درگیری‌های خانوادگی زوج جوان با قتل زن به پایان رسید

درگیری‌های خانوادگی زوج جوان با قتل زن به پایان رسید در ساعت 23 روز 28 بهمن سال گذشته مأموران کلانتری 156 افسریه از طریق مرکز فوریت& ;های پلیسی در جریان خبر فوت مشکوک یک زن جوان در بیمارستان قرار گرفتند. با آغاز تحقیقات کارآگاهان درباره ای
اعلام, انتقال, بیمارستان, اداره, کارآگاهان, آگاهی, انجام, نظریه, ابراهیم, اختلاف, درباره, پزشکی, قانونی, یکدیگر, اینکه, همسرم, اعضای, دستگیر, پرونده،, زمانیکه

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29184
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: rshd24
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » درگیری‌های خانوادگی زوج جوان با قتل زن به پایان رسید
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids15-08-1390, 17:33

درگیری‌های خانوادگی زوج جوان با قتل زن به پایان رسید

 

 

در ساعت 23 روز 28 بهمن سال گذشته مأموران کلانتری 156 افسریه از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی در جریان خبر فوت مشکوک یک زن جوان در بیمارستان قرار گرفتند. با آغاز تحقیقات کارآگاهان درباره این پرونده، ضمن انجام هماهنگی‌های لازم قضایی با بازپرس پرونده، جسد جهت تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی انتقال و نظریه پزشکی قانونی درباره علت مرگ به شرح ذیل اعلام شد: "وجود آثار کبودی و سیاه شدگی‌های متعدد در اعضای مختلف بدن کاملا مشهود بوده و برابر نظریه تیم پزشکی، مجموع صدمات ناشی از اصابت جسم سخت به جمجمه و دیگر نواحی مختلف بدن، علت مرگ تشخیص داده می‌شود". در تحقیقات انجام شده از خانواده مقتول، اعضای این خانواده به کارآگاهان گفتند: مرجان 33 ساله از سال ها پیش با همسرش به نام ابراهیم اختلاف داشته است.
 با توجه به متواری شدن ابراهیم، کارآگاهان در ادامه رسیدگی به این پرونده با شناسایی محل‌های تردد ابراهیم در حوالی میدان شوش، سرانجام وی را در روز 13 آبان دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی منتقل کردند. با انتقال متهم به اداره دهم و انجام تحقیقات، ابراهیم ضمن اعتراف صریح به داشتن اختلاف و درگیری با همسرش، در خصوص نحوه به قتل رسیدن همسرش به کارآگاهان گفت: از حدود سه سال پیش با همسرم دچار اختلاف شده بودم تا اینکه در سال 88 از یکدیگر متارکه کرده اما پس از گذشت 7 ماه، به خاطر فرزندانم، مجدداً با یکدیگر ازدواج کرده اما از همان زمان مجدداً اختلافات میان ما دو نفر آغاز شد تا اینکه با شدت گرفتن درگیری‌ها، در روز حادثه زمانیکه از محل کار به خانه بازگشته بودم با یکدیگر درگیر شدیم که این‌بار در حالیکه بسیار عصبانی بودم او را مورد ضرب و شتم قرار دادم.
پس از گذشت دو روز از این ماجرا زمانی که در محل کار بودم، از خانه با من تماس گرفتند و گفتند که حال همسرم وخیم شده؛ بلافاصله به خانه آمدم و به علت بد شدن حال مرجان، وی را به بیمارستان انتقال داده اما پس از گذشت نیم ساعت، زمانیکه از طریق عوامل بیمارستان به من اعلام شد که به احتمال فراوان شدت ضربات وارد شده به همسرم باعث مرگ او شده است از بیمارستان خارج شدم تا اینکه پس از این مدت توسط پلیس دستگیر شدم.
سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ گفت: با دستگیری و انتقال متهم به اداره دهم و با توجه به اعترافات صریح متهم و همچنین اعلام نظریه پزشکی قانونی درباره اعلام دقیق علت مرگ، متهم با صدور دستور بازداشت موقت و به دستور مقام قضایی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

گروه: عضو سایت
عضویت: 23.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 1226
ارسالات: 48
مسنجر: --

girldelshekaste #1

تاریخ ارسال : 16 آبان 1390 02:57
vaaaaaaaaaaaaaaay


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 49
ارسالات: 2
مسنجر: --

aydin-love #2

تاریخ ارسال : 16 آبان 1390 11:12
akhe ta in had
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #3

تاریخ ارسال : 16 آبان 1390 14:21
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 1297
ارسالات: 3
مسنجر: --

fanfan #4

تاریخ ارسال : 16 آبان 1390 17:16
کاش همون وقت که متارکه کرده بودن برای همیشه از زندگی هم خارج میشدن ، اونوقت الان مرجان هم زنده بود . خیلی متاثر شدم ..   recourse
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #5

تاریخ ارسال : 17 آبان 1390 08:46
 فان فان sad واقعا" درست میگی ...
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #6

تاریخ ارسال : 18 آبان 1390 03:07
aaaaaaay baw che zamuneii shode recourse


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #7

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 10:37
چه دردناک.............

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.