ديگر خسته شده بودم، همسرم را با چاقو کشتم!

ديگر خسته شده بودم، همسرم را با چاقو کشتم! در تاريخ ۳۱۴۸۹ جسد زني داخل اتاق يک مهمان پذير (منزل اجاره اي) در کوچه پس کوچه هاي خيابان نوغان مشهد کشف شد. نتايج بررسي هاي پليسي نشان مي دهد اين زن با ضربات چاقوي همسرش کشته شده است. د
همسرم, اجاره, دادگاه, پرونده, زندگي, ادامه, معرفي, همسرش, انتظامي, قانوني, اولياي, جنايي, کشاندم, مقتول, شگردي, مستشاران, عليرضا, استان, تسخيري, همچنين

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29728
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Ellitasse
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » ديگر خسته شده بودم، همسرم را با چاقو کشتم!
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids27-10-1390, 18:19

ديگر خسته شده بودم، همسرم را با چاقو کشتم!

 

در تاريخ ۳۱/۴/۸۹ جسد زني داخل اتاق يک مهمان پذير (منزل اجاره اي) در کوچه پس کوچه هاي خيابان نوغان مشهد کشف شد. نتايج بررسي هاي پليسي نشان مي دهد اين زن با ضربات چاقوي همسرش کشته شده است. دست هاي مقتول با پارچه سفيدي بسته شده و جسد کنار در حمام افتاده بود. کيف زنانه و تلفن همراه مقتول که روي تخت منزل قرار داشت، سر نخ مهمي براي کشف راز اين جنايت هولناک بود.

اين گزارش حاکي است: در حالي که پيگيري هاي پليسي براي دستگيري تنها متهم اين پرونده با دستورات ويژه قاضي علي اکبر صفائيان (قاضي ويژه قتل عمد در زمان حادثه) ادامه داشت مرد ۴۳ ساله اي به نام عليرضا ۲ روز بعد از کشف جسد، خود را به يکي از پاسگاه هاي انتظامي لشت نشاء واقع در استان گيلان معرفي کرد و پرده از راز قتل همسرش در مشهد برداشت.

او به مأموران انتظامي گفت: به سبب اختلافات خانوادگي، همسرم را به يک مهمانپذير (منزل اجاره اي) کشاندم و او را با ضربات چاقو کشتم. در پي اعتراف صريح اين مرد به جنايت، وي براي رسيدگي به پرونده اتهامي اش به مشهد منتقل شد.

متهم اين پرونده جنايي به بازپرس ويژه قتل عمد گفت: ۲۲ سال با همسرم زندگي کردم اما ۳ چيز بيشتر از او نخواستم (نظافت، نماز و حجاب) ولي او توجهي به خواسته هايم نمي کرد. وقتي مي پرسيدم چرا دير به خانه آمدي، مي گفت: هر وقت دلم خواست مي آيم... وي ادامه داد: قبل از قتل که به همسرم زنگ زدم او به من گفت: بايد به شمال بروي تا من بيايم و جهيزيه ام را بردارم. گفتم من کمکت مي کنم اما او مي گفت: من مي ترسم تو خانه جديد ما را ياد بگيري و به ما ضربه بزني يا ما را اذيت کني!

بالاخره وسايل زندگي اش را برد و من هم دوباره به مشهد آمدم و اتاق کوچک (محل جنايت) را اجاره کردم پس از آن با همسرم تماس گرفتم و گفتم تو که عشق و زندگي را از من گرفتي بيا تا اين ۲ ميليون تومان پول رهن خانه را نيز به تو بدهم. او با دختر بزرگم آمد و پول را در بنگاه گرفت. همان روز با گريه و زاري به او گفتم که در دادگاه تعهد داده ام که ديگر شما را کتک نزنم و مورد آزار و اذيت قرار ندهم پس بيا با هم زندگي کنيم اما او گوش نکرد.

متهم به قتل افزود: يک روز ديگر با او تماس گرفتم و با شگردي او را به منزل اجاره اي کشاندم از قبل هم زيرپوشم را پاره و کنار در آويزان کردم وقتي وارد خانه شد چاقو را بيرون آوردم و گفتم ديگر خسته شده ام تو عشق اولم بودي اما امروز مي خواهم تو را بکشم! با تکه هاي زيرپوشم مي خواستم دست و پايش را ببندم. او سر و صدا مي کرد. در حالي که او را به ديوار فشار داده بودم چاقو را در شکمش فرو کردم. وقتي خون فواره زد گفت: مي دانستم تو امروز مرا مي کشي! اما نمي دانم چرا آمدم. بعد او را رها کردم و با اتوبوس به شمال رفتم و خودم را به نيروهاي انتظامي معرفي کردم.

این گزارش حاکي است: اين پرونده جنايي پس از صدور کيفر خواست در دادسراي عمومي و انقلاب مشهد به شعبه پنجم دادگاه کيفري استان خراسان رضوي ارسال و جلسات محاکمه متهم، توسط قاضي صدرزاده و مستشاران با تجربه دادگاه کيفري (قضات، ولي پور - بخشي نژاد - پيماني راد و کوهي ور) برگزار شد.

عليرضا در آخرين جلسه دادگاه که در حضور اولياي دم و وکيل تسخيري وي انجام شد، در دفاع از خود گفت: قتل همسرم را قبول دارم من او را با چاقو کشتم چون از خانه فرار مي کرد ديگر خسته شده بودم و تحملم تمام شده بود. اگر اولياي دم قصاص مي خواهند من حرفي ندارم اما دخالت هاي خانواده همسرم باعث اين موضوع شد. آن روز همسر ۴۲ ساله ام را با شگردي به مسافرخانه (منزل اجاره اي) کشاندم و يک ساعت با او صحبت کردم از او پرسيدم ۲ ميليون تومان پولي را که براي اجاره داده بودي از کجا آوردي؟ اما او جوابي نداد، چاقو را هم از بيرون خريده بودم که بعد از قتل داخل سطل آشغال خيابان انداختم. وي ادامه داد: بعد از آن از پايانه مسافربري به تهران رفتم و از آن جا هم به لشت نشاء گريختم و سپس خودم را به نيروهاي انتظامي معرفي کردم.

بنابراين گزارش، وکيل تسخيري متهم نيز در دفاع از موکلش گفت: موکل و همسرش به علت اختلافات خانوادگي سال ها در محيط متشنج و زد و خورد با يکديگر زندگي مي کردند و او بارها با فرار همسرش مواجه بوده است و به همين دليل از خود بي خود شد و بدون اراده اقدام به چنين جنايتي کرد. پزشکي قانوني در اظهار نظر اوليه خود موکل را داراي علايم بدبيني و مشکوک به اختلال هذياني معرفي کرده است، بنابراين شکي نيست که متهم داراي روح سالمي نيست.

در ادامه جلسه دادگاه قاضي صدرزاده با اشاره به مدارک و مستندات موجود و همچنين نظريه قطعي پزشکي قانوني عنوان کرد: پزشک قانوني اختلال شخصيتي وي (متهم) را از مصاديق جنون و سفاهت ندانسته و او را مسئول اعمال خويش دانسته است. در اين جلسه همچنين اولياي دم مقتول ضمن اعلام آمادگي براي پرداخت تفاضل ديه مرد نسبت به زن، خواستار صدور حکم قصاص نفس شدند. در پايان آخرين جلسه محاکمه، رئيس دادگاه و مستشاران قضايي وارد شور شدند تا رأي خود را درباره اين پرونده جنايي صادر کنند.

گروه: عضو سایت
عضویت: 1.10.1390
نام کامل: بابا بزرگی
نظرات: 650
ارسالات: 80
مسنجر: --

B.13.Sadegh #1

تاریخ ارسال : 27 دی 1390 20:01
چه بد...واووووووووووووو...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #2

تاریخ ارسال : 28 دی 1390 15:27
ای بابا خب طلاق میگرفت میرفت ...حالا اعدامش میکنن ....1 نفرم که کشته شد ...بیچاره بچه هاشون بد بخت شدن
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.10.1390
نام کامل: Mohammad
نظرات: 181
ارسالات: 4
مسنجر: --

Mohammad-Star #3

تاریخ ارسال : 29 دی 1390 10:47
مرسی........................
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 142
ارسالات: 21
مسنجر: --

neda.s #4

تاریخ ارسال : 2 بهمن 1390 21:47
وای دلم هوری ریخت
من ازاین چیزا متنفرم
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 1226
ارسالات: 48
مسنجر: --

girldelshekaste #5

تاریخ ارسال : 3 بهمن 1390 05:22

heh che adame namardiiiiiiiiilol

 

 



--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.