گفت‌و‌گو با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون

گفت‌و‌گو با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون بازیگران باید تكیه& ;گاه داشته باشند الهام حمیدی را سر سریال & ;راز پنهان& ; دیدم. هنوز پلانش شروع نشده بود. نشستیم در حیاط و كمی از كارش برایم حرف زد. اینكه الان چه می& ;كند و آینده شغلی&
بازیگر, انتخاب, داشته, سریال, فیلمنامه, عنوان, بازیگری, زندگی, متفاوت, بیننده, بازیگران, مقابل, منتظر, سینما, خاكستری, آنقدر, سینمایی, چگونه, كارنامه, خاطره

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29553
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: alimn
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » گفت‌و‌گو با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids3-05-1391, 18:52

گفت‌و‌گو با الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون

 

بازیگران باید تكیه‌گاه داشته باشند
الهام حمیدی را سر سریال «راز پنهان» دیدم. هنوز پلانش شروع نشده بود. نشستیم در حیاط و كمی از كارش برایم حرف زد. اینكه الان چه می‌كند و آینده شغلی‌اش را چگونه می‌بیند. بازیگری كه در كارنامه‌اش هم فیلم متفاوتی مانند «خیلی دور خیلی نزدیك» دیده می‌شود، هم فیلم‌های گیشه‌ای و بانمك مثل «اخلاقت رو خوب كن» و «سه درجه تب» و سریال‌هایی مثل «مختارنامه» و «شوق پرواز»امروز كجای تاریخ بازیگری‌اش ایستاده و چه چیزهایی در سر دارد.

در حال حاضر چه كارهایی را آماده پخش دارید و مشغول بازی در چه فیلمی هستید؟
سرزمین كهن را با كمال تبریزی كار كرده‌ام كه چند فاز است. فاز اول آن تمام شد، الان در فاز دو و سه هستند كه در حال ساخت است. باید منتظر ماند كه تمام شود. این فیلم جزو سریال‌های فاخر تلویزیون خواهد بود. من هم در یك فاز آن سریال بازی كرده‌ام. الان هم مشغول بازی در سریال «راز پنهان» به كارگردانی فلورا سام هستم كه قرار است از شبكه یك پخش شود.

با توجه به اتفاقات نه چندان خوبی كه این روزها برای سینما و خانه‌اش افتاده است، توقع شما به‌عنوان بازیگر نسبت به این كنش‌ها چگونه است؟
سینمای ما به‌طور كلی نیاز به سازماندهی دارد. اگر بتواند توسط خانه‌سینما باشد، چه بهتر كه از آنجا پیگیری شود. اگر قرار است سازمان دیگری تاسیس شود، خب باید سریع‌تر این اتفاق بیفتد. برای من بازیگر آن چیزی كه مهم است آتیه‌ام است. مهم است كه حداقل تحت پوشش بیمه قرار بگیرم. باید شغل من به عنوان بازیگر پشتوانه‌ای داشته باشد. چه بیمه، چه بازنشستگی و چه امكاناتی كه هر ارگانی برای افرادش ممكن است درنظر بگیرد. هر سازمانی حداقل امكاناتی برای كارمندانش درنظر دارد، اما سینما این‌طور نیست. در نهایت، آخر این جاده معلوم نیست به كجا می‌رسد. در واقع جایی باید باشد كه امنیت ایجاد كند و اگر زمانی بازیگر نخواست كار كند روی آن پشتوانه حساب كند. اكثر بازیگران سینمای ما در این حرفه پیر شدند و عده‌ای نیز به شكل اسفناكی از دنیا رفتند یا اصلا عده‌ای زندگی می‌كنند و كسی نیست سراغی از آن‌ها بگیرد. باید در حرفه‌ای به سختی بازیگری جایی داشته‌باشیم كه به‌عنوان خانه سینما یا هر سازمان دیگری كه ممكن است هر اسمی بشود روی آن گذاشت، وجود داشته باشد كه تكیه‌گاه بازیگر باشد. در این 10-12 سالی كه من بازی می‌كنم، چیز خاصی نتوانستم به دست بیاورم. غیر از یك بیمه تامین اجتماعی كه یك روز می‌شود از آن استفاده كرد و یك روز نه! در اصل من به‌عنوان بازیگر به مسائل حاشیه‌ای كار ندارم، فقط می‌خواهم هر اتفاقی كه می‌افتد، تكیه‌گاهی برای ما وجود داشته باشد. هم شرایطی ایجاد شود كه در روند رو به رشد سینمایی ما تاثیرگذار باشد هم منِ بازیگر بتوانم روی آن حساب كنم.

چهره شما كاراكتر ویژه‌ای دارد این مسئله آیا دست‌و پایتان را در پذیرش و ایفای نقش‌های متفاوت نبسته است؟
نه. من نقش خاكستری هم بازی كردم و بیننده آن را پذیرفته است. در ابتدا شاید منفی بوده و با بازی من تبدیل شده به یك نقش خاكستری. نقش دختر شر و شور را هم بازی كرده‌ام. اما این بستگی به این دارد كه آن نقش را چطور برای خودت پرورش بدهی و بازی كنی. شاید هم به‌ خاطر همین تا به حال به من نقش منفی پیشنهاد نشده است، البته خودم هم دوست ندارم، ولی تا حالا نقش‌هایی متفاوت را در عین مثبت بودن بازی كرده‌ام و چهره‌ام جواب داده است. فكرش را هم كه می‌كنم تا به حال كارگردانی پیشنهاد نقش منفی به من نداده است، صد در صد به‌خاطر نوع چهره‌ام بوده است. اما شاید بشود با گریم، بازی و ایفای نقش در فیلمنامه نقش را درآورد اما مردم نمی‌پذیرند.

آیا نقش خاصی هست كه همیشه منتظر پیشنهادش باشید؟
نه نقش خاصی را مدنظر ندارم، اما هیچ‌وقت هم نقش منفی را دوست نداشتم. هر چقدر هم قدرت و توانایی بازیگری داشته باشم ولی چهره و نوع نگاهم این را نشان ندهد، بیننده پس می‌زند. بیننده الان از من انتظار ندارد كه نقش یك جانی یا خلافكار را بازی كنم. چون همیشه در نقش‌هایم مثبت بودم. اما می‌توانم خاكستری باشم. دو كار سینمایی داشتم كه تازه به شبكه خانگی آمده كه كاملا كار متفاوت و خاكستری بود. این نقش‌ها جای كار دارد كه البته در عین‌حال متفاوت است. اما نقش‌های منفی را دوست نداشتم تجربه كنم. الان به مرحله‌ای رسیده‌ام كه آنقدر كارهای مختلف كرده‌ام كه منتظر یك اتفاقم. منتظر یك فیلمنامه خاص و قوی. خدا را شكر كارهایی كه تا به‌حال بازی كرده‌ام دیده‌شده است. به همین دلیل هم هست كه در انتخاب فیلمنامه و كار خیلی دچار شك و تردید می‌شوم. اما متاسفانه آنقدر فیلمنامه‌های ما ضعیف هستند كه مجبوری از بین بد و بدتر یكی را انتخاب كنی. دیگر به‌ندرت پیش می‌آید كه فیلمنامه‌ای میخكوبت كند. همیشه این دغدغه برای همه ما بازیگران است كه چه چیزی انتخاب كرده و كار كنیم. خطر شغلی ما این است كه اگر زیاد بیكار بمانی از یاد می‌روی. برای روحیه خودمان و بقای شغلی‌مان كه بیكاری نابودش می‌كند مجبوریم گزینه‌ای را انتخاب كنیم. از طرفی هم نمی‌شود گفت فیلمنامه خوب پیدا نمی‌شود، باید دانست كه انگشت‌شمار است و آیا آنقدر شانس داریم كه از میان این‌همه بازیگر نصیب ما بشود یا نه. این خودش شانس بزرگی‌می‌خواهد!

فیلمنامه‌های پیشنهادی را چگونه انتخاب می‌كنید؟
سعی كرده‌ام انتخاب‌هایم طوری باشد كه در مقابل مردم رو سفید باشم وتا به حال این اتفاق هم افتاده است. در شبكه یك سیما در ارزیابی‌ای كه در برنامه «سین مثل سریال» شده بود مردم خیلی لطف داشتند و من را به‌‌‌عنوان بازیگر اول زن در این دهه، یعنی دهه 80-90، انتخاب كردند. این برای یك بازیگر بسیار افتخار آفرین است كه از طرف مردم پذیرفته شود. خستگی از تن آدم در می‌آید، اما انتخاب را برای بازیگر سخت می‌كند. این رأی‌های مردمی بازیگر را در انتخاب نقش و فیلمنامه وسواسی می‌كند. اما اگر مردم ضعفی در كار ما بازیگران می‌بینند باید درك‌مان كنند، چون به هر حال ما بازیگر هستیم و باید كار كنیم.

كارنامه خودتان را تا امروز چگونه می‌بینید؟
فقط می‌دانم تا به حال كاری نكرده‌ام كه به‌خاطر آن كار بخواهم خودم را مواخذه كنم. نمی‌توانم بگویم كارهایم در سطح عالی بوده اما خوب بوده است. یعنی اگر سریال بوده بیننده 90درصد داشته، از «زیر تیغ»، مسافری از هند گرفته تا «یوسف پیامبر»، «مختارنامه»، «شوق پرواز» و... یا سینمایی‌هایم سینمایی‌هایی نبوده كه تجربه بدی بوده باشد. «مهیا» بعد از «خیلی دور خیلی نزدیك» خیلی تاثیرگذار بود. كسی را ندیدم كه این فیلم را ندیده باشد. كارنامه من در سطح خوب بوده است. روندی را كه پیش گرفتم به همان شكل باید جلو بروم. اینكه تا كی بتوانم این رویه را داشته باشم و در انتخاب‌ها ثابت قدم باشم نمی‌دانم تا كی ادامه دارد اما سعی كردم كه كارهای خوب انجام دهم.

در تاریخ بازیگری‌تان پیش آمده با بازیگر مقابل‌تان مشكل داشته باشید و نخواهید بازی كنید؟
شاید پیش آمده باشد كه صد در صد راضی نبودم، اما پیش نیامده كه بازیگر مقابلم كسی باشد كه اصلا نتوانم بازی كنم. فكر می‌كنم بازیگر مقابل با آدم بده و بستان خاصی دارد كه مثل بازی پینگ‌پنگ است. اگر بازیكن (بازیگر) مقابلت توپ را خوب بزند تو خوب می‌توانی جواب بدهی ولی اگر طرف مقابل توپ را بد بیندازد باید خیلی ماهر باشی تا بتوانی توپ را درست بزنی كه بتوانی به هدف بزنی. خیلی مهم است كسانی كه با هم كار می‌كنند رابطه خوبی با هم داشته باشند. تا به امروز با همه كسانی كه كار كردم توانستم ارتباط برقرار كنم و آن حس را رد و بدل كنم. گاهی آن حس با یك‌نفر قوی‌تر است و بازی بهتر می‌شود، طوری كه زندگی در آن جریان پیدا می‌كند. خیلی وقت‌ها هم نه!

خاطره خاصی هست كه تاثیر زیادی روی شما گذاشته باشد؟
آخرین خاطره‌ای كه دارم، از آخرین كاری است كه پخش شد. سریال «شوق پرواز» در بخش آخر كه شهادت شهید بابایی بود خیلی برای من خاطره‌انگیز بود. آنقدر تحت تاثیر این سكانس قرار گرفته‌بودم كه یك هفته مریض شدم و هر وقت یاد آن صحنه شهادت می‌افتم بی‌اختیار گریه‌ام می‌گیرد. همه ناراحت بودند. گاهی به این فكر می‌كنم ما كه بازیگر این سریال بودیم چنین حالی برایمان پیش ‌آمد، چه برسد به كسی كه واقعا این مسیر را زندگی كرده بود. ما به عنوان بازیگر شاید هیچ‌گاه نتوانیم در زندگی واقعی‌مان این لحظات را تحمل كنیم.

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #1

تاریخ ارسال : 3 مرداد 1391 22:01
ممنون





گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 176
ارسالات: 0
مسنجر: --

yasiiiiiiiiii #2

تاریخ ارسال : 10 مرداد 1391 02:08
aslan azash khosham nemiaaaaaaaaaaaaaaadangry
vali bazam miCi


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.