ماجراي پرونده جنايات شغال سياه

ماجراي پرونده جنايات شغال سياه پرونده & ;شغال سياه& ; كه يك زن و نوه& ; 9 ساله& ;اش را به طرز فجيعي به قتل رسانده بود، امروز در دادگاه كيفري رسيدگي شد.به گزارش فارس، عصر 12 مرداد سال گذشته، مأموران پليس آگاهي شهرستان ور
اينكه, همراه, شاهين, فرامرز, اتهام, يدالله, اظهارات, مأموران, حادثه, طلاها, پرونده, دادگاه, جايگاه, متوجه, استشاهين, برگزار, تحقيقات, خانواده, رسيدگي, امروز

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30006
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: trubnikaaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » ماجراي پرونده جنايات شغال سياه
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | voroojak | TehranKids20-09-1389, 18:32

ماجراي پرونده جنايات شغال سياه


پرونده «شغال سياه» كه يك زن و نوه‌ 9 ساله‌اش را به طرز فجيعي به قتل رسانده بود، امروز در دادگاه كيفري رسيدگي شد.

به گزارش فارس، عصر 12 مرداد سال گذشته، مأموران پليس آگاهي شهرستان ورامين از وقوع قتل دلخراش يك زن مسن و نوه 9 ساله وي در خانه دختري او، باخبر شدند.

زن ميانسالي كه در اين حادثه مادر و دخترش را از دست داده بود،‌ به مأموران گفت: صبح زود از خانه به همراه شوهرم خارج شدم، اما عصر كه برگشتيم با اجساد مادر و دخترم كه سرشان بريده شده بود مواجه شديم. مقداري از طلاهاي مادرم و يك گوشي تلفن همراه به سرقت رفته است.

تحقيقات از تعدادي از مظنونان قتل، كه بسياري از آنها در محدوده سكونت مقتولان حضور داشتند آغاز شد اما تا مدتي هيچ سرنخي از قاتل يا قاتلان به دست نيامد.

شناسايي قاتل از طريق رديابي موبايل

تلاش مأموران پليس ادامه داشت تا اينكه رديابي تلفن همراه به سرقت رفته نشان داد سارق موبايل در مركز خريد و فروش موبايل در تهران، حضور دارد. بلافاصاله مأموران به محل موردنظر رفته و سارق قاتل را شناسايي و دستگير كردند.

بعد از دستگيري اين قاتل، اولياي‌دم، در كمال تعجب با مرد همسايه خود رو به رو شدند كه به هيچ‌وجه او را به عنوان مظنون معرفي نكرده بودند و به او اعتماد كامل داشتند.

شاهين در اعترافات خود در مراحل مختلف تحقيقات مدعي شد كه از چند روز قبل تصميم به سرقت از خانه همسايه خود گرفته است ولي روز حادثه براي عملي كردن نقشه خود و شناسايي نشدن، مجبور به قتل «نگين» 9 ساله و مادربزرگ او شده است.

شاهين گفت: بعد از اينكه به بهانه قفل بودن در خانه، از مادربزرگ نگين خواستم در را باز كند تا از طريق خانه وارد خانه خود شوم، او جلوتر از من به سمت حياط رفت كه در يك لحظه از پشت چاقويي به پهلويش زدم و بعد از آن سرش را جدا كردم. او قبل از مرگ، مقداري از موهاي مرا كند.بعد از اينكه دستهايم را شستم، متوجه شدم كه نگين از خواب بيدار شده و مرا ديده است؛ بعد از اينكه او را مورد آزار و اذيت قرار دادم، دست و پايش را با آستين لباسش بستم و به طبقه بالا رفتم و موبايلي را برداشتم؛ وقتي برگشتم، متوجه شدم كه دست‌هاي نگين باز شده است، او را خفه كردم و در نهايت با چاقو سرش را بريدم و از خانه خارج شدم.

قرار مجرميت شاهين با توجه به اعترافات صريح از سوي دادسراي جنايي صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه 77 دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد كه صبح امروز به رياست قاضي اكبر ساعي برگزار شد.

در ابتداي جلسه اصغري‌روشن، نماينده دادستان با اشاره به كيفرخواست صادره گفت: اتهام انتسابي به متهم مبني بر 2 فقره قتل عمدي و سرقت مقرون به آزار محرز است و خواستار مجازات وي هستم.

اولياي‌دم نيز در جايگاه قرار گرفتند و با درخواست قصاص متهم، از قاضي ساعي خواستند اين حكم در ملاءعام اجرا شود.

ادعاي جديد متهم در دادگاه: من همدست داشتم

متهم در جايگاه قرار گرفت و عليرغم اينكه تا قبل از اين،‌ 8 بار به صراحت مدعي شده بود كه با نقشه قبلي و به تنهايي مرتكب اين جنايت شده، امروز مدعي شد كه با دو نفر از دوستانش به نام‌هاي يدالله و فرامرز اين كار را كرده است. متهم يك بار ديگر هم مدعي شده بود با افرادي به نام سجاد و رضا قتل را انجام داده است كه آن را دروغ و متأثر از حرف‌هاي ديگر زندانيان خوانده بود.

شاهين در تشريح حادثه گفت: با دوستان وارد خانه شديم كه فرامرز پيرزن را از پشت با چاقو زد؛ من رو به روي او قرار گرفتم تا طلاهايش را درآورم، اما موهاي مرا كشيد كه فرامرز مجبور شد با چاقو گردن او را بزند.بعد از اينكه دستهايمان را شستيم، من و يدالله به طبقه بالا رفتيم و وقتي برگشتيم متوجه شديم فرامرز ، نگين را هم به قتل رسانده است.

قاضي ساعي گفت: خانواده مقتول به قدري با تو صميمي بودند كه به هيچ‌وجه به تو مظنون نشدند و اين به دليل سابقه آشنايي بوده است و حتي عروسي تو در خانه آنها برگزار شد.

شاهين در پاسخ به سؤال قاضي كه طلاها را چه كردي ، گفت: نه طلايي به دستم رسيد و نه پولي؛ همه آن را يدالله و فرامرز بردند.

قاضي به اظهارات يدالله مبني بر اينكه طلاها را شاهين به او داده و مدعي شده كه متعلق به همسرش است، براي شاهين خواند و شاهين آنها را تكذيب كرد.

براي آدم معتاد،‌ هزار تومان هم ارزشمند است

شاهين با بيان اينكه هيچ دليل و مدركي براي اثبات همراه بودن آنها با خود ندارد، در پاسخ به اين سؤال كه ارزش طلاها چقدر بود كه مرتكب 2 قتل با اين خشونت شدي گفت: بيش از 2 سال است كه به شيشه و كراك اعتياد دارم و براي يك فرد معتاد، هزار تومان هم ارزشمند است.

وي در پاسخ به اين سؤال كه اگر صحنه قتل نگين را نديدي، چگونه آن را به طور دقيق بازگو كردي، گفت: فرامرز بعد از قتل و خروج از خانه،‌ ماجرا را تعريف كرد.

قاضي از متهم سؤال كرد كه اگر طلاها را يدالله دزيده است، پس چرا تو مبلغ آن را به خانواده مقتول پس دادي گفت: پول را بدون اجازه من از حسابم برداشت كردند.

بعد از اظهارات شاهين، وكيل وي در جايگاه قرار گرفت و در اظهارات خود گفت: من در زندان با موكلم صحبت كردم و متوجه شدم كه او 4 بار اظهارات متفاوتي ارائه كرده است. من يك بار به او گفتم 2 مرغ مقابلت قرار مي‌دهم و اگر توانستي يكي را بكشي و ديگري را بگيري، قبول مي‌كنم كه تو قاتلي.

وي با بيان اينكه موكلش از سوي افرادي تهديد شده است گفت: موكل من براي حفظ جان خانواده‌اش حقيقت را نمي‌گويد. يكي از كساني كه موكل من نام او را آورده، توسط شاهداني، قبل از قتل همراه او ديده شده و او كسي است كه از گذشته با پدر نگين، آشنايي داشته است. آنها روز حادثه با پرايد به منزل پدر نگين رفته بودند.

وكيل مدافع شاهين افزود: درخواست تحقيقات بيشتر هم درباره اظهارات موكلم و هم درباره سلامت رواني او را دارم.

قاضي ساعي خطاب به وكيل متهم گفت: خودروي پرايد موردنظر شما، مربوط به اين پرونده نيست و تحقيقات لازم درباره آن صورت گرفته است.

شاهين در جايگاه قرار گرفت تا آخرين دفاعيات خود را بگويد، اما فقط گفت: من همدست و شريك جرم داشتم و حرف ديگري ندارم.

ادامه جلسه دادگاه، براي رسيدگي به اتهام آزار و اذيت متهم، به صورت غيرعلني برگزار شد.

بعد از ختم جلسه، قاضي ساعي به همراه مستشاران دادگاه (محمدي كشكولي، سالاري، بومي و مرادي) وارد شور شودند و حكم پرونده را اينگونه صادر كردند: شاهين به اتهام قتل عمدي به 2 بار قصاص، به اتهام تجاوز به نگين به اعدام، به اتهام سرقت مقرون به آزار به 10 سال حبس و تحمل 74 ضربه شلاق و همچنين رد اموال مسروقه محكوم شد.

گروه: عضو سایت
عضویت: 6.09.1389
نام کامل: sarvar_sarvar5
نظرات: 72
ارسالات: 1
مسنجر: --

sarvar_sarvar5 #1

تاریخ ارسال : 21 آذر 1389 15:12
چقدر پست بوده

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.