرده و مانع از حركت من شدند و پس از متوقف شدن خودرو نيز توسط آنها دستگير شدم.

سرهنگ كارآگاه علي اكبر اسدي، رئيس پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ، گفت: در حال حاضر شاكي پرونده به علت شدت مصدوميت‌هاي وارد شده در مركز درماني تحت مراقبت‌هاي پزشكي قرار دارد و متهم پرونده به دستور مقام قضايي جهت انجام تحقيقات تخصصي در اختيار پايگاه پنجم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار دارد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 19.02.1390
نام کامل: ALI
نظرات: 1001
ارسالات: 12
مسنجر: --

alishmas #1

تاریخ ارسال : 11 مرداد 1390 18:11
به حق چیزهای ندیده................. اول علی آخر علی
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #2

تاریخ ارسال : 11 مرداد 1390 18:51
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #3

تاریخ ارسال : 12 مرداد 1390 07:12
ajaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaab

adam in ruza che chiza k nmishnave


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #4

تاریخ ارسال : 12 مرداد 1390 10:16
ajab duset daram

ajab duset daram
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #5

تاریخ ارسال : 12 مرداد 1390 12:41
دمشون گرم ....پلیس و مردم میگم
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 5
ارسالات: 0
مسنجر: --

abidog #6

تاریخ ارسال : 28 دی 1390 00:32
behaghe chizayeeeeeeee nashnide
halahame miran donale gooooooooooooooorbe migardan

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.