مقایسه جالب و خواندنی احسان علیخانی با علی ضیاء

مقایسه جالب و خواندنی احسان علیخانی با علی ضیاء شکل و شمایل & ;ماه عسل& ; امسال تغییر کرد و همین تغییر ناگهانی، بحث های دنباله داری به راه انداخت؛ جای علیخانی چقدر خالی است؟ علی ضیاء از پس اجرا برآمده؟ • احسان علیخانیکشف نیست
برنامه, مهمان, علیخانی, دوربین, اعتماد, اینکه, بیشتر, تجربه, بیننده, ندارد, تغییر, کننده, عنوان, رفتار, اجرای, همیشه, متوجه, ویژگی, مهمانی, تسلیم

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29537
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Abdolvadoud
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » مقایسه جالب و خواندنی احسان علیخانی با علی ضیاء
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids14-05-1391, 18:37

مقایسه جالب و خواندنی احسان علیخانی با علی ضیاء

 

شکل و شمایل «ماه عسل» امسال تغییر کرد و همین تغییر ناگهانی، بحث های دنباله داری به راه انداخت؛ جای علیخانی چقدر خالی است؟ علی ضیاء از پس اجرا برآمده؟

•    احسان علیخانی
کشف نیست! بلکه اینها ویژگی های طبقه بندی شده و منحصر به فرد مجری است که در همه این سال ها به خوبی می‌شناسیمش و رفتارهایش را حدس می‌زنیم. کافی است فقط به ذهن نظم داد و برنامه های شاخصش را مرور کرد. نتیجه می‌شود اینها:

چالش با مهمان
علیخانی به عنوان مجری تاک شو، متوجه هست چه توقعاتی از او می‌رود. می‌داند که قرار نیست به عنوان یک عضو تزئینی حضور داشته باشد و صرفا مجالی بسازد برای اینکه مهمان برنامه حرف هایش را بزند. قرار است برنامه اش دیدنی و جذاب باشد نه تریبونی برای بیان افاضات.
پس مهمان را به چالش می‌کشد؛ دقیقا چیزی که بیننده در دلش می‌خواهد. میان حرفش می‌پرد، نمی‌گذارد پنج دقیقه کامل او صحنه را در دست بگیرد. حتی گاهی خودش بیشتر از مهمان حرف می‌زند و از اجرای مونولوگ یکی دو دقیقه ای هم ابایی ندارد. او با مطرح کردن سوال های پی در پی سعی می‌کند مهمانش را – که عموما از حضور دوربین معذبند، یا برعکس به دلیل آگاهی از حضور دوربین و عادت به کلیشه ها، رسمی‌ و جدی و خشک حرف می‌زنند – وادار به شکستن چهره نمایشی کند و با مطرح کردن سوالات غیرمنتظره، برای لحظاتی «خودِ واقعی» او را به بیننده نشان دهد.

تجربه بیشتر
احسان علیخانی به کارش مسلط است. می‌داند با هر مهمانی چطور برخورد کند و می‌داند که چطور صحنه را در دست بگیرد. می‌داند در این لحظه کدام دوربین باید کار کند، می‌داند کجا باید به نشان تایید سر تکان بدهد، کجا لبخند مشکوک بزند، کجا چهره در هم بکشد و کجا بزند روی پایش و هیجان نشان بدهد.
علیخانی بعد از همه این سال ها، دیگر قلق اجرا دستش آمده و به محض اینکه کار بیخ پیدا کند یا خسته کننده شود، سر و ته حرف را جمع می‌کند یا حتی با جمله ای می‌فهماند که جای بعضی حرف ها در برنامه او نیست. کمتر دستپاچه می‌شود و اغلب خونسرد رفتار می‌کند (هر چند که گاهی رفتارهایش نمایشی شود).
به هر حال او آگاه است که میلیون ها بیننده او را می‌بینند و برای اثرگذاری بیشتر برنامه، لازم است گاهی «شو» اجرا کند. حتی اگر این شو – گاهی – در مدل لباس پوشیدنش هم جلوه کند...

نفر اول و آخر
علیخانی هم روی صحنه خودی نشان می‌دهد و هم پشت صحنه برنامه را مدیریت می‌کند. دلیل بزرگ این کارگردانی دوطرفه، به تهیه کنندگی او برمی‌گردد، یعنی برنامه اش را از صفر تا صد (از فکر و ایده تا اجرای کامل روی آنتن) در اختیار دارد و در همه اجزایش دخالت می‌کند. به همین دلیل است که به راحتی دستور تغییر نما می‌دهد، میان حرف ها تذکر می‌دهد که فلان دوربین او را بگیرد، پلی بک ها و آیتم ها (میان برنامه ها) را به اتاق فرمان یادآوری می‌کند و حتی در لحظه، عصبانیتش را از عوامل صحنه و به هم ریختگی های احتمالی بروز می‌دهد. اینطوری، تماشاگر هم احساس می‌کند تنها حکمران کل برنامه علیخانی است که به برنامه رنگ می‌دهد.

اعتماد به نفس شدید
یک تیغ دولبه تمام عیار! تمام آنچه در ویژگی های قبلی خواندید، به اعتماد به نفس بسیار بالای این مجری برمی‌گردد. از یک طرف باعث جذابیت برنامه می‌شود و از طرفی او را تا مرز بی پروایی نابجا و جسارت بی دلیل پیش می‌برد (نکته ای که پاشنه آشیل همیشگی او بوده و از همین جا گهگاه، اَنگ «بچه پررو» هم متولد می‌شود).
علیخانی به هیچ وجه مرعوب مهمانش نمی‌شود؛ نه جایگاه اجتماعی مهمان، نه سن و سال و احساسات او. آنچه به ذهنش می‌آید و لازمه برنامه می‌داند می‌گوید. به همین دلیل، هم می‌تواند طرفدارانی جدی برای خودش جمع کند و هم منتقدانی جدی تر. منتقدانی که گاه از خودشیفتگی او و نگاه از بالا به پایینش در ارتباط با مهمان می‌گویند و طرفدارانی که جسارتش را ستایش می‌کنند.

•    سید علی ضیاء
کشف نیست؛ بلکه معرفی است! علی ضیاء را شاید خیلی ها در همین ویژه برنامه افطار می‌بینند؛ نه ظهرها خانه بوده اند که «نیمروز»ش را تماشا کنند نه به شبکه جام جم تعلق خاطری دارند ولی این ویژگی های مجری جوانی است که آینده روشنی دارد، اگر قدر بداند.

بازیگوشی
علی ضیاء اهل نمایش نیست بلکه جذابیت او در شیطنت ها و بازیگوشی های شیرینش است. اصلا شهرت او بیشتر به خاطر همین شخصیت خندان و خوشحال و سهل گیر است. اینکه زندگی و جوانی را در رفتار و چشم هایش می‌شود دید. به همین خاطر است که برنامه های او – معمولا – برنامه های ساده ای است؛ چالش های علیخانی وار ندارد  مهمان به سختی نمی‌افتد. نگران سوال های غیرمنتظره نیست، مضطرب نمی‌شود و [شاید] کلیشه ای هم جواب بدهد.
ضیاء بنا به ضرورت سوال می‌پرسد و آنها را هم با ملایمت خاصی مطرح می‌کند ولی پافشاری ملموسی برای گرفتن جواب سوالات و در آوردن جزییاتش ندارد. همه چی در سادگی و شیرینی تمام می‌شود. هم مهمان راضی است، هم دست اندرکاران.

تجربه کمتر
طبیعی است که به نسبت علیخانی تجربه کمتری در اجرا دارد و این در جنس اجرایش [به خصوص در همین یکی دو قسمت اول ماه عسل مشهود است. به خاطر همین کم تجربگی، در برخورد با مهمانی که گاردش را بسته یا جوگیر دوربین و پروژکتورهاست، از شیطنتش بهره می‌برد. ولی اگر راه همین بازیگوشی ها – به دلیل نوع یا رفتار مهمان – بسته باشد، دستش خالی می‌ماند. سکوت می‌کند و به مهمان مجال و تریبون می‌دهد. همین شیطنت های اغلب شیرین هم در جایی که مهمان آن را نپذیرد، دردسرساز می‌شود. هم مهمان را معذب می‌کند هم ضیاء را، پس درباره اش توضیح می‌دهد و سعی می‌کند از دل مهمان دربیاورد، کاری که هرگز از علیخانی سر نمی‌زند.

در کنار تیم
ضیاء برخلاف علیخانی به جای اینکه رنگ خودش را به برنامه بدهد، از برنامه رنگ می‌گیرد. در برابر برخی اتفاقات خاص روبروی دوربین با مهمانان نامطلوب و کم حرف، رسما تسلیم می‌شود و در گپ و گفت ها مسئولیت را متوجه عوامل دیگری بیرون از اجرای خودش می‌داند. تقصیری هم ندارد. او همیشه – به دلیل سن و سال و تجربه اندک – همیشه بخشی از یک تیم (بخوانید تهیه کننده) بوده و بخشی از یک تیم بودن یعنی به همان اندازه ای که جایگاه اوست، عمل کند یا پاسخگو باشد و نه بیشتر. به همین خاطر صحنه هرگز به طور کامل از آن او نیست. گاهی کارگردانی ذهنی اش هنگام ادای یک پلاتو با دستورات بیرونی (کارگردان و تهیه کننده) توفیر دارد و همین، همه چیز را به هم می‌ریزد.

اعتماد به نفس نرمال
همچنان که «اعتماد به نفس شدید» علیخانی تیغی دو لبه محسوب می‌شود، اعتماد به نفس کمتر ضیاء هم برای او، هم مفید و کمک حال است، هم خطرناک و کشنده. از طرفی باعث می‌شود که دلخوری و انتقاد و عبور از خط قرمزهای از پیش تعیین شده، خیلی کم اتفاق بیفتد و خطری متوجه ضیاء و برنامه اش نباشد و از طرف دیگر تسلط او بر برنامه اش را کم می‌کند و بسته به مهمان برنامه، میزان حضور و تاثیرگذاری اش را تغییر می‌دهد.
 در نتیجه این ویژگی، ضیاء گاهی در برنامه تسلیم محض است و بیننده اش نمی‌تواند هر لحظه منتظر یک اتفاق یا غافلگیری بماند (برنامه یا از اول، خوب از آب در می‌آید یا تا آخر از دست می‌شود!). طراحی و انتخاب لباس او به عنوان دم دستی ترین المان نمایشی، همیشه ساده تر و معمولی تر از علیخانی است و کمتر زرق و برق دارد و جلب توجه می‌کند. به این ترتیب می‌شود گفت که ضیاء به دنبال حکمرانی بر صحنه نیست.

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #1

تاریخ ارسال : 14 مرداد 1391 21:12
ممنون............







گروه: عضو سایت
عضویت: 16.03.1391
نام کامل: آب و اتش
نظرات: 800
ارسالات: 0
مسنجر: --

آب و آتش #2

تاریخ ارسال : 15 مرداد 1391 07:55
ممنون






گروه: عضو سایت
عضویت: 13.02.1391
نام کامل: عارف
نظرات: 425
ارسالات: 0
مسنجر: --

majic #3

تاریخ ارسال : 16 مرداد 1391 11:34
ممنون وروجک......
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.05.1391
نام کامل: --
نظرات: 59
ارسالات: 1
مسنجر: --

مدیسا #4

تاریخ ارسال : 22 مرداد 1391 14:39

مر30

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.