گفت‌وگو با مهرداد ضیایی، بازیگر سریال «راه طولانی»

گفت‌وگو با مهرداد ضیایی، بازیگر سریال «راه طولانی» & ;بازرس& ; از كلیشه& ;ها عبور كرده استمهرداد ضیایی از بازیگرانی است كه در كنار بازیگری، تجربه بازیگردانی هم داشته است. او تاكنون در مجموعه& ;های تلویزیونی همچون & ;بی& ;گناهان& ;، & ;اولین
مجموعه, تلویزیونی, شخصیت, بازرس, طولانی, كریمی, تجربه, سریال, كیانیان, دورخوانی, زیادی, كردیم, كارگردان, كارهای, تئاتر, ویژگی, مساله, اتفاق, انتخاب, بازیگران

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » گفت‌وگو با مهرداد ضیایی، بازیگر سریال «راه طولانی»
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids22-04-1391, 18:16

گفت‌وگو با مهرداد ضیایی، بازیگر سریال «راه طولانی»
«بازرس» از كلیشه‌ها عبور كرده است
مهرداد ضیایی از بازیگرانی است كه در كنار بازیگری، تجربه بازیگردانی هم داشته است. او تاكنون در مجموعه‌های تلویزیونی همچون «بی‌گناهان»، «اولین شب آرامش»، «كارآگاهان»، «راه شب»، «در مسیر زاینده‌رود» و... بازی كرده است. او این روزها بازی در مجموعه تلویزیونی «راه طولانی» را به كارگردانی رضا كریمی روی آنتن دارد. ضیایی در این مجموعه نقش یك بازرس را ایفا می‌كند. به گفته خودش تلاش كرده تا این نقش متفاوت از دیگر بازرس‌های تلویزیونی اجرا كند. او نوع نگاه رضا كریمی را در آثاری كه می‌سازد، دوست دارد و معتقد است این مساله اولین اولویت او در پذیرش بازی در مجموعه تلویزیونی راه طولانی بوده است.

شما تاكنون در مجموعه‌های مختلف تلویزیونی بازی كرده و نقش پلیس را هم تجربه كرده‌اید، اما نقش بازرس در سریال راه طولانی را می‌توان متفاوت‌تر از نقش‌های قبلی شما دانست. این نقش چه ویژگی‌هایی داشت كه اجرای آن را پذیرفتید؟
همان طور كه اشاره كردید، من قبلا نقش پلیس را بازی كرده‌ام اما بازرس راه طولانی با بقیه فرق می‌كند. من نوع نگاه رضا كریمی را در آثاری كه می‌سازد، دوست دارم. او وسواس زیادی درباره شخصیت‌ها دارد و سعی می‌كند در آثارش شخصیت‌پردازی‌های مناسبی داشته باشد. من ساخته سینمایی ایشان را دوست دارم و علاقه‌مند بودم با او تجربه همكاری داشته باشم. از سوی دیگر رضا كیانیان از دوستان قدیمی من در تئاتر است و محمدرضا تخت كشیان هم از تهیه‌كنندگان باسابقه محسوب می‌شوند. همه این موارد باعث شد تا من بازی در مجموعه تلویزیونی راه طولانی را بپذیرم. می‌دانستم كاری كه این جمع تولید كنند، مسلما خوب خواهد شد.

یعنی قصه سریال در انتخاب شما نقشی نداشت؟
اتفاقا فیلمنامه منسجم مجموعه تلویزیونی راه طولانی در انتخابم خیلی تاثیر داشت، چرا كه احساس می‌كردم قصه به گونه‌ای روایت شده كه هر بیننده‌ای با آن همذات‌پنداری می‌كند. این مجموعه روایتگر زندگی مشكلات بیشتر خانواده‌های ایرانی است. مسائلی كه شخصیت‌های قصه با آن درگیر هستند، امكان دارد برای تك‌تك ما هم اتفاق بیفتد. گرفتاری‌های خانواده مرتضی امیری شامل نسل خاصی نمی‌شود. در این سریال می‌بینیم كه شخصیت‌های مختلف كه متعلق به نسل‌های مختلف هستند، با مشكلات دست و پنجه نرم می‌كنند.

شما اشاره كردید به آثاری كه رضا كریمی در تلویزیون و سینما ساخته است، علاقه‌مند هستید. كارهای كریمی چه ویژگی‌هایی دارد كه شما را جذب می‌كند؟
كارهایی كه ایشان می‌سازند به قول معروف حركت دارد. به همین دلیل كارهایش را دوست دارم. این اتفاق هم در مجموعه تلویزیونی راه طولانی افتاده است. دوربین در این مجموعه تلویزیونی ثابت نیست و در طول قصه سیال است.
از سوی دیگر، شخصیت‌های این سریال كلیشه‌ای نیستند. گرچه قصه درباره كلاهبرداری است، اما كارگردان این كلاهبرداری را به شكل تصنعی نشان نداده است. كریمی جزو كارگردانانی است كه هیچ وقت سراغ كلیشه‌ها نمی‌رود. این اتفاق هم در شخصیت بازرس این مجموعه افتاده است. بیننده شاهد بازرسی است كه با دیگر كارهای تلویزیون تفاوت دارد. این بازرس ویژگی‌های خودش را دارد.
یكی دیگر از امتیازات كارهای رضا كریمی این است كه به شخصیت‌ها تك‌بعدی نگاه نمی‌كند. این طور نیست كه ما شخصیتی را سفید یا سیاه مطلق ببینیم. آدم‌های سریال به گونه‌ای هستند كه هر روز در زندگی روزمره و واقعی خودمان می‌بینیم. وقتی به شخصیت‌ها تك‌بعدی پرداخت نشود، مسلما برای بازیگر هم جذابیت دارد تا آن شخصیت دراماتیك را مقابل دوربین اجرا كند.

بازرسی كه شما در این مجموعه بازی می‌كنید، علاوه بر این‌كه آدم جدی است، اما رگه‌هایی از طنز هم در شخصیت‌اش دیده می‌شود و همین مساله باعث شده تا این شخصیت تك‌بعدی به نظر نرسد. برای رسیدن به این موارد خودتان پیشنهاد دادید تا بازرس به این شكل باشد یا هدایت كارگردان بود؟
بخش زیادی از این مواردی كه شما به آن اشاره كردید، نتیجه همفكری من و رضا كریمی بود. در فیلمنامه به این موارد پرداخت نشده بود. من و كارگردان در ارتباط با نقش ساعت‌ها با هم صحبت می‌كردیم تا این نقش خلاقانه اجرا شود.
ما سعی كردیم از كلیشه‌های رایج دوری كنیم تا مخاطبان با این شخصیت همذات‌پنداری كنند. یكی از ویژگی‌های خوب كارگردان تعامل با بازیگران بود و روی تك‌تك سكانس‌ها كار می‌كردیم و بعد از جمع‌بندی صحبت‌هایی كه ایشان با بازیگران داشتند یك سكانس ضبط می‌شد.

پس با این حساب قبل از شروع ضبط دورخوانی داشتید؟
بله، برای ضبط هر سكانسی دورخوانی از قبل داشتیم و بعد از آن دكوپاژ (نمابندی) انجام می‌شد و ضبط می‌كردیم.

با توجه به این‌كه شما سال‌ها در تئاتر سابقه بازی دارید و دورخوانی در تئاتر به شكل مداوم انجام می‌شود، به نظرتان دورخوانی تا چه حد می‌تواند به بهبود آثار تلویزیونی كمك كند؟
این مساله كمك زیادی به ارتقای كیفیت نقش‌ها می‌كند، ولی متاسفانه در كارهای تلویزیونی دورخوانی كمرنگ شده است. در حالی كه این روش می‌تواند به بهبود كارها كمك زیادی كند. به این ترتیب این اتفاق خوبی است كه در آثار تلویزیونی بیفتد. در دورخوانی نقش‌ها بهتر جا می‌افتد و بازیگران می‌دانند كه باید چگونه عمل كنند. وقتی اتفاقی می‌تواند به رونق كار كمك كند، چرا در كار آن را حذف كنیم. در تئاتر این مساله خیلی پررنگ است. امیدوارم در كارهای تلویزیون هم روز به روز پررنگ‌تر شود.

رضا كیانیان از سال‌ها پیش با شما در تئاتر كار كرده است، اما تا به حال كار تصویری در كنار هم نداشته‌اید. بازی در كنار رضا كیانیان در راه طولانی چه تجربه‌ای برایتان به همراه داشت؟
من و آقای كیانیان از سال 74 با همدیگر دوست هستیم و سال 76 با علی رفیعی نمایش «یك روز خاطره‌انگیز برای دانشمند بزرگ» را بازی كردیم. تجربه‌ای كه در صحنه داشتیم باعث شد در این كار تصویری راحت‌تر با هم كار كنیم و به قول معروف بده بستان‌های خوبی داشته باشیم.
از آنجا كه كار با آقای كریمی راحت بود و او به بده بستان‌های ما مطمئن بود، باعث شد دست ما باز باشد و بتوانیم به راحتی نقش‌هایمان را ایفا كنیم. كار در كنار رضا كیانیان برایم افتخار بزرگی بود و تجربه خوبی به همراه داشت. كارگردان با شیوه خودش بازیگران را هدایت می‌كرد و در مجموع تجربه شیرینی بود. امیدوارم باز هم تكرار شود.

یكی از تكه‌كلام‌هایی كه شما در این مجموعه خطاب به مرتضی امیری (رضا كیانیان) دارید، این است كه «روبه‌روتو نگاه كن!». این دیالوگ چگونه برای نقش بازرس انتخاب شد؟
این تكه‌كلام هم نتیجه همفكری میان ما بود. این دیالوگ بخشی از شخصیت بازرس شده و می‌خواستیم بازرسی كه بینندگان در این مجموعه می‌بینند، متفاوت از دیگر بازرس‌ها باشد. البته هر چه قصه جلوتر برود شما شاهد اتفاقات جالبی خواهید بود. این تكه‌كلام ویژگی منحصر به فرد بازرس است.

الان كه این مجموعه تلویزیونی را می‌بینید، به نظرتان تا چه حد توانسته‌ دغدغه مردم جامعه را روایت كند؟
با صحبت‌هایی كه با اطرافیان دارم، متوجه شدم مردم تا حدود زیادی با این مجموعه تلویزیونی ارتباط برقرار كرده‌اند. البته نمی‌خواهم بگویم كه صددرصد راضی هستم، چرا كه اگر روزی بازیگری به این نتیجه برسد كه صددرصد از كارش راضی است، آن روز مرگ آن بازیگر است و باید بازیگری را كنار بگذارد.
وقتی برخورد مردم را می‌بینم كه چگونه مجموعه تلویزیونی راه طولانی را پیگیری می‌كنند، خوشحال می‌شوم كه این سریال توانسته تا این حد برایشان جذاب باشد كه پیگیر ماجرا باشند و به تماشای آن بنشینند. من همیشه برای كارهایی كه انجام می‌دهم، نقطه اوجی انتخاب می‌كنم كه البته هنوز به آن نقطه اوج نرسیده‌ام. در این مجموعه تلویزیونی هم تلاش كرده‌ام به اوجی كه برای خود انتخاب كرده‌ام، نزدیك شوم.

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #1

تاریخ ارسال : 22 تیر 1391 20:06
ممنون




اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.