قتل کودک 4ساله، تاوان تاخیر در پرداخت کرایه ‌خانه

قتل کودک 4ساله، تاوان تاخیر در پرداخت کرایه ‌خانه گزارش این قتل 22 تیر سال& ;جاری توسط اهالی یکی از خیابان& ;های اسلامشهر به ماموران پلیس داده& ; شد. آنها در تماس با مرکز 110 خبر دادند کودک چهارساله& ;ای به نام پویا با ضربات چاقو زخمی
ادامه, خانواده, اجاره, اینکه, البته, تحقیقات, خواست, دانستم, ناراحت, کرایه, متوجه, نداشتم, مستاجر, دادند, چهارساله, بیمارستان, ماموران, اسلامشهر, بودند،, تقصیر

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29886
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Lesicot
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » قتل کودک 4ساله، تاوان تاخیر در پرداخت کرایه ‌خانه
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids22-05-1390, 18:02

قتل کودک 4ساله، تاوان تاخیر در پرداخت کرایه ‌خانه

 

 

 

گزارش این قتل 22 تیر سال‌جاری توسط اهالی یکی از خیابان‌های اسلامشهر به ماموران پلیس داده‌ شد. آنها در تماس با مرکز 110 خبر دادند کودک چهارساله‌ای به نام پویا با ضربات چاقو زخمی شده و پدرش او را به بیمارستان برده است.

زمانی که ماموران به خانه موردنظر رسیدند ردخون پویای چهارساله را در حیاط دیدند و با توجه به گفته‌های شهود متوجه‌ شدند ضارب مردی 74ساله به نام حسین است که پویا و خانواده‌اش به عنوان مستاجر در خانه او زندگی می‌کردند. در حالی‌که تحقیقات در این خصوص تازه آغاز شده بود از بیمارستان خبر رسید پویا جان باخته ‌است. بنابراین حسین به جرم قتل بازداشت شد.

حسین با انتقال به اداره آگاهی مورد بازجویی‌ قرار گرفت و با اعتراف به کشتن پسر بچه گفت که برای گرفتن انتقام از پدر پویا این کودک را قربانی کرده است. این مرد گفت: مدت‌ها بود عباس و خانواده‌اش مستاجر من بودند. آنها همیشه دیر کرایه می‌دادند. عباس در همان محل خودمان کار می‌کرد و من می‌دانستم درآمد او چقدر است به همین دلیل اصرار داشتم هرچه زودتر اجاره‌خانه‌ام را بدهد، اما او زیر بار نمی‌رفت. چندبار به عباس گفتم کرایه خانه‌ام را بده ولی او جواب داد فعلا پول ندارم اما من می‌دانستم دروغ می‌گوید بعد متوجه شدم عباس می‌خواهد من را بکشد و به همین دلیل هم اجاره را نمی‌دهد.

متهم ادامه ‌داد: برای اینکه از جان خودم محافظت کنم مقداری قیر داغ درست کردم و به سمت عباس رفتم وقتی عباس در را باز کرد و دید که من با قیر منتظرش هستم مرا به سمتی پرت و فرار کرد. البته من قیر را پاشیدم اما روی عباس نریخت. به دنبال عباس رفتم اما نتوانستم او را بگیرم به همین دلیل سراغ پویا رفتم. او در انتهای خانه نشسته‌ و خیلی ترسیده بود. من با چاقویی که همراهم بود او را زدم؛ فکر می‌کنم دو ضربه چاقو به او زدم که هر دو به شکمش برخورد کرد. بعد هم از خانه فرار کردم.

حسین در ادامه‌ اعترافاتش گفت: بعد از اینکه پویا را زدم پشیمان شدم و تصمیم گرفتم خودم را بکشم. به داروخانه رفتم دو بسته داروی نظافت خریدم و آن را خوردم اما فایده‌ای نداشت و فقط حالم کمی بد شد. دوباره به مغازه رفتم سم بخرم، فروشنده وقتی حال خرابم را دید ترسید و به من سم نفروخت. اینکه پویا کشته‌ شد تقصیر من نبود خانواده پویا خیلی خانواده بدی بودند، اگر پدرش از دستم فرار نمی‌کرد، این کار را نمی‌کردم.

در ادامه تحقیقات پدر پویا ادعای حسین را در مورد اجاره خانه رد کرد و گفت: حسین از من خواست اجاره‌اش را بدهم اما من به او گفتم چند روزی صبر کند؛ این اتفاق هر ماه می‌افتاد و مساله‌ای نبود که بخواهد ناراحت شود. چیزی که حسین را ناراحت کرد، این بود که از من خواست برایش زنی خیابانی را به خانه بیاورم، من هم قبول نکردم و چون زن خودم معتاد به کراک بود و برای مدتی ما را ترک کرده‌ بود، حال خوبی نداشتم و نمی‌خواستم زن دیگری را به خانه بیاورم و دردسر شود.

 عباس در ادامه گفت: نمی‌دانم حسین چرا آن روز دیوانه‌ شده بود. او در وسط حیاط خانه قیر داغ کرده بود تا من را بسوزاند؛ البته من خبر نداشتم. وقتی در را باز کردم دیدم سطلی پر از قیر داغ در دستش است و فرار کردم. اصلا فکر نمی‌کردم سراغ پویا برود. آن موقع پسرم خواب بود و نمی‌توانست فرار کند. حسین مدتی بود که مرتب من را اذیت می‌کرد و خواسته‌های نامعقولی داشت.

با توجه به این اعترافات و گفته‌های شهود و بازسازی صحنه قتل، دادستان اسلامشهر علیه متهم کیفرخواستی صادر کرد. با ارجاع پرونده به شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران حسین به زودی محاکمه می‌شود.

گروه: عضو سایت
عضویت: 14.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 18
ارسالات: 0
مسنجر: --

fereshte77 #1

تاریخ ارسال : 23 مرداد 1390 00:40
vaaay kheili narahat konandeh bud


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #2

تاریخ ارسال : 24 مرداد 1390 13:11
ajab duset daram
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: Mahsa
نظرات: 504
ارسالات: 36
مسنجر: --

beautiful girl #3

تاریخ ارسال : 24 مرداد 1390 15:43
خیلی بیرحمانه بود.
مرسی voroojak جون.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.03.1390
نام کامل: amirali
نظرات: 515
ارسالات: 10
مسنجر: --

amir508 #4

تاریخ ارسال : 25 مرداد 1390 19:19
ووووووووووووووووووووووووووو
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #5

تاریخ ارسال : 13 شهریور 1390 02:33
tnx


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.