قتل وحشتناک پای ریل قطار

قتل وحشتناک پای ریل قطار یک چوپان در نزدیکی ریل راه& ;آهن ساوه با دیدن پیکر مرد ناشناس پلیس را در جریان قرار داد. 30 شهریور ماه سال جاری مرد جوان که برای تسویه حساب مالی از نمایشگاهش در شهریار به شهر ساوه رفت ن
علیرضا, قربانی, خواست, ناشناس, کارآگاهان, ابتدا, چوپان, شهریار, مرموز, جریان, شهریور, جنایی, قانونی, پزشکی, جنایت, چندین, آویزان, تحقیقات, گرفتن, بررسی

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29093
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: سثرذییری
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » قتل وحشتناک پای ریل قطار
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids9-07-1391, 18:27

قتل وحشتناک پای ریل قطار

 

 یک چوپان در نزدیکی ریل راه‌آهن ساوه با دیدن پیکر مرد ناشناس پلیس را در جریان قرار داد. 30 شهریور ماه سال جاری مرد جوان که برای تسویه حساب مالی از نمایشگاهش در شهریار به شهر ساوه رفت نمی‌دانست قربانی توطئه‌ای خواهد شد که در آن به کام مرگ تلخی فرو خواهد رفت.
 
این مرد 38 ساله که «علیرضا» نام داشت از چند مرد طلب 70 میلیونی داشت. بنابر این سر قرار رفت تا قرض قدیمی‌اش را تسویه کند ولی رفتن وی هیچ بازگشتی نداشت.
ساعت 9 صبح آخرین روز شهریور ماه مرد چوپان در حوالی شهر ساوه در حال چراندن گوسفندانش بود که از دور با شئ عجیبی کنار ریل خط آهن روبه‌رو شد. وی هنگامی که جلوتر رفت تا ببیند چه چیزی روی زمین افتاده با تعجب با پیکر بی‌جان و خون آلود مردی روبه‌رو شد که به کام مرگ فرو رفته است.
 
با مخابره مرگ مرموز این جوان به پلیس 110، تیمی از مأموران برای بررسی ماجرا در صحنه جنایت حاضر شدند و تحقیقات خود را آغاز کردند، آنان با بررسی جسد مرد جوان که مشخص بود از مرگ وی چندین ساعت می‌گذرد، ابتدا احتمال دادند وی در برخورد با قطار جان خود را از دست داده است ولی تجسس‌‌‌های بیشترشان حاکی از آن بود که وی ابتدا با طناب خفه شده است و قاتلان ناشناس وی را از زیرگذری که قطار از آنجا عبور می‌کرد آویزان کرده‌اند و پیش از برخورد قطار با جسد این مرد وی دیگر زنده نبود. با در جریان قرار گرفتن بازپرس جنایی وی به تیمی از کارآگاهان شهر قم دستور داد تا سرنخی از قتل مرموز قربانی بیابند و از پزشکی قانونی نیز خواست تا زمان وقوع مرگ را نیز مشخص کند.
 
در ادامه با توجه به ناشناس بودن قربانی کارآگاهان با بازرسی از لباس‌هایش موفق شدند مدارک شناسایی وی را به دست بیاورند و با تماس به خانواده‌اش آنان را در جریان مرگ هولناک وی قرار دهند.
 
پس از گذشت چند روز نتایج پزشکی قانونی نشان داد که قربانی که «علیرضا» نام داشته ابتدا با خفگی از دنیا رفته و سپس عامل یا عاملان جنایت جسد وی را با طناب از زیرگذر قطار آویزان کرده‌اند.
 
یکی از اعضای خانواده «علیرضا» که از به قتل رسیدن وی بسیار شوک زده شده بود در تحقیقات کارآگاهان گفت: ظهر روز پنجشنبه 30 شهریور ماه «علیرضا» که نمایشگاه‌دار است و وضع مالی بسیار خوبی نیز داشت از شهریار برای گرفتن طلب 70میلیونی‌اش به شهر ساوه رفت و چند ساعت بعد با من تماس گرفت و گفت که خودرواش را در پارکینگ در شهر رباط‌کریم گذاشته است و از من خواست که بروم و خودرو‌اش را به شهریار ببرم.
 
وی در ادامه افزود: یک ساعت بعد از آن تماس علیرضا دوباره تماس گرفت و از من خواست تا 5 میلیون تومان به حسابش واریز کنم، من نیز کارش را انجام دادم ولی با گذشت چندین ساعت دیگر از وی خبری نشد و هر چقدر به موبایلش زنگ زدم، خاموش بود، هر کجا که می‌دانستیم زنگ زدیم ولی کسی از سرنوشت وی اطلاعی نداشت تا این که روز بعد از کلانتری شهر ساوه تماس گرفتند و گفتند جسد علیرضا توسط یک چوپان پیدا شده است.
 
بنابر این گزارش با توجه به این که پلیس جنایی قم در حال تجسس‌‌‌های بیشتر در این زمینه است سرنخ‌‌‌های دیگری به دست آورده است، تلاش برای شناسایی چند مرد مظنون در پرونده قتل مرموز مرد جوان قرار دارد و هم‌اکنون نیز یکی از مظنونان تحت بازجویی آنان قرار دارد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #1

تاریخ ارسال : 9 مهر 1391 20:31
عجب.............


گروه: عضو سایت
عضویت: 18.05.1391
نام کامل: الهام
نظرات: 406
ارسالات: 4
مسنجر: --

pising #2

تاریخ ارسال : 14 مهر 1391 11:02
عجیبه........


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.