راز گل سرخ

راز گل سرخ يه روز خدا يك گلي رو از بهشت به زمين فرستاد و به اون گفت روي زمين براي خود نقطه& ;اي پيدا كن تا همون& ;جا منزلگاه تو باشه گل از اون بالا منطقه& ;اي رو ديد زرد رنگ، سرزمين وسيع و پهناوري بود
خدايا, اينجا, سرزمين, چشماش, آفتاب, انتخاب, زيبايي, مناسب, باغچه, بخاطر, قشنگه, خواسته, گذشته, اونجا, گذاشت, سرزميني, چرخيد, ناگهان, منطقه, جنگله

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30006
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: trubnikaaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



دانلود بازی با لینک مستقیم

 

راز گل سرخ

 

يه روز خدا يك گلي رو از بهشت به زمين فرستاد
و به اون گفت روي زمين براي خود نقطه‌اي پيدا كن تا همون‌جا منزلگاه تو باشه
گل از اون بالا منطقه‌اي رو ديد زرد رنگ،
سرزمين وسيع و پهناوري بود
پيش خودش گفت من همين‌جا مي‌مونم
رو به خدا كرد و گفت:
خدايا منو همين‌جا قرار بده
خدا گفت گل من اينجا مناسب تو نيست؛
گل گفت خدايا خودت به من گفتي انتخاب كن و من هم اينجا رو انتخاب كردم
خدا گفت:
نه همين كه گفتم
گل ناليد كه خدايا تو دل منو آزردي
چرا با من اين كار رو كردي
كره زمين مي‌چرخيد و گل نظاره‌گر زمين بود
ناگهان گل منطقه‌اي رو ديد آبي
رنگ آبي كه از بالا برق زيبايي داشت
زيبايي و برق رنگ آبي
دل گل رو با خودش برد
گل گفت خدايا من اينجا رو مي‌خوام
خدايا من و همين‌جا پايين بزار
خدا گفت گل من اينجا هم مناسب تو نيست
گل گفت خدايا چرا منو اذيت مي‌كني چرا به من سخت مي‌گيري
تو دل منو گل آفريدي
شكننده و عاشق و حالا مدام دل عاشق منو مي‌شكني
چرا اون چيزي كه بهش علاقه‌مند مي‌شم و عاشق رو از من دور مي‌كني
خدا گفت همين كه گفتم؛
و كره زمين همچنان مي‌چرخيد
گل گريه مي‌كرد و با چشمان گريان به زمين نگاه مي‌كرد
دلش گرفته بود
خسته شده بود
دوري اون دوتا سرزمين خيلي اذيتش مي‌كرد
به طوري كه از خدا آرزوي مرگ مي‌كرد.
دوست داشت زود منزلگاهي رو پيدا كنه
ديگه براش هيچي مهم نبود عشق مهم نبود، فقط يه چيز مهم بود
ديگه خسته شده بود دوست داشت سريع جايي رو پيدا كنه و توش منزل كنه
ناگهان چشم گل به سرزميني افتاد سبز و زيبا
گل پيش خودش فكر كرد و گفت
عجب جايي چقدر اينجا سبزه
سبز مثل برگهام
مثل ساقه‌ام
حتما اينجا جاي منه
خدا مي‌خواسته من اينجا باشم كه نگذاشته او دو مكان قبلي بمونم
آره بابا جاي من اينجاست
گل عاشق و دل داده‌تر از گذشته شده بود
عاشق‌تر از گذشته
رو به خدا كرد و گفت خدايا فهميدم چقدر دوستم داري
تو همين رو مي‌خواستي
خدايا منو اينجا قرارم بده
زود باش ديگه طاقت ندارم
خدا گفت گل من اينجا هم مناسب تو نيست
جاي ديگه‌اي رو انتخاب كن
گل گريه كرد و گفت:
خدايا چرا با من اينكار رو مي‌كني
من گلم دل منو نشكن
خدايا من با تو قهر مي‌كنم
خودت برام جايي پيدا كن
تو براي خواسته‌هاي من اهميتي قايل نيستي
خدا گفت: به من توكل مي كني‌؟
گل گفت: هر كاري دوست داري بكن.
خدا دست گل رو گرفت و در تاريكي شب او را در جايي گذاشت.
گل از بس گريه كرده بود خوابش گرفت
و نديد كه خدا او را كجا گذاشت.
گل خواب بود كه نوري ملايم به چشمش خورد
آروم چشماش رو باز كرد
تا چشماش رو باز كرد
دونه دونه‌هاي آبي خنك ريخت روي صورتش
گل خيلي تشنه بود
تشنه تشنه
با قطره‌هاي آب تشنگيش رو بر طرف كرد
با آب چشماشو شست
وقتي چشماش بازتر شد
ديد پير مردي مهربان با وجدي كه توي چشماش فرياد مي‌زد
داره گل رو نگاه مي‌كنه
گل اطرافشو نگاه كرد
خدا اونو گذاشته بود توي يه باغچه كوچك
توي خونه يه پيرمرد تنها
پير مرد خدا رو شكر كرد
كه گلي زيبا توي خونش در اومده
گل‌هاي ديگه به گل تازه وارد سلام گفتن و از اون استقبال كردن
گل عاشق رو به آسمون كرد و به خدا گفت:
خدايا منو توي اين باغچه كوچك گذاشتي
من لياقتم اين بود
يا اون سرزمين‌هاي قشنگي كه ديدم
اين بود اون سرزميني كه به من وعده داده بودي
خدا گفت:
اولين جايي رو كه ديدي اسمش بيابان بود
جايي كه توش آب نيست و خاكش داغه داغه
تو اونجا بيش از چند دقيقه طاقت نمي‌آوردي و مي‌مردي
گل گفت‌:
خوب اون سرزمين آبي چي بود
خدا گفت:
اون قسمت دريا بود
دريا پر آبه
آب شور
تو اونجا خفه مي‌شدي و مي مردي
گل گفت خدايا
اون سرزمين سبز رنگ كه هم جنس و رنگ خودم بود چي؟
خدا گفت:
اسم اون سرزمين جنگله
جنگل پر از درخت‌هاي بلند و تو هم رفته هست
تو گلي هستي كوچك كه احتياج به آفتاب داري
وجود اون درخت‌هاي بلند به تو اجازه نمي‌داد كه آفتاب بخوري
تو بدون آفتاب خشك مي‌شدي و مي‌مردي
گل گفت:
اينجا كجاست
خدا گفت:
اينجا باغچه كوچك پيرمرديه كه به تو مي‌رسه
آبت ميده، كود برات مي‌ريزه، مواظب حشره‌هاي موذي روت نشينه …
گل گفت: خدايا پس چرا تو منو آنقدر عاشق كردي
چرا اونجاها رو به من نشون دادي
خدا گفت:
همه اينها بخاطر اين بود كه بفهمي و كاملاً درك كني كه من چقدر تو رو دوست دارم
اگر از اول مي‌آوردمت اينجا اين قدر كه الآن مي‌دوني دوست دارم اون موقع نمي‌فهميدي
من تو رو اونقدر دوست دارم كه دلم نمي‌خواد تو سختي بكشي
اگر توي صحرا مي‌مردي صحرا هم از مرگ تو غمگين مي‌شد و دل مرده مي‌شد
من هم به خاطر تو هم بخاطر صحرا اين كار رو نكردم
صحراي منم قشنگه پر از زيبايي‌هاست
اگر تو توي دريا مي‌مردي هم دريا ناراحت مي‌شد هم ماهي‌هاي توي دريا
تو خودت مي‌دوني چقدر دريا قشنگه و زيبا
اگر توي جنگل مي‌مردي جنگل از قصه دق مي‌كرد و خشك مي‌شد
اونوقت تمام حيوان‌ها هم مي‌مردن
حالا مي‌بيني من همه شما رو دوست دارم
گل و دريا و صحرا و هر چيزي كه توي دنياست
همتون زيبا هستين و زيبا
گل گفت خدايا منو ببخش تو چقدر مهربون هستي و ما چقدر نادون
اما يه چيزي روي گل مونده بود


رنگ گل از داغ عشق سرخ سرخ شده بود.
سرخ سرخ.

 

گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #1

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 07:52

dark koja bud!!!!!!!!!!!!!!!!!sad

گروه: عضو سایت
عضویت: 2.12.1390
نام کامل: bahar
نظرات: 87
ارسالات: 1
مسنجر: --

dey #2

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 09:19
 vaghan maham bayad ba in did be masaelon negah konim mer30


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #3

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 10:12
ممنون مارالی خوشگله
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.08.1389
نام کامل: --
نظرات: 218
ارسالات: 3
مسنجر: --

fatima #4

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 11:33
ممنون مارال جون خيلي زيبابوددددددد
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.08.1390
نام کامل: میترا
نظرات: 313
ارسالات: 3
مسنجر: --

نجم #5

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 12:14
رنگ گل از داغ عشق سرخ سرخ شده بود.
سرخ سرخ
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.05.1390
نام کامل: dani
نظرات: 97
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahooora #6

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 12:31
mr.30 maral jonam zibast
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #7

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 12:33
ziba bod mamnonnnnnnn


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 962
ارسالات: 8
مسنجر: --

taranome #8

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 16:36
خیلی قشنگ بود ممنونم...............
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 220
ارسالات: 0
مسنجر: --

geta #9

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 17:35

خیلی زیبا بود
مرسی.................... 

گروه: عضو سایت
عضویت: 20.08.1390
نام کامل: asal
نظرات: 120
ارسالات: 0
مسنجر: --

asale f #10

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1390 20:09
ziba bod....hamishe ashegh bashin
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 351
ارسالات: 15
مسنجر: --

mahi56 #11

تاریخ ارسال : 18 اسفند 1390 00:37

oh my god!!!!!!!!!tnx



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.09.1390
نام کامل: fereshteh
نظرات: 63
ارسالات: 0
مسنجر: --

freshteh #12

تاریخ ارسال : 18 اسفند 1390 03:52
merc qashang bud
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 22
ارسالات: 4
مسنجر: --

soha17 #13

تاریخ ارسال : 13 فروردین 1391 13:44
che ghashang.me30
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.01.1391
نام کامل: --
نظرات: 2
ارسالات: 1
مسنجر: --

omidevolymkobi #14

تاریخ ارسال : 2 اردیبهشت 1391 00:08
خيلي قشنگ بود.ممنون مارال جان
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: sindokht
نظرات: 750
ارسالات: 0
مسنجر: --

sindokht_2005 #15

تاریخ ارسال : 17 تیر 1391 00:58

mer30 ziba bud




--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.