حرف دلتـــــــ را به منــــــ نگو ...

حرف دلتـــــــ را به منــــــ نگو ... حرف دلت را به من نگو بگذار بغض کلاممان نرسد به دستهای این آدمی زادگان به هیچ کس نگو ، اینها همه آدمند! دیوانه نمی شوند حرف دلت را به من نگو که بی هوا یاد چیزهایی می افتم که ندارم یاد
اینست, چيزايي, نداري, خودشون, فنجان, انزوا, ميدوني, همينه, نداريم, پرواز, ميكني, ميكنن, بنداز, سرنوشتتشون, كجاسعينه, سرگرداني, اميداروم, انصافي, ببيني, هستيم

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29183
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Kathrynnok
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» اشعار و مطالب عاشقانه » حرف دلتـــــــ را به منــــــ نگو ...
دانلود بازی با لینک مستقیم

حرف دلتـــــــ را به منــــــ نگو ...

 

حرف دلت را به من نگو


بگذار بغض کلاممان نرسد به دستهای این آدمی زادگان


به هیچ کس نگو ، اینها همه آدمند!

دیوانه نمی شوند

حرف دلت را به من نگو

که بی هوا یاد چیزهایی می افتم که ندارم

یاد شعرهایی که هنوز برایم نخوانده ای

و یاد تقدیری

که  فَهمَش  از ما دریغ شد

یاد چایی که باهم نخوردیم

یاد لبخندهایی که به تو نزدم

و یاد دستهایی که آغشته نشد بهم

و اینست که می گویم

"یک فنجان چای

با تو خاطره شد

هزار فنجان

بی تو

چای"

اینست که دیر میرسم به خودم

اینست که باران می بارد

یکریز...

اینست که خیابان های پیش رویمان

سالهاست به جایی نمی رسند

و من در انتهای حرف هایم به تو

مکث می کنم





شايد زندگي همينه تكرار روزاي تكراي،سخته ولي..يه حسي داره يه حسي از درونت داره ميجوشه و..

نيمشه بيانش كرد چون فقط خودتي كه ميفهميش يه حس غم توشه يه حس انزوا..

انزوا از همه ي آدمايي كه فقط پرن از چيزايي كه نيستن،هستن از چيزايي كه نبايد باشن!

برام سخته با هر كس ارتباط برقرار كنم كه مي خواد تهش به نفع خودش تموم كنه

بشيني و ببيني در كمال بي انصافي داره حق رو به خودش ميده

اما بي خبر از حال و روز تو

همينه ديگه اينه اميداروم حق كلام ادا بشه..

چي بگم آخه؟

ما روح هاي سرگرداني هستيم كه فقط خودمون رو پرت كرديم توي وادي

پريشاني،،توماني محبت؟ريالي عشق؟

كجاس؟عينه سرابه!

ميدوني مي خوام چي بگم؟

آدما توي صحرا گم ميشن چون سرنوشتتشون رو دست سراب ميدن!

خودشون!

و فقط خودشون اين كارو ميكنن

حالا هي بيا بنداز تقصير خدا..

حالا كه حرف از اسارته..بزار منم بگم چرا خودتو اسير قفس ميكني؟

به ولله ما براي خوشبختي به شخص ديگه اي نياز نداريم!

به ولله نداريم..

اگه احساس ميكني توي قفسي پس هر كي بياد توي زندگيت بازم توي قفسي

ميدوني چرا ؟

چون جسارت پرواز رو نداري!

نداري كه اگه داشتي..

ميدونم بايد رفت رفت جايي كه هيچ كس نباشه بر عكس همه ي آدما

دوس دارم برم جايي كه دست هيچ بني بشري بهم نرسه!

برسم به جايي كه مي خواستم

تهی بشم از همه ي چيزايي كه با حسم درونم هم سو شده

بعدش دستامو بگيرمو تا اوج برسم يه حس عجيب و غريب كه

كمتر كسي ميفهمه چي ميگم!

تو براي پرواز به هيچ كس غير از خودت نياز نداري!

تنهايي منو به جايي ميرسونه به يه حدي از بقا و اميداواري

يه حس لطيفي داره يه حس دل كندن و دل بريدن به چيزايي كه پر شدي ولي از

چيزاي تهي!

بايد خالي بشي تا حسم رو درك كني
همين.

 

گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 235
ارسالات: 303
مسنجر: --

saman1 #1

تاریخ ارسال : 27 آبان 1391 13:39
خیلی قشنگ بوددوست خوبم.........


اولا به نظر می رسید که زندگی بی تو یعنی هیچ … حالا که رفتی فهمیدم که فقط به نظر می رسید …
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.11.1389
نام کامل: Raheb
نظرات: 276
ارسالات: 0
مسنجر: --

goldilocks #2

تاریخ ارسال : 27 آبان 1391 14:40



شايد زندگي همينه



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.11.1389
نام کامل: somayyeh_sh
نظرات: 99
ارسالات: 2
مسنجر: --

SOMAYYEH #3

تاریخ ارسال : 27 آبان 1391 18:39
تقصیر دلم چیست اگر روی تو زیباست

 

حاجت به بیان نیست که از روی تو پیداست

من تشنه یک لحظه تماشای تو هستم

افسوس که یک لحظه تماشای تو رویاست

گروه: عضو سایت
عضویت: 27.08.1391
نام کامل: Pouria
نظرات: 26
ارسالات: 0
مسنجر: --

Pouria1347 #4

تاریخ ارسال : 27 آبان 1391 22:25
من ماندم و حلقه طنابی در مشت / با رفتن تو به زندگی کردم پشت
بگذار فردا برسد می شنوی / دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #5

تاریخ ارسال : 27 آبان 1391 23:00
مرسي.................



گروه: عضو سایت
عضویت: 18.05.1391
نام کامل: الهام
نظرات: 406
ارسالات: 4
مسنجر: --

pising #6

تاریخ ارسال : 28 آبان 1391 07:26
مرسی..............


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: sindokht
نظرات: 750
ارسالات: 0
مسنجر: --

sindokht_2005 #7

تاریخ ارسال : 28 آبان 1391 12:56
mer30 azizam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.05.1391
نام کامل: --
نظرات: 227
ارسالات: 0
مسنجر: --

anita73 #8

تاریخ ارسال : 28 آبان 1391 16:02
مرسی........... smile

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.