باز هم حادثه ای تلخ از کودک آزاری

باز هم حادثه ای تلخ از کودک آزاری او پس از مرگ ناباورانه پدر و رفتن مادر تنهای تنها مانده بود و هیچ پناهی نداشت. نه دست مهربان و نوازشگر پدر و نه آغوش گرم و پر مهر مادر. دخترک لالایی می& ;خواست، لالایی مادر برای این& ;که در
بیمارستان, پرستاران, پزشکان, کوچولو, زندگی, مادرش, راستی, کردند, ناجوانمردی, نخستین, بستگان, هرچند, همسرم, وضعیت, جسمانی, تحقیقات, آخرین, اعتراف, موضوع, پزشکی

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » باز هم حادثه ای تلخ از کودک آزاری
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | elham jon | TehranKids31-05-1389, 14:44

باز هم حادثه ای تلخ از کودک آزاری

 

 

 

او پس از مرگ ناباورانه پدر و رفتن مادر تنهای تنها مانده بود و هیچ پناهی نداشت. نه دست مهربان و نوازشگر پدر و نه آغوش گرم و پر مهر مادر. دخترک لالایی می‌خواست، لالایی مادر برای این‌که در نبود پدر آرام گیرد. اما افسوس که در غروب مه گرفته زندگی کوتاهش هیچکس گریه اش را نشنید. نه دست مهربانی و نه آغوش گرمی که غم کودکانه بی پدری و دوری مادر را بگیرد. همه لحظه، لحظه‌های زندگی‌ تلخش با کتک، سوختن، ضرب و شتم و از همه فجیع‌تر آزار و اذیت همراه بود و بس. هر گاه دلش برای پدر تنگ شد و او را صدا زد کتک خورد. هر گاه مادر را صدا زد تا از درد زخم‌های دل کوچک و پیکر زخم خورده‌اش بگوید بدنش را سوزاندند.

 

«ندا» کوچولوی سه ساله، همه اینها را تاب آورد و دم نزد. اما راستی مگر قلب کوچکش تحمل چقدر زخم ناجوانمردی و ضرب و شتم و... را داشت و آخرین بار که اشک‌های چشمان خون آلودش از این همه خشونت و بی رحمی روی گونه‌های کبودش جاری شد، ضربه‌ای مهلک بر سر وصورت کوچولویش وارد آمد و دچار ضربه مغزی شد. حالا او روی تخت یکی از بیمارستان‌های تهران زیر دستگاه بخش مراقبت‌های ویژه، برای زنده ماندن با مرگ می‌جنگد. شاید او نمی‌خواهد نیامده برود. هرچند عمر کوتاهش پر از درد و رنج بوده و به غیر از ضرب و شتم و... هیچ ندیده. حالا او در اغماست و شاید اکنون کمتر از گذشته درد و رنج می‌کشد.

پرستاران و پزشکان مهربان یک لحظه هم تنهایش نمی‌گذارند. همه و همه با جان و دل برای نجاتش تلاش می‌کنند، هرچند چشمانشان به اشک می‌نشیند و بغضشان برای این همه ناجوانمردی به گریه اما مگر گناه این طفل معصوم چه بوده؟!

پرستاران می‌گویند: ظهر دوشنبه زن و مردی که خود را عمو و زن‌ عموی ندا -3‌ساله-‌ معرفی می‌کردند پیکر نیمه جان او را به بیمارستان انتقال دادند. اما در همان نخستین معاینات و نمایان شدن زخم‌ها، کبودی‌ها و سوختگی‌های پیکر دختر کوچولو پزشکان و پرستاران بخش اورژانس شوکه شدند.
نخستین معاینه‌های پزشکی نشان می‌داد او علاوه بر این که مورد تعرض قرار گرفته، بر اثر کوبیده شدن شیئی سنگین به سرش دچار ضربه مغزی نیز شده، با این وجود بلافاصله «ندا» به بخش مراقبتهای ویژه منتقل و البته موضوع به پلیس هم گزارش شد.

دقایقی بعد با حضور مأموران کلانتری، تحقیقات پلیسی آغاز شد. تا این‌که سرانجام عموی «ندا» کوچولو با اعتراف‌های تلخش راز این کودک‌آزاری هولناک را فاش کرد: «مدتی قبل پدر ندا بر اثر حادثه‌ای فوت کرد و مادرش نیز او را رها کرد و رفت. پس از آن من و سایر بستگان تصمیم گرفتیم از او نگهداری کنیم. بنابر این ندا هر چند وقت یکبار در خانه من و بستگان می‌ماند.
اما در این مدت هیچ کدام از ما با او رفتار درستی نداشتیم و بر سر هر موضوعی کتکش می‌زدیم. آخرین بار هم وقتی او در خانه ما بود متأسفانه همسرم او را بشدت کتک زد تا این که نیمه جان نقش زمین شد. آن روز من سرکار بودم و وقتی از طریق همسرم متوجه موضوع شدم بلافاصله خودم را به خانه رسانده و او را به بیمارستان منتقل کردم.

مأموران با شنیدن اعتراف‌های تلخ این مرد، او و همسرش را برای تحقیقات بیشتر بازداشت کردند. این در حالی است که به گفته یکی از پزشکان بیمارستان وضعیت جسمانی دختر کوچولو به قدری دردناک است که تمام کارکنان، پزشکان و پرستاران بخش را بشدت تحت تأثیر قرار داده است.
وی گفت: وضعیت جسمانی کودک به هیچ‌عنوان مناسب نیست. چرا که او یک بار دچار سکته مغزی شده و در حال حاضر نیز در کما است و امید چندانی به زنده ماندنش نیست. روی بدن کودک نیز آثار جراحت‌های بسیار وجود دارد که نشان می‌دهد او بارها مورد ضرب و جرح قرار گرفته است. شواهد نیز حاکی از تعرض به اوست اما باز هم باید کارشناسان پزشکی قانونی در این باره نظر قطعی ارائه نمایند.
حالا «ندا» کوچولو در رؤیاهای کودکانه‌اش به پدر و مادرش می‌اندیشد. شاید هم از خود می‌پرسد باید به همین زودی به دیدار پدرش برود تا در آن دنیا از این همه درد و رنج و بی پناهی در امان باشد. شاید هم مرگ برایش شیرین‌تر از این زندگی است راستی آیا صدای ناله‌های در گلو خفته ندا را مسئولان قضایی و پلیس بخوبی خواهند شنید و به ندای مظلومانه‌اش پاسخ خواهند داد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 14.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 144
ارسالات: 5
مسنجر: --

jasmine #1

تاریخ ارسال : 1 بهمن 1389 17:17
Akheyyyyyyyyyyyyyyyy Azizam
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.08.1389
نام کامل: لیلا
نظرات: 342
ارسالات: 2
مسنجر: --

mahta13 #2

تاریخ ارسال : 10 اردیبهشت 1390 00:20
AZIZE DELAM1!!!!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 12.02.1390
نام کامل: roya
نظرات: 84
ارسالات: 2
مسنجر: --

roya.59 #3

تاریخ ارسال : 8 خرداد 1390 12:22
ازین جور حیوانات انسان نما رو کره زمین خیلی زیادن. بعضیها در حسرت داشتن یه بچه اونوقت یه طفل معصوم اونجوری باید مورد وحشی گریه یه مشت حیوون قرار بگیره.. واقعا ناراحت کننده است


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 60
ارسالات: 0
مسنجر: --

sahar67 #4

تاریخ ارسال : 22 تیر 1390 23:56
الهی بمیرم براش....کوچولوی معصوم
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.07.1390
نام کامل: آوا
نظرات: 247
ارسالات: 2
مسنجر: --

تمنا #5

تاریخ ارسال : 18 مهر 1390 18:46
..............
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #6

تاریخ ارسال : 29 آبان 1390 11:03
vagean sharm avare
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 64
ارسالات: 3
مسنجر: 77704471

lominaa #7

تاریخ ارسال : 29 بهمن 1390 14:13
واي خدا.......


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.