افشای راز جنایت خیابان فاطمی

افشای راز جنایت خیابان فاطمی به گزارش سرویس & ;حوادث& ; خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مأموران کلانتری 148 انقلاب در ساعت 9 روز شنبه 15 مهرماه، از طریق مرکز فوریت& ;های پلیسی 110 در جریان خبر کشف جسد فردی در طبقه
کارآگاهان, اداره, آگاهی, مقتول, موضوع, تهران, پرونده, مراجعه, تحقیقات, متوجه, جنایت, شناسایی, خیابان, جنایت،, اجاره, ساختمان, ادامه, ناگهان, تسویه, متواری

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29188
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: ScottWrest
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » افشای راز جنایت خیابان فاطمی
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids16-07-1391, 17:50

افشای راز جنایت خیابان فاطمی


به گزارش سرویس «حوادث» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مأموران کلانتری 148 انقلاب در ساعت 9 روز شنبه 15 مهرماه، از طریق مرکز فوریت‌های پلیسی 110 در جریان خبر کشف جسد فردی در طبقه اول یک واحد تجاری، در خیابان فاطمی قرار گرفتند كه با حضور مأموران کلانتری در محل و تأیید خبر کشف جسد و همچنین مشخص بودن وقوع جنایت، به واسطه آثار متعدد ضربات جسم تیز، موضوع به قاضی ویژه قتل و همچنین اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد.

با حضور قاضی روشن، شعبه سوم بازپرسی دادسرای امور جنایی، کارآگاهان اداره دهم و تیم بررسی صحنه جرم پلیس آگاهی در محل، پرونده مقدماتی با موضوع قتل عمد تشکیل و برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

در تحقیقات مقدماتی از اعضای شرکت مشخص شد که مقتول صاحب واحد تجاری محل کشف جسد بوده و چندین سال است که اقدام به اجاره اتاق‌های شرکت ـ به صورت جداگانه ـ به افراد مختلف كرده است.

در ادامه تحقیقات، کارآگاهان مطلع شدند که منشی شرکت اولین شخصی بوده که وارد شرکت شده و جسد مقتول را کشف و با پلیس تماس گرفته است كه تحقیقات از وی آغاز و وی در اظهارات خود به کارآگاهان گفت كه در حدود ساعت هشت صبح، مثل روال هر روز به شرکت مراجعه کرده اما در کمال تعجب متوجه شده که نمی‌تواند در شرکت را باز کند و این در حالی بود که از داخل شرکت صداهای بسیار ضعیفی به گوش می‌رسید كه بعد از حدود نیم ساعت كه از حضورش در پشت در ورودی شرکت گذشته بود. ناگهان یکی از اعضای شرکت به هویت «محسن - ب» متولد 1367 که از حدود یک سال پیش با اجاره یکی از اتاق‌های شرکت در آنجا کار می‌کرد با حالتی مضطرب و نگران در شرکت را باز کرد و در حالی که یک کیف‌دستی نیز به همراه خود داشت، به سرعت از پله‌ها پایین رفت و از ساختمان خارج شد و پس از ورود به شرکت متوجه جسد صاحب شرکت شده که در بالکن افتاده بود.

با توجه به اطلاعات به‌دست آمده از منشی شرکت و متواری‌شدن «محسن - ب» از محل وقوع جنایت، دستگیری وی به عنوان متهم پرونده در دستور کار کارآگاهان قرار گرفت كه با بررسی فرم قرارداد اجاره تنظیم شده میان مقتول و محسن، کارآگاهان محل سکونت متهم را شناسایی كردند اما در تحقیقات خود متوجه شدند که وی از این مکان متواری شده است.

کارآگاهان اداره دهم در ادامه تحقیقات خود محل سکونت نامزد متهم را شناسایی كردند و با اطمینان از این موضوع که متهم قصد متواری‌شدن از شهر تهران داشته اما پیش از آن برای دریافت پول و دیگر مدارک شناسایی خود به منزل نامزدش مراجعه خواهد کرد، این محل را تحت مراقبت‌های پلیسی قرار داده و سرانجام در ساعت 11 روز همان روز 91 متهم را در خیابان ولی‌عصر ـ خیابان نادر دستگیر کردند.

با دستگیری «محسن»، وی به ارتکاب جنایت اعتراف و انگیزه خود را نیز اختلافات مالی عنوان کرد كه کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی هماهنگی‌های لازم را با قاضی پرونده انجام داده و در فاصله‌ای کمتر از دو ساعت از زمان وقوع جنایت، با انتقال متهم پرونده به محل جنایت و با حضور عوامل تشخیص هویت اقدام به بازسازی صحنه جنایت کردند.

متهم در زمان بازسازی صحنه جنایت به کارآگاهان گفت كه از چندی پیش به علت برخی مشکلات مالی قصد تسویه حساب با صاحب شرکت را داشته و امروز صبح که به شرکت مراجعه کرده، صاحب شرکت را دیده که در شرکت تنها بوده و دیگر اعضای شرکت هنوز به محل کارشان مراجعه نکرده‌اند.اما زمانی که موضوع تسویه‌حساب را با صاحب شرکت مطرح کرده وی مدعی شده که باید مبلغ 750هزار تومان به او بدهد تا تسویه‌حساب کامل كند که به همین علت بین آنان درگیری لفظی ایجاد شده كه ناگهان در یک لحظه مقتول را به سمت عقب هل داده که همین اتفاق باعث شده كه سر او به کناره میز برخورد کند و دچار حالت ضعف و سرگیجه شود كه بلافاصله از همین موضوع استفاده کرده و با هر دو دستش گردن وی را آنقدر فشار داده که باعث خفه شدنش شده و جنازه را به سمت بالکن شرکت برده و پس از آن با برداشت یک چاقو از داخل آشپزخانه، چندین ضربه به سینه و گردن مقتول وارد کرده كه در همین زمان متوجه شده که منشی شركت در پشت در ایستاده است كه ابتدا در حدود نیم ساعت صبر کرده تا شاید برای لحظاتی از ساختمان خارج شود. اما پس از این مدت و در حالی که وی همچنان در پشت در شرکت ایستاده بود، تصمیم به فرار گرفته و به همین علت و پس از برداشت کیف‌دستی همراه مقتول، در شرکت را باز کرده و به سرعت از ساختمان خارج شده و پس از خارج‌شدن از ساختمان، به خیابان جمهوری رفته و لباس‌های جدیدی برای خود خریده و لباس‌های قبلی را به دور انداخته است.

متهم در ادامه اظهاراتش به كارآگاهان گفت كه برای برداشتن پس انداز و همچنین دیگر اسناد و مدارک شناسایی خود به در منزل همسرش مراجعه کرده که ناگهان در همان جا دستگیر شد.
به گزارش ایسنا، سرهنگ کارآگاه آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعترافات صریح متهم در خصوص ارتکاب جنایت، قرار بازداشت موقت از سوی بازپرس پرونده صادر و متهم برای انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1390
نام کامل: hanie
نظرات: 978
ارسالات: 4
مسنجر: --

hanie1992s #1

تاریخ ارسال : 16 مهر 1391 19:15
عجببببببببببببببببببببببببببببببب
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: mahsa
نظرات: 545
ارسالات: 1
مسنجر: --

jijar #2

تاریخ ارسال : 16 مهر 1391 21:01
................ winked 
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.02.1391
نام کامل: --
نظرات: 338
ارسالات: 3
مسنجر: --

saghi_007 #3

تاریخ ارسال : 16 مهر 1391 22:11
................................... recourse  
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 962
ارسالات: 8
مسنجر: --

taranome #4

تاریخ ارسال : 17 مهر 1391 09:16
ممنونم......
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.03.1390
نام کامل: sh69
نظرات: 277
ارسالات: 0
مسنجر: --

sh69 #5

تاریخ ارسال : 17 مهر 1391 13:27
okkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.07.1391
نام کامل: --
نظرات: 111
ارسالات: 12
مسنجر: --

الیاس1 #6

تاریخ ارسال : 17 مهر 1391 17:57
ببینید پول چه کارایی که نمیکنه
ممنون


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #7

تاریخ ارسال : 17 مهر 1391 23:05
عجب..............




گروه: عضو سایت
عضویت: 18.05.1391
نام کامل: الهام
نظرات: 406
ارسالات: 4
مسنجر: --

pising #8

تاریخ ارسال : 18 مهر 1391 07:42
مرسییییییییییییییییییییییییییییی


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 22.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 746
ارسالات: 688
مسنجر: --

fench #9

تاریخ ارسال : 18 مهر 1391 09:12
چه ترسناک انگار no   پولدارا در امان نیستن


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.07.1391
نام کامل: --
نظرات: 105
ارسالات: 0
مسنجر: --

1448 #10

تاریخ ارسال : 19 مهر 1391 06:07
پول چه کارایی که نمیکنه
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.03.1391
نام کامل: آب و اتش
نظرات: 800
ارسالات: 0
مسنجر: --

آب و آتش #11

تاریخ ارسال : 19 مهر 1391 14:16
عجب



اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.