پسری که در راه عشق فدا شد

پسری که در راه عشق فدا شد بچه ها اینی که میخونین داستان نیست واقعیه سرگذشت عشق یکی از همین بچه های سایته که خودش ازم خواست ارسال کنم لطفا نظرتونو بنوبسین.ممنون سلام حماقت يا از خودگذشتگي تو يه شب خيلي قشنک زمست
بعداز, خواست, نزديک, بهترين, باهاش, اينکه, تونست, گرفته, داشته, هميشه, خودشو, همديگرو, وابسته, ناراحت, موضوع, دقيقه, خواهش, زندگي, زندگيش, جولوي

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29891
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Luis-Rangelv
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» خبرها » پسری که در راه عشق فدا شد
دانلود بازی با لینک مستقیم

خبرها | diyana | TehranKids14-12-1389, 23:05

بچه ها اینی که میخونین داستان نیست واقعیه سرگذشت عشق یکی از همین بچه های سایته که خودش ازم خواست ارسال کنم لطفا نظرتونو بنوبسین.ممنون

 

پسری که در راه <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a> فدا شد

 

 

سلام
حماقت يا از خودگذشتگي

 

تو يه شب خيلي قشنک زمستون يه اقا پسر خوشگوزرون وشيطون يه دفعه چشمش به يه خانم خيلي زيبا افتاد و طوري محو اون شد که فکر کرد تمام زندگيشو با اون پيدا ميکنه
به هر صورت با تمام مشکلات به اون نزديک شد و تونست با اون اشنا بشه و رابطه بر قرار کردن.....
بعداز يه مدت رضا(پسر) ديد که کم کم داره به اون خانم وابسته ميشه .........
رضا خيلي با خودش کلانجار رفت تا اين حسي که پيدا کرده بود از بين ببره اما نتونست وخيلي بيشتر به اون وابسته شد
بعداز يه مدت تصميم گرفت تا به اون خانم بگه که به اون دلبسته شده و واقعان دوسش داره تا بتونه بهش نزديک بشه.....
يه روز باهاش تماس گرفت و خواست که بهش بگه اما هر کاري کرد نتونست بهش بگه و ازش خواست که رودرو همذيگرو ببينن تا حرفشو بزنه و اونم قبول کرد
روزي که همديگرو ديدن توي جاي که هميشه باهم قرار ميذاشتن همه جارو سکوت گرفته بود بعداز چند دقيقه رضا گفت من ميخوام سرمو پاين بگيرم و حرف بزنم چون نمي تونم تو چشمات نگاه کنم و حرف بزنم.....
رضا شروع کرد به حرف زدن و تمام چيزاي که تو دلش بود گفت:از وقتي تورو ديدم يه ادم ديگه شدم و راه زندگيمو عوض کردم از ته دل دوست دارم و حاضرم هر کاري بکنم تا تورو تا اخر عمر پيش خودم نگاه دارم حتي جونمو برات ميزارم و تا نيم ساعت همين حرفارو زد
بعداز اينکه حرفاي رضا تموم شد اون خانم شروع کرد به حرف زدن و گفت:که
من بهترين روزاي عمرمو براي عشق از دست دادم با کسي بودم که همديگرو دوست داشتيم اما اون منو تنها گذاشت و بدونه اينکه خبري بده يا پيغامي بزاره منو تنها گذاشت و رفت...
ازت خواهش ميکنم از من نخواه که کسي رو دوست داشته باشم چون ديگه به کسي اطمينان ندارم و از اين حرفا ميترسم بهم حق بده...
با گفتن اين حرفا دنيا رو سر رضا خراب شد وهمچيرو سياه ديد زبونش بند اومده بود عرق سرد رو تنش نشسته بود و نميدونست چي ب...
بعداز چند دقيقه که بلند شد بره به اون خانم گفت يه فرصت به من بده تا بهت ثابت کنم که دوست دارم ونميخوام در حقت نامردي کنم...
اما اون خانم با تکون دادن سر جواب خودش که همون نه بودو به رضا فهموند و رضا رفت....
بعداز چند روز که رضا خيلي ناراحت بود و از لحاظ روحي حال خوبي نداشت اون خانم باهاش تماس گرفت و خيلي سريع به رضا گفت ميخواد يه فرصت بهش بده و تلفن قطع کرد
رضا از خوشحالي نميدونست چي بگه انگار دنيارو بهش داده بودن و بهترين خبر عمرشو بهش رسونده بودن....
روز به روز گذشت و رضا هر کاري تونست انجام داد که اونو به خودش نزديک کنه...
خوشبختانه تلاش رضا به ثمر نشست تونست که اون خانمو به خودش نزديک کنه و حتي کاري کنه که اونم به رضا وابسته بشه و روي رضا حساس بشه....
2سال با بهترين خاطرات و بهترين روزا گذشت اونا روزاي خيلي خوبي داشتن و هروزهم بهتر ميشد در حدي بود که خانواده رضا از همه چي خبر داشتن....
يه روز که رضا براي ديدن عشقش رفته بود ديد حال اون اصلا خوب نيست خيلي گرفته شده وقتي ازش پرسيد که مشکلي پيش اومده اون جواب داد که چيزه مهمي نيست..
بعداز اين موضوع که گذشت چند ماه شد که اون خانم همينطوري بود تا اينکه رضا ازش خواست که بگه که چي شده بعداز کلي خواهش و قسم راضي شد بگه چي شده..
گفت که اون پسري که اونو ترک کرده بود برگشته و چند بار باهاش تماس گرفته و خواسته که برگرده دوباره با اون باشه....
وگفت اما رضا من به هيچ وجح از تو جدا نميشم ودر حق تو خيانت نميکنم....
رضا ازين موضوع خيلي ناراحت شد اما نزاشت که عشقش ازين موضوع بوي ببره....
چند ماه گذشت و رضا ديد حال عشقش بدتر شده وبايد فکري بکنه که کسي که تمام زندگي اونه نبايد همين طوري ناراحت باشه و زندگيش کم کم خراب بشه...
رضا رفت اون پسرو پيدا کرد و باهاش کلي صحبت کرد وديد که اونهم واقعا اون خانومو دوست داشته و براي اينکه برشکست شده بود و از نظر مالي ضربه شديدي خورده بود...
و مجبور شده بود که از ايران خارج بشه اما هميشه فکرو حواسش پيش اون بود...
رضا خيلي فکر کرد و ديد که عشقش تو شک و دودلي افتاده بود پس تصميم خودشو گرفت..
رفت پيش اون پسر و گفت که من خودمو کنار ميکشم اما 3تا شرط داره.1-اينکه هميشه موازبش باشي و اذيتش نکني2-از حالش هر چند وقت بهم خبر بدي3-ازين قضيه حرفي بهش نزني
اون پسرم قبول کرد الان فقط يه کاري مونده بود که رضا انجام بده.اونم اين بود که خودشو جولوي عشقش خراب کنه تا از شک درش بياره...
پس رضا با يکي از دوست دختراي دوستاش رفت جاي که عشقش اونو ببينه وقتي که رضارو ديد يه سيلي محکم زد تو گوش رضا و رفت...
رضا شکست وداغون شد اما جولوي خودشو گرفت و اون اخرين روزي بود که همديگرو ديدن...
بعداز 1ماه فهميد که اونا با هم رابطه دارند و خيلي خوشحالن....
رضا از تمام زندگيش گذشت تا کاري کنه که کسي که دوسش داره زندگيه خوبي داشته باشه...
حالا رضا با يه اتاق پر عکس عشقش داره زندگي ميکنه و زره زره تو خودش ميشکنه اماسربلند از کاري که کرده
حالا به نظره شما کارش درست بود يا اشتباه؟
ممنون که وقت گذاشتيد و داستان منو خونديد.

پايان

 

نظز یادتون نره.......

گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 1332
ارسالات: 152
مسنجر: --

DJ Arash #1

تاریخ ارسال : 14 اسفند 1389 23:07
داستان خیلی غم انگیزی بود...از نظر من این پسر یه قهرمانه..کاری کرد که هیچ کس نمی کنه..چون دل کندن از عشق خیلی سخته..واقعا کشنده هست... recourse recourse recourse

مرسی دیانا جان...
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: --
نظرات: 5
ارسالات: 1
مسنجر: --

ghazaleh #2

تاریخ ارسال : 14 اسفند 1389 23:46
داستان خیلی قشنگی بود.پسره مثل شخصیت یک فیلم عمل کرد.اما برای این که دختره رو خوشحال کنه میتونست کار دیگه ای هم انجام بده.میتونست ثابت کنه که دختره رو واقعا دوست داره.اونوقت دختره از دودلی در میومد و تا تمام عمر پیش رضا میموند..........رضا اگه میذاشت و میرفت بهتر بود تا این که به دختره نشون داد که مثلا داره بهش خیانت میکنه این دختره رو از نظر روحی داغون کرده....درسته که الان خوشحاله ولی بعدها اثراتشو نشون میده..........
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #3

تاریخ ارسال : 14 اسفند 1389 23:52
عشق و عاشقی مال تو داستاناس، اینم یه داستان بود،
توی دنیای واقعی اتفاق نمیفته،
من به عشق و عاشقی اعتقاد ندارم، یعنی قبلا داشتم ولی الان اصلا...کسی رو دوست داشته باشی و اونم واسه شخصیتت ارزش قائل نباشه چه بدرد میخوره
این جریان بیشتر شبیه یه افسانه س، زیبا بود و سرگرم کننده
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #4

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 00:03
ghazale khanom motmaen bashid reza har kare kard ta onobase khodesh negah dare ama nashod pas dar marhalye akhar in karo kard va baraye in nazassht b ere chon on khanom ye bar tame be khabare va sardar gomeyo keshide bod va reza dide bod ke cheghadr aziyatshode bod


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 18.11.1388
نام کامل: ali
نظرات: 213
ارسالات: 417
مسنجر: --

ali_smt #5

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 00:04
راستش را بخواهید من رمان این داستان قبلا کاملا بر عکس خوندم یعنی جای دختر پسر فرق داشت... ولی نظر من این اگه این داستان واقعیت داره باید این موضوع را با دختر در میان بزاره کاملا رک بگه فقط طوری که طرفش بفهمه از ته دل حاضره این کارو بکنه...و راحتی اونو می خواد


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #6

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 00:15
آقا رضای مهدوی خیلی خوب حال اون خانم و آقا رو درک و ماجرا رو تعریف میکنید !!!!!
خیلی جالبه آقا رضا!!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 1332
ارسالات: 152
مسنجر: --

DJ Arash #7

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 00:54
محیا,

عشق و عاشقی واقعیت داره..و زمانی آدم از کسی متنفر میشه که به عینه ببینه خیانت کرده بهش..نه اینکه بخاطر یه سو تفاهم و دلیل مسخره با توجه به توضیح طرف سریعا همه چی رو تموم کنه و بهم بزنه...آدم بالاخره خطا می کنه..بعضی خطاها عمدیه که بحثش جداست..بعضی غیر عمدیه که نباید بخاطر یه اشتباه که سهوا مرتکب شده..همه چیز رو تموم کرد و از طرف مقابل متنفر شه..
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1389
نام کامل: AYLIN
نظرات: 461
ارسالات: 15
مسنجر: --

aylin #8

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 01:07
mesiiiiiiiiii
dastane kheiliii jaleb va ghamangiziiiiiiii boooooood
reza behtariin kario ke mitoonesteeee kardeeeee
in kariiiiiii ke rezaaa kardeeeee kare ye ashegheee vagheiiieeee
omidaraaaam rezaaa toyee zendegish mesleee onii ke doostesh dashtee
behtariin roozaroo dashteee basheeeee


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #9

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 01:24
DJ Arash
نظرتون محترمه البته برای خودتون...

گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 1332
ارسالات: 152
مسنجر: --

DJ Arash #10

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 08:42
محیا,

رو اون حرفی که زدم خوب فکر کن..بعد اونوقت میگی نمیدونم چرا دل رحم نیستم..کینه ای شدم...مهربون نیستم...علتش همین رفتارت هست..وقتی اشتباه غیر عمدی و سو تفاهمی رو که پیش اومده رو بی خیال نمیشی..و حتی به توضیحات طرف گوش نمیدی..معلومه که میگی عشق و عاشقی تو داستاناس..هیچ هم اینطور نیست..
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #11

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 09:02
آقای پژوهی مواظب صحبت کردنتون باشید، تفکرات شخصییتون رو نسبت به یه نفر که اصلا هم مهم نیستن، درست نیست توی جمع مطرح کنید، اگه واقعا میخواین نظر بدین در مورد من، منم نظرات(البته واقعیت) زیادی در مورد شما برای گفتن دارم که شاید شنیدنش برای بچه ها جالب باشه
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #12

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 09:55
bacheha in DASTAN NIST VAGHEIYE sargozashte eshghe hamin dostemon ke inja nazar dade yani REZAMAHDAVI

محیا,
mahya joonam chera in harfo mizani man shomaro vaghean olgoye khodam gharar midadam va midam chon kheyli ghabolet daram az nazare man shoma ye khanome kheyli ba fahmo sho'orid chera migin eshgh to dastanast in aghayi ke inkaro karde ke afsane nis vojod dare comente 4 hamon aghayie k hazer shode vase eshghesh har kari kone va hanoozam ke hanooze har roz behem mige hamash to fekre eshgheshe va az dorish afsordegi gerefte

DJ Arash,
nabinam mahyaye mano aziyat konia
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.11.1389
نام کامل: علی
نظرات: 68
ارسالات: 2
مسنجر: --

jeyjey #13

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 10:14
سلام به همه
به نظر من آقای رضا اشتباه بزرگی رو مرتکب شدن.ایشون باید حق انتخاب رو می دادن به خود خانمه. بهشون می گفتن که خودش انتخاب کنه نه اینکه همینطور راحت از زندگیش بره بیرون . اینطوری ضربه محکمی هم به خودش و هم به خانمه زد. ما باید خودمون رو هم دوست داشته باشیم دیگه...
=====================
مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب888در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست


--------------------
گروه: مدیر سایت
عضویت: 1.08.1388
نام کامل: mohsen
نظرات: 19
ارسالات: 6
مسنجر: --

mohsen #14

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 10:45
با خوندن اين مطلب بنظر مي رسه رضا از شناختي كه از طرف مقابل پيدا كرده بوده تشخيص داده كه رقيب وضعيت بهتري داره ولي دختر براساس اصول و اخلاقيات از عشق خود چشم پوشي كرده است. و رضا در جبران آن نيز دست به عملي جوانمردانه تر زده است.
ولي ناراحتي رضا براي اين است كه چرا در تصميم دختر دخالت كرده و به جاي دختر خود تصميم گرفته است.
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.12.1388
نام کامل: --
نظرات: 112
ارسالات: 0
مسنجر: --

neda.m #15

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 11:21
mehdi jan midooni karet bozorg bod dar moghabele yek hese dg ama inoo bayad dar nazar migerefti ke oon 2khtar baraye bar 2 etemad karde va barasham sakht boode . midooni oon pesar 1 bar gozasht va raft natoonest dar mogabele ye moshkel ke motmaenan vase hame pish miad ama oon hata be eshge khodesham nagoftoo raft fekr mikooni in adam khodkhah ke faghat be mogheeyate khodesh tavajoo kard khobe ke eshgetoo daste oon sepordi .u fekr mikooni fadakari kardi va shayadam kardi ama az dide oon 2khtar u baraye bare 2 bavareshoo shekoondi va dardee in bishtare choon bade yek shekast be u etemad kard ama u......

man ehasas mikonam oon 2khtare be u bishtar vabaste bode choon age mikhast khili rahat behet migof va miraft ama barash dargirie zehni eijad shode bod ,benazaram bayad haghe entekhabo behesh midadi ta inke bavareshoo....
omidvaram khodetoo sarzanesh nakooni az gofteham shayd sahih nabashe choon garare ke nazar bedam nazare shakhsimo goftam golam
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #16

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 11:24
mamnon mohsen jan
to fahmide ke man che daram mikesham
va to ye kare ke anjam dadam hala mondam kare khobe kardam ya na.....


--------------------
گروه: مدیر سایت
عضویت: 1.08.1388
نام کامل: mohsen
نظرات: 19
ارسالات: 6
مسنجر: --

mohsen #17

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 11:41
حالا آقا رضا با رقيبش 1-1 مساوي اند.
هر دو يك وضعيت را پشت سر گذاشتن
چرا آقا رضا لينك اين مطلب را براش نمي فرستي بخونه.
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.02.1389
نام کامل: --
نظرات: 45
ارسالات: 7
مسنجر: --

عاشق #18

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 11:52
من كه تا حالا عاشق نشدم ولي آخر همه ي عشقابده تا حالا دور وورم يه پايان خوب برا عشق نديدم..!!!!
عشقاي امروزي مثل عشق مورچه به چاي خشك نه غير اين...
بقول مامانم عشقم عشقاي قديم...!!!
اين بشر تا بفهمه يكي دوسش داره بهر سازي دلش بخواد طرفو ميرقصونه...
ميشي عروسك دست معشوقه...!!!
--------------------------------------------------------------------------------
------------------------
يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند............طلب عشق ز هر بي سر وپايي نكنيم
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #19

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 12:24
man nemikham dige to kare ona khodamo vared konam
ba tamaame badbakhte ke daram mikesham kare anjam dadam va bayad mesle ye mard ro harfam vaysam.....
man alan ye sale ke azash joda shodam va dige eshtebahe khodamo neshon bedam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 260
ارسالات: 0
مسنجر: --

amir jun #20

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 12:45
mersi dastane ghamangizi bud vaghean vali be nazare man reza eshteba karde bayad hame chio migofte ta dokhtar khodesh entekhab kone . un pesariam ke ghablan masalan ba un dokhtar bude o asheghesh bude be har dalili ke gozahte rafte bayad migofte chon asan dalilesh gheyre manteghie o vase inke karesho tojih kone injuri gofte


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.01.1389
نام کامل: Sarah
نظرات: 535
ارسالات: 0
مسنجر: --

mahsajon #21

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 13:09
be nazare manam vaghean in pesar ye ghahremane


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.11.1389
نام کامل: --
نظرات: 44
ارسالات: 0
مسنجر: --

neggggin #22

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 13:44
elahi bemiram che gonahi dashte vali eshtebah karde baiad mizasht khode dokhtare tasmim begire ama shaiadam enghad dusesh dashte ke nazashte azab bekeshe chun belakhare age un dokhtar az beineshun iekio entekhab mikard ie azab vojdani dasht ama reza nazashte ke un en azabo bekeshe va vaghean entor adamae kam peida mishe
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.11.1389
نام کامل: neda
نظرات: 222
ارسالات: 24
مسنجر: --

s neda s #23

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 13:45
khob kari ke kard be nazare man doroste dosesh dashte ama vahti dokhtARE eshghesho be reza tarjih dade va to in modati ke ba reza bode faghat elatesh in bode ke ono faramosh kone va esheghesh be reza vaghee nabode faghat mikhaste delesho nashkone va bahash bashe on ke khodesho naraht neshon midade baraye in bode chon ono mikhaste rosh nemishode bege va bahone karde hamon behtar ke raft ba on chon liyaghat kasi ke in fadakaree karde ro nadashte va ono faghat be cheshm dost midide na bishtar


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 27.10.1389
نام کامل: farbod
نظرات: 127
ارسالات: 9
مسنجر: --

farbod gh #24

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 14:10
reza kari karde ke on dokhtar aslan azab nakeshe be in migan eshgh
ama reza gonah dasht ba in karesh ham khodesho kochik kard va aham az bein bord
be nazare man ham mishe kare khubi karde va ham in karesh khub nabude
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1389
نام کامل: sarina
نظرات: 46
ارسالات: 14
مسنجر: --

sarina75 #25

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 14:21
مرسی دیانا جون
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.12.1389
نام کامل: --
نظرات: 12
ارسالات: 0
مسنجر: --

himora #26

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 15:20
به نظر من رضا نبايد اونكارو ميكرد بالاخره عشق رضا هم نسبت به دختره بيشتر بوده وبايد ميرفته سراغ اون پسره و از شرش خلاص ميشد ببين آقا رضا فرهاد وقتي كه بهش گفتن شيرين مرده اونم از غصه مرد فكر كنم رضا هم خيلي عذاب كشيده وقت جدايي در حد مرگ.‏‏‏‏ ‏  
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.11.1389
نام کامل: satrol
نظرات: 367
ارسالات: 102
مسنجر: 1

saeed_g #27

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 16:09
manam ba jeyjey movafegham va reza bayad mizasht khode dokhtar entekhab mikard
amma reza ye ghahremane.amma az in adam ha kam peyda mishe.


mer30 diyana
گروه: عضو سایت
عضویت: 1.11.1389
نام کامل: --
نظرات: 11
ارسالات: 0
مسنجر: --

mahta66 #28

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 16:18
ghashang bood*afarin be reza
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.04.1389
نام کامل: poya
نظرات: 478
ارسالات: 76
مسنجر: --

poya #29

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 20:29
manam ba agha mohsen movafegham
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #30

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1389 21:15
mohsen,
neda.m,
amir jun,
ba nazarateton movafegham


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.