قصاص مرد همسركش

قصاص مرد همسركش مرد جواني كه همسر باردار خود را به قتل رسانده بود ، به قصاص محكوم شد.به گزارش فارس ، عصر 19 خرداد 87، مأموران كلانتري 108 نواب از فوت مشكوك يك زن جوان در منزل مسكوني& ;اش با خبر شدند.مأمور
همسرم, مقتول, جايگاه, عنوان, متوجه, گزارش, مهسان, پزشكي, اينكه, درگيري, بيدار, پرونده, مژگان, همراه, اعلام, تردست, قانوني, اتهام, تهران, تقاضاي

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29996
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: ThomasDer
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » قصاص مرد همسركش
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids23-01-1389, 18:53

قصاص مرد همسركش


مرد جواني كه همسر باردار خود را به قتل رسانده بود ، به قصاص محكوم شد.

به گزارش فارس ، عصر 19 خرداد 87، مأموران كلانتري 108 نواب از فوت مشكوك يك زن جوان در منزل مسكوني‌اش با خبر شدند.

مأموران با حضور در صحنه متوجه شدند زن جواني به نام مهسا در حالي كه جنين 8 ماهه داشته، بر اثر نامعلومي فوت كرده است.

بررسي از همسايگان اين خانواده نشان داد كه مقتول روز قبل از كشف جسدش با شوهرش به نام ياسر 26 ساله درگيري داشته است.

ياسر، مشاجره روز قبل از فوت همسرش را قبول كرد اما در خصوص نحوه فوت همسرش اظهار بي‌اطلاعي كرده و مدعي شد از نحوه فوت وي بي‌اطلاع است.

ياسر گفت: بعد از درگيري با همسرم از خانه خارج شدم و حدود ساعت 2 صبح به خانه برگشتم و بدون اينكه با همسرم صحبت كنم، خوابيدم و صبح كه براي بيدار كردن او رفتم، متوجه فوت او شدم.

با توجه به اينكه در روي لب و دهان متوفي وجود آثاري از فشار ديده شده است، جسد به پزشكي قانوني منتقل شد تا علت اصلي فوت وي مشخص شود.

شوهر مقتول به عنوان مظنون اصلي قتل بازداشت شد و بعد از انجام تحقيقات، قرار مجرميت وي به اتهام قتل عمد صادر و به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.

جلسه رسيدگي به اين پرونده صبح امروز در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران و به رياست قاضي حسن تردست برگزار شد. در ابتداي جلسه، ذبيح‌زاده ، نماينده دادستان با اشاره به مدارك موجود در پرونده عليه متهم مانند، شكايت اولياي‌دم ، گزارش مرجع انتظامي ، گزارش پزشكي قانوني و اقرار متهم ، بزه انتسابي را محرز دانست و تقاضاي مجازات وي را كرد.

بعد از قرائت كيفرخواست توسط نماينده دادستان ، مادر مقتول به عنوان تنها شاكي پرونده در جايگاه قرار گرفت و با اعلام شكايت مجدد از متهم ، تقاضاي خود را قصاص عنوان كرد.

در ادامه جلسه ، متهم در جايگاه قرار گرفت و با بيان اينكه‌ اتهام قتل را قبول ندارد و تحت فشار اعتراف كرده است، در تشريح حادثه گفت: ساعت 3 صبح روز قبل از حادثه، دوست همسرم به خانه ما آمد و با هم شيشه مصرف كرديم. ساعت 5 صبح به همراه دوست همسرم و دوست خودم، براي مصرف مواد مخدر به سعادت‌آباد رفتيم كه يك ساعت بعد با دوست همسرم به خانه برگشتيم.

به همراه مژگان (دوست همسرم) وارد خانه شديم و متوجه شدم كه همسرم در خانه نيست. دقايقي بعد مژگان رفت و در همان لحظه همسرم به خانه برگشت و فهميدم كه در پله‌ها مژگان را ديده است. با هم جر و بحث كرديم و من 2 سيلي به او زدم كه به اتاق خواب رفت و شروع به گريه كرد.

وارد اتاق خواب شدم كه مهسان گفت مي‌خواهد به خانه مادرش برود كه من دستم را روي صورت او گذاشتم و او را هل دادم كه او دوباره شروع به گريه كرد. از اتاق خارج شدم و در اتاق پذيرايي خوابيدم و ساعت 6 صبح فرداي آن روز بيدار شدم. رفتم تا مهسان را بيدار كنم كه متوجه مرگ او شدم.

قاضي گفت: در تحقيقات صراحتا اعلام كردي كه با 2 دست گردنش را فشار دادم و حدود 6 ضربه به او زدم.

متهم در جواب گفت: اين اظهارات را گفته‌ام ولي قبول ندارم چرا كه دروغ گفتم.

قاضي خطاب به متهم گفت محتويات پرونده، گزارش معاينه جسد، كالبدگشايي جسد، آثار خون روي بالش و تشك، همه نشان از وقوع قتل دارد، چه كسي غير از تو مي تواند اين كار را انجام دهد كه متهم در جواب گفت: نمي‌دانم.

قاضي تردست مجددا به نظريه پزشكي قانوني مبني بر آثار كبودي در پلك چشم چپ و خونمردگي در شقيقه سمت راست مقتول كه مؤيد درگيري مقتول با قاتل دارد اشاره كرد كه متهم اين ادعا را قبول نكرد.

بعد از دفاع متهم، وكيل وي در جايگاه قرار گرفت و با طرح موضوعاتي مانند، بارداري‌هاي ناموفق مقتول مرگ وي را فوت عنوان كرد و مدعي شد كه مهسان به خاطر خفگي ناشي از بارداري فوت كرده است.

وي همچنين مدعي شد كه خونابه خارج شده از دهان و بيني مهسان اتفاقي طبيعي است كه قاضي از وي خواست درباره اين ادعا مستند علمي ارائه دهد كه وكيل متهم گفت، براساس تجربه چنين ادعايي كرده است.

متهم به قتل بار ديگر در جايگاه قرار گرفت و در بيان آخرين دفاع گفت: رفاه بيش از حد من را به دام اعتياد كشاند. من بيكار بودم و پدر من به همراه مادر همسرم تمام هزينه زندگي ما را بدون هيچ تلاشي از سوي من ، پرداخت مي‌كردند.

قاضي تردست ختم جلسه را اعلام و بعد از مشورت با مستشاران دادگاه، مرد جوان را به اتهام قتل همسر باردارش به قصاص محكوم كرد.

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.