تکرار جنایت میدان کاج در خیابان شریعتی!

تکرار جنایت میدان کاج در خیابان شریعتی! در جنایت میدان& ;کاج که آبان سال گذشته رخ& ;داد مردی به نام یعقوب وقتی فهمید زن مورد علاقه& ;اش با مردی دیگر به نام محمدرضا نیز رابطه دارد با وی قرار گذاشت و او را در محل حادثه با ضربات
آیدین, کارآگاهان, تحقیقات, رابطه, جوانی, دادند, فهمیدند, موضوع, زندگی, بازداشت, بازپرس, پایان, ماموران, جنایت, همراه, دوستم, خیابان, پرونده, یعقوب, علاقه

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30007
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: sashaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » تکرار جنایت میدان کاج در خیابان شریعتی!
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids29-08-1390, 16:57

تکرار جنایت میدان کاج در خیابان شریعتی!

 

در جنایت میدان‌کاج که آبان سال گذشته رخ‌داد مردی به نام یعقوب وقتی فهمید زن مورد علاقه‌اش با مردی دیگر به نام محمدرضا نیز رابطه دارد با وی قرار گذاشت و او را در محل حادثه با ضربات چاقو کشت. یعقوب بعد از دستگیری و محاکمه به قصاص در ملاء‌عام محکوم و حکم وی زمستان همان سال اجرا شد. این‌بار نیز مردی به نام آیدین با همین انگیزه و همین شیوه دست خود را به خون‌آلوده کرد اما این پرونده پایانی متفاوت داشت. چراکه متهم قبل از دستگیری به زندگی خودش پایان داد.

شامگاه پنجشنبه هفته گذشته افرادی که از تقاطع خیابان شریعتی و خیابان دولت می‌گذشتند، شاهد نزاع دو جوان بودند یکی از این دو، چاقو در دست داشت و ضرباتی را به‌طرف مقابل وارد کرد، دقایقی بعد موضوع به مرکز فوریت‌های پلیسی اطلاع داده شد و تیم ویژه‌ای از کارآگاهان به دستور بازپرس شاهنگیان- بازپرس ویژه قتل تهران- به محل جنایت رفتند تا در این رابطه تحقیق کنند.

آنها فهمیدند مقتول پسر جوانی به نام محسن است که به دلیل اصابت چاقو به نقاط حساس بدن و خونریزی شدید جان‌باخته است. در حالی که ضارب از محل گریخته بود، کارآگاهان سعی کردند با تحقیقات میدانی ردی از او به دست آورند اما این کار نتیجه‌ای دربرنداشت و کارآگاهان همچنان به تحقیقات خود ادامه می‌دادند که پسر جوانی نزد آنها رفت و خبر داد از دوستان محسن است و قاتل را می‌شناسد.

این جوان که خودش نیز زخمی شده بود به کارآگاهان گفت: «محسن با زنی رابطه داشت و چند روز قبل فهمید آن زن با پسری به نام آیدین نیز دوست است. آنها به این دلیل که درباره این موضوع با هم صحبت کنند قرار ملاقات گذاشتند، من هم همراه محسن رفتم در آنجا آیدین را دیدیم و بین او و دوستم مشاجره‌ای درگرفت. با بالاگرفتن درگیری آیدین با چاقو به من حمله کرد و ضربه‌ای زد در این هنگام محسن، آیدین را گرفت تا من فرار کنم من به سرعت از آنجا دور شدم اما ساعتی بعد وقتی موضوع را پیگیری کردم فهمیدم دوستم کشته شده است.»

کارآگاهان بعد از به‌دست‌آوردن این سرنخ تحقیقات خود را ادامه دادند و فهمیدند محسن چند روز قبل از قتل هنگامی که با زن مورد علاقه‌اش بیرون رفته بود، تلفن همراه او را کنترل کرد و به دوستی وی با آیدین پی برد و بعد از آن بقیه وقایع رقم خورد. ماموران آن زن را بازداشت کردند اما نتوانستند ردپایی از آیدین به دست بیاورند تا اینکه روز جمعه از یکی از بیمارستان‌ها با پلیس تماس گرفتند و از مرگ مشکوک پسر جوانی خبر دادند. ماموران وقتی به بیمارستان رفتند، فهمیدند متوفی همان آیدین است.

تحقیقات فاش کرد، این جوان بعد از فرار از صحنه قتل با خوردن قرص برنج به زندگی‌اش پایان داد. به این ترتیب، پرونده وارد مرحله تازه‌ای شد و در حال حاضر زن جوان در بازداشت به‌سر می‌برد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #1

تاریخ ارسال : 29 آبان 1390 19:35
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #2

تاریخ ارسال : 30 آبان 1390 10:43
این ماجراها تموم نمیشه و ادامه داره متاسفانه
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #3

تاریخ ارسال : 30 آبان 1390 12:28

واقعاً ارزش سیاه نشوندن به دل خانواده هاشون رو داره................

گروه: عضو سایت
عضویت: 14.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 1297
ارسالات: 3
مسنجر: --

fanfan #4

تاریخ ارسال : 2 آذر 1390 11:46
فقط متاسفم   sad 
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #5

تاریخ ارسال : 4 آذر 1390 05:07
heeeeeeeeeeeeeehy ruzgar........


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.09.1390
نام کامل: احمد بلوریان
نظرات: 185
ارسالات: 4
مسنجر: --

ahmadscorpion #6

تاریخ ارسال : 11 آذر 1390 15:06
من قبلا این مطلب رو تو صفحه حوادث روز نامه ای خونده بودم
واقعا دستت دردنکنه voroojakبا این مطالب قشنگو جذابی که ارائه میدی


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.