خودکشی دختری که اسیر بازیگر سینما شد

خودکشی دختری که اسیر بازیگر سینما شد يكي دم از ضرورت ارتقا و اعتلاي سينماي ملي با دعوت از اين هنرپيشه معلوم الحال مي زند! و ديگري جامعه هنري ما را پر از آنجليناجولي و نسخه هاي بالاتر از آن مي داند كه قابل صادر كردن به كشورها
خانواده, هنرمند, هنرپيشه, زندگي, جامعه, زيادي, شكايت, اصطلاح, پيشنهاد, عنوان, نوشتن, ديگري, افرادي, فيلمبرداري, آبروي, احساس, درحالي, ننگين, مقابل, باخبر

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30006
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: trubnikaaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » خودکشی دختری که اسیر بازیگر سینما شد
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids8-08-1390, 18:17

خودکشی <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">دختر</a>ی که اسیر بازیگر سینما شد
يكي دم از ضرورت ارتقا و اعتلاي سينماي ملي با دعوت از اين هنرپيشه معلوم الحال مي زند! و ديگري جامعه هنري ما را پر از آنجليناجولي و نسخه هاي بالاتر از آن مي داند كه قابل صادر كردن به كشورهاي ديگر هم هستند و شاهد مثال هم مي آورد.
 
اما در همين هياهو و صرفنظر از اظهارات متفاوت و بعضا متناقض افراد، نگاهي واقع بينانه، حقايق تلخي را آشكار مي كند. حقايقي كه از شدت زشتي و هولناكي نمي توان دامن رسانه را به بيان آنها آلود. اما فقط به عنوان يك نمونه و بصورت كاملا محدود، به يكي از آخرين فجايعي كه در اثر بها دادن و الگوسازي از برخي هنرمندان بي هنر كه هنري به جز ابتذال و نكبت و پلشتي ندارند، اشاره مي شود تا امكان قضاوت بهتري براي مردم فراهم گردد. هر چند به نظر مي رسد جامعه به حد كافي از برخي از اين قشر هنرنمايان فاسد كه آبروي جامعه هنري را به يغما برده اند شناخت دارد.
در اسفند ماه 89، «...» دختر جواني كه قريحه نوشتن داشت با راهنمايي يكي از دوستانش و به منظور نوشتن زندگي نامه يكي از بازيگران معروف تلويزيون و سينما، پا به عرصه اي خطرناك مي گذارد. اولين ديدار وي با آقاي «ر» در سعادت آباد و سر صحنه فيلمبرداري يك سريال تلويزيوني است. آقاي «ر» از پيشنهاد وي استقبال مي كند و توسط فردي به نام «م-ب» كه ظاهرا مدير برنامه ها و در اصل دلال و كار چاق كن مفاسد اخلاقي وي است، ترتيب ملاقات هاي بعدي داده مي شود. ديدارهاي بعدي البته نه در صحنه فيلمبرداري كه در دفتر كار آقاي «ر» به اصطلاح هنرمند در پشت درهاي بسته است.
چيزي نمي گذرد كه هنرپيشه معروف پس از مدتي نقش بازي كردن، چهره پنهان و پليد خود را نشان مي دهد و به دختر پيشنهاد ارتباط در مقابل نگارش زندگي نامه اش و حتي ايفاي نقش هنري را مي دهد! بقيه ماجرا گفتني نيست هر چند كه به سادگي مي توان آن را حدس زد. اندكي بعد خانواده دختري كه هستي خود را از كف داده، از اين واقعه هولناك باخبر مي شوند. آقاي هنرمند و كارچاق كن او «م-ب» ترفندها و نقشه هاي زيادي به كار مي برند تا خانواده دختر اقدامي نكنند از تطميع تا تهديد و حتي با اجراي نمايش خواستگاري «م-ب» از «...»! اما اين ها هيچكدام به نتيجه نمي رسد. حتي «م-ب» براي اينكه حربه شكايت و پيگيري را از دست خانواده دختر خارج كند، در اقدامي شوم و غيرقابل باور، به «...» پيشنهاد مي دهد كه با افراد ديگري رابطه برقرار كند تا با معرفي دختر به عنوان هرزه، آقاي «ر» را از تعقيب مصون و يا بار مجازاتش را سبك كند!
«...» كه تازه به ماهيت شيطاني و كثيف اين هنرمند و عواملش پي برده تصميم به شكايت مي گيرد. وي باخبر مي شود كه آقاي هنرمند! قبلا 2 بار به جرم حمل مقدار قابل توجهي موادمخدر دستگير شده اما هر بار با جريمه هايي كمتر از دويست هزار تومان آزاد شده است! «...» كه دختري جوان است و خام و ناپخته و كم صبر و همه چيزش را از دست داده است و پيش خانواده نيز آبرويي ندارد، وقتي مي بيند آقاي «ر» هم از او سوءاستفاده كرده و هم درصدد تبديل كردن وي به يك كالاي جنسي و يك هرزه خياباني است طاقتش را از كف مي دهد چند بار اقدام به خودكشي و فرار مي كند اما هر بار به نحوي معجزه آسا نجات پيدا مي كند.
درنهايت صبح يكي از روزهاي سرد پاييز 90 وقتي احساس مي كند ديگر چيزي براي از دست دادن ندارد، در نهايت استيصال و نااميدي از احقاق حق خود به شكلي دردناك به زندگي اش خاتمه مي دهد.
اين درحالي است كه آقاي هنرمند و مدير برنامه هايش «م-ب» در شمال كشور مشغول خوش گذراني و حضور به اصطلاح هنرمندانه! در مقابل دوربين يك اثر هنري! جديد هستند! در كارنامه سياه آقاي هنرمند اعمال ننگين و شنيع زيادي است كه قلم از نوشتن آن شرم دارد. اعمالي كه دختر 20 ساله اين ماجرا با برخي از آنها روبه رو شده بود و نام برخي از قربانيان آن را هم عنوان كرده بود افرادي مثل (ن-ح) - (س - سا)- (ع و...)- اكنون اين پرسش تلخ و بي جواب ذهن را مي آزارد كه چرا افرادي نظير اين آقاي هنرمند با اين همه سوابق ننگين و همسرش هـ (كه از مروجين اصلي شيطان پرستي در كشور بوده و در پوشش موسسه اي به اصطلاح فرهنگي جمع زيادي از دختران و پسران اين مرزوبوم را منحرف و بي حيثيت كرده) هنوز آزادانه به زندگي عادي خود مشغولند درحالي كه خانواده «...» دختر 20 ساله (و خانواده هاي ديگري مشابه او) در عزاي فرزندانشان مي سوزند و از ترس آبرويشان دم نمي زنند؟! حالا بار ديگر مي توان به بخش اول اين نوشتار بازگشت! با وجود چنين افرادي- كه آبروي جامعه هنري را برده اند- نيازي به دعوت از هنرپيشه فاسدي مثل «آنجلينا جولي» احساس مي شود!؟
¤ مشخصات كامل دختر متوفي و هويت و سابقه هنرپيشه مورد اشاره همراه با اسناد مربوطه براي پيگيري مراجع قضايي و مراكز ذي صلاح محفوظ است ضمن آن كه در اين خصوص قبل خودكشي دختر ياد شده شكايت از جانب وي و خانواده اش در يكي از شعب دادگاه مطرح شده بود.

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #1

تاریخ ارسال : 9 آبان 1390 02:11
khile afsos khordam nefrin bar hamchin adameeeeeeeeee


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #2

تاریخ ارسال : 9 آبان 1390 13:32
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #3

تاریخ ارسال : 12 آبان 1390 10:42
عجب آدمایی پیدا میشن .....

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.