اثبات عشق

اثبات عشق پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود... اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم. می دونستیم ب
اینکه, آزمایشگاه, دادیم, گذاشتم, سردتر, دونستیم, خیالش, احضاریه, رفتیم, آزمایش, گرفتم, اشتباه, لرزید, بخاطرم, نخواستم, کنجکاو, ادامه, اتاقو, دنبال, دستام

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29728
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Ellitasse
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



دانلود بازی با لینک مستقیم

اثبات <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a>

پس از کلی دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج کردم... ما همدیگرو به حد مرگ دوست داشتیم. سالای اول زندگیمون خیلی خوب بود... اما چند سال که گذشت کمبود بچه رو به وضوح حس می کردیم.

می دونستیم بچه دار نمی شیم. ولی نمی دونستیم که مشکل از کدوم یکی از ماست. اولاش نمی خواستیم بدونیم. با خودمون می گفتیم، عشقمون واسه یه زندگی رویایی کافیه. بچه می خوایم چی کار؟ اما در واقع خودمونو گول می زدیم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بودیم.

تا اینکه یه روز؛ علی نشست رو به رومو گفت: اگه مشکل از من باشه، تو چی کار می کنی؟

فکر نکردم تا شک کنه که دوسش ندارم. خیلی سریع بهش گفتم : من حاضرم به خاطر تو روی همه چی خط سیاه بکشم.

علی که انگار خیالش راحت شده بود یه نفس راحت کشید و از سر میز بلند شد و راه افتاد.

گفتم: تو چی؟ گفت: من؟

گفتم: آره... اگه مشکل از من باشه... تو چی کار می کنی؟

برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شک داری؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هیچی عوض نمی کنم.

با لبخندی که رو صورتم نمایان شد خیالش راحت شد که من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره.

گفتم: پس فردا می ریم آزمایشگاه.

گفت: موافقم، فردا می ریم.

و رفتیم ... نمی دونم چرا اما دلم مثل سیر و سرکه می جوشید. اگه واقعا عیب از من بود چی؟!

سر خودمو با کار گرم کردم تا دیگه فرصت فکر کردن به این حرفارو به خودم ندم...

طبق قرارمون صبح رفتیم آزمایشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمایش دادیم تا اینکه بهمون گفتن جواب تا یک هفته دیگه حاضره...

یه هفته واسمون قد صد سال طول کشید... اضطرابو می شد خیلیآسون تو چهره هردومون دید.

با این حال به همدیگه اطمینان می دادیم که جواب ازمایش واسه هیچ کدوممون مهم نیس.

بالاخره اون روز رسید. علی مثل همیشه رفت سر کار و من خودم باید جواب آزمایشو می گرفتم... دستام مثل بید می لرزید. داخل آزمایشگاه شدم...

علی که اومد خسته بود. اما کنجکاو ... ازم پرسید جوابو گرفتی؟

که منم زدم زیر گریه. فهمید که مشکل از منه. اما نمی دونم که تغییر چهره اش از ناراحتی بود یا از خوشحالی ...

روزا می گذشتن و علی روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر می شد.

تا اینکه یه روز که دیگه صبرم از این رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علی، تو چته؟ چرا این جوری می کنی؟

اونم عقده شو خالی کرد و گفت: من بچه دوس دارم. مگه گناهم چیه؟! من نمی تونم یه عمر بی بچه تو یه خونه سر کنم.

دهنم خشک شده بود و چشام پراشک. گفتم اما تو خودت گفتی همه جوره منو دوس داری...

گفتی حاضری بخاطرم قید بچه رو بزنی. پس چی شد؟

گفت: آره گفتم. اما اشتباه کردم. الان می بینم نمی تونم. نمی کشم...

نخواستم بحثو ادامه بدم... دنبال یه جای خلوت می گشتم تا یه دل سیر گریه کنم و اتاقو انتخاب کردم...

من و علی دیگه با هم حرفی نزدیم تا اینکه علی احضاریه آورد برام و گفت می خوام طلاقت بدم یا زن بگیرم!

نمی تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراین از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم ...

دلم شکست. نمی تونستم باور کنم کسی که یه عمر به حرفای قشنگش دل خوش کرده بودم، حالا به همه چی پا زده.

دیگه طاقت نیاوردم لباسامو پوشیدمو ساکمم بستم. برگه جواب آزمایش هنوز توی جیب مانتوام بود. درش آوردم یه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو کنار گلدون گذاشتم.

احضاریه رو برداشتم و از خونه زدم بیرون...

توی نامه نوشته بودم:

علی جان، سلام

امیدوارم پای حرفت واساده باشی و منو طلاق بدی. چون اگه این کارو نکنی خودم ازت جدا می شم.

می دونی که می تونم. دادگاه این حقو به من می ده که از مردی که بچه دار نمی شه جدا شم. وقتی جواب آزمایشارو گرفتم و دیدم که عیب از توئه باور کن اون قدر برام بی اهمیت بود که حاضر بودم برگه رو همون جاپاره کنم...

اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه...

گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #1

تاریخ ارسال : 22 آبان 1390 23:49
خيلي خيلي جالب بود

چه امتحان سختي داده اين علي آقا!!!!!!!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.04.1390
نام کامل: afsos_mani
نظرات: 103
ارسالات: 1
مسنجر: --

manijon #2

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 04:49

خیلی جالب بود ولی عشق نیازی به امتحان نداره.ممنون



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 474
ارسالات: 10
مسنجر: --

t.1369 #3

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 08:06
تكرارررررررررررررررررررررري بود
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #4

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 08:31
تکراری بود...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.07.1390
نام کامل: آوا
نظرات: 247
ارسالات: 2
مسنجر: --

تمنا #5

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 10:42
مرسی .............
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.06.1390
نام کامل: maboob
نظرات: 385
ارسالات: 3
مسنجر: --

mahboobel_2012 #6

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 13:01
خیلی باهوش بوده خوشم اومد!نیاز به انقدر سختی هم نداشته البته تو آزمایشای کوچکتر از اینم جواب میدن!!! wink
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.01.1390
نام کامل: fatemeh
نظرات: 967
ارسالات: 5
مسنجر: --

fairy #7

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 17:36
tekrari bud vali arzesh dasht pesara hamashun haminjurian dge..........
گروه: عضو سایت
عضویت: 12.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 62
ارسالات: 0
مسنجر: --

romi #8

تاریخ ارسال : 23 آبان 1390 19:52
vahshatnak booood khili dardnak booood
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #9

تاریخ ارسال : 24 آبان 1390 12:38
ghablan to sayt bod ama jaleb bod


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.08.1390
نام کامل: asal
نظرات: 120
ارسالات: 0
مسنجر: --

asale f #10

تاریخ ارسال : 24 آبان 1390 21:10
aliiiiiiiiiiii bod mwrsi
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #11

تاریخ ارسال : 25 آبان 1390 13:09
آره میشد این داستان بر عکسم باشه .... جای مرد و زن عوض میشد قشنگ تر بود. bully
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 63
ارسالات: 19
مسنجر: --

ali baba #12

تاریخ ارسال : 25 آبان 1390 14:09

tekrare booooooooooooooooooooood vale tnx

گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #13

تاریخ ارسال : 26 آبان 1390 16:41
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1390
نام کامل: hanie
نظرات: 978
ارسالات: 4
مسنجر: --

hanie1992s #14

تاریخ ارسال : 27 آبان 1390 21:14
خيلي زيبا بود ممنون
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.02.1390
نام کامل: --
نظرات: 137
ارسالات: 8
مسنجر: --

jns #15

تاریخ ارسال : 28 آبان 1390 11:25
زيبا بوووووووووووود
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 4.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 427
ارسالات: 103
مسنجر: --

zzwestlife #16

تاریخ ارسال : 28 آبان 1390 18:38
ممنون.............اثبات عشق امیدوارم از پس این امتحان بر بیام...............



دوست دارم....................


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.04.1390
نام کامل: sahar
نظرات: 1335
ارسالات: 7
مسنجر: --

pacific #17

تاریخ ارسال : 29 آبان 1390 04:41

tnx :smille:

 

 



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 915
ارسالات: 0
مسنجر: --

saye.5942 #18

تاریخ ارسال : 30 آبان 1390 17:37
ای کاش اولش همه اهل عمل باشن نه حرف خالی...واقعا چه زن با گذشتی بوده...
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.06.1390
نام کامل: paria
نظرات: 63
ارسالات: 4
مسنجر: --

pariasun #19

تاریخ ارسال : 2 آذر 1390 15:02
عجب امتحانی....
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.10.1388
نام کامل: solmaz tanha
نظرات: 130
ارسالات: 10
مسنجر: --

solmaz_limo #20

تاریخ ارسال : 3 آذر 1390 19:07

chi mishe goft?!



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.07.1390
نام کامل: --
نظرات: 483
ارسالات: 7
مسنجر: 64

alii.nor #21

تاریخ ارسال : 13 آذر 1390 14:08
مرسی ندا جون


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.06.1390
نام کامل: maboob
نظرات: 385
ارسالات: 3
مسنجر: --

mahboobel_2012 #22

تاریخ ارسال : 16 آذر 1390 09:36
بازم میگم خیلی باحالی!!! wink
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #23

تاریخ ارسال : 16 آذر 1390 14:13
توام با حالی
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.06.1390
نام کامل: maboob
نظرات: 385
ارسالات: 3
مسنجر: --

mahboobel_2012 #24

تاریخ ارسال : 16 آذر 1390 14:20
خودت!!! fellow tongue
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #25

تاریخ ارسال : 16 آذر 1390 15:59
خودت چی !!! ؟؟؟؟ belay
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.06.1390
نام کامل: maboob
نظرات: 385
ارسالات: 3
مسنجر: --

mahboobel_2012 #26

تاریخ ارسال : 16 آذر 1390 16:08
بی رحم! ظالم! بی احساس! crying crying crying .....................
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.09.1390
نام کامل: ssssssssss
نظرات: 289
ارسالات: 12
مسنجر: --

gartal #27

تاریخ ارسال : 21 آذر 1390 09:23
mohm in ke ru safi shodi .man eshghamo sabet kkardam akhresh leh shodam
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.05.1390
نام کامل: ali
نظرات: 23
ارسالات: 5
مسنجر: --

ali47 #28

تاریخ ارسال : 22 آذر 1390 19:15
خیلی زیبا و غمگینانه بود ولی همه ی مردا اینجوری نیستند!
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 963
ارسالات: 38
مسنجر: --

mojtaba1337 #29

تاریخ ارسال : 8 دی 1390 09:02
      خیلی باهوش بوده خوشم اومد!نیاز به انقدر سختی هم نداشته البته تو آزمایشای کوچکتر از اینم جواب میدن! winked       اما نمی دونم چرا خواستم یه بار دیگه عشقت به من ثابت شه...
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 963
ارسالات: 38
مسنجر: --

mojtaba1337 #30

تاریخ ارسال : 10 دی 1390 09:49
خيلي مهم نيست بزار  اين در  در بچه دار بودن هي بسته باشد كي چي


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.