یک داستان عاشقانه و غم انگیز

یک داستان عاشقانه و غم انگیز سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟ هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی
موضوع, دخترم, داشتم, گفتعشق, بودیم, هیچکس, خواهی, اقبال, انداخت, خواهان, بخاطر, نداشت, پرسیدهی, همیشه, عاشقش, شبانه, منتظرت, ببینم, جوابی, نیوشا

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29852
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: CNPaul
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» اشعار و مطالب عاشقانه » یک داستان عاشقانه و غم انگیز
دانلود بازی با لینک مستقیم

یک داستان عاشقانه و غم انگیز

سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟


هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو

دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم

با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص

دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین

عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم

خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش

فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای

عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب

بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری

برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت

خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم

بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق

یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد

باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم

موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این

مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست

عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو

می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می

کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم

که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم

بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی

حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع

غشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم

اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام

فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم

من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما

توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من

زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا ندار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم

گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناان در باز شد و ناظم

مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی

از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد

گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1389
نام کامل: sarina
نظرات: 46
ارسالات: 14
مسنجر: --

sarina75 #1

تاریخ ارسال : 5 اسفند 1389 23:06
دوستان لطفا در باره مطلبم نظر بدین...
خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 1.11.1389
نام کامل: mi khay chikar beya az khodam bepors
نظرات: 408
ارسالات: 1
مسنجر: --

wolf20 #2

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 00:35
bad nabod dafedige say kon magham miyari
shokhi bod hhahahahahahha
ghashang bod merc


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1389
نام کامل: AYLIN
نظرات: 461
ارسالات: 15
مسنجر: --

aylin #3

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 00:46
mesiiiii asis kheiliiii ghashangggg
ama kheiliiiiii ziaaad halam gerefteeee shooooooooooood


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.08.1389
نام کامل: delaram
نظرات: 509
ارسالات: 1
مسنجر: 2147483647

delaram72 #4

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 10:23
kheeeeeeeeeeeeeeiiiiiiiiiiiiiiiiiiiili ghashang bod


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.08.1389
نام کامل: لیلا
نظرات: 342
ارسالات: 2
مسنجر: --

mahta13 #5

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 11:08
آخی


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1389
نام کامل: sara
نظرات: 325
ارسالات: 0
مسنجر: --

sara and p #6

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 12:06
خیلی قشنگ بود خیلی


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.06.1389
نام کامل: medisa
نظرات: 15
ارسالات: 0
مسنجر: --

medosa #7

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 12:31
tnx
kheyli ghashang bud
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #8

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 17:44
ziba bod

dorod ba on dkhtar ke ba sene kam eshgho yade adam bozorga dad bain dostdashtane khalesane

man be on onya eteghad nadaram amaage
donyaye hast omidvaram beham berean


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 0
مسنجر: --

parmida95 #9

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 17:58
ah khodaye man tahte ta30r gharar gereftam
alanam a in ashegho mashugha peyda mishe
mamnun sarina jan kheyli ghashang bud
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #10

تاریخ ارسال : 6 اسفند 1389 18:01
parmida95,
slam

are azin eshgha pida mishod dige nemishe

dige nabayad delemono khosh konim


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 29
ارسالات: 2
مسنجر: --

hamid90e #11

تاریخ ارسال : 7 اسفند 1389 01:20
wowwwwwwwwwwwwwwww
terkondi
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 36
ارسالات: 0
مسنجر: --

edman666 #12

تاریخ ارسال : 7 اسفند 1389 12:09
nmidonam chii begam ama midonam ke injor ehsasat fagat dar dastan ha etefag miofte va dar vageiiat hich pesari khodesho vase ye dokhtar nmikoshe balke aghar pedar dokhtar moshkel afarid) ke nmiafarine chon roshanfekre) pesare khaili tizzzzzzzzzz midoe mira ba 200 ta dokhtar dighe dost mishe vageiiat ineeeeeeeeeeeeeeeeeeee
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1389
نام کامل: sarina
نظرات: 46
ارسالات: 14
مسنجر: --

sarina75 #13

تاریخ ارسال : 7 اسفند 1389 13:48
شاید این طور به نظر برسهedman،
اما همیشه هم این طوری نیست..........
تو که همه عاشقای دنیا رو ندیدی!!!
اما اگه این داستان هم مثل حقیقتی که شما می گید بود،دیگه قشنگ نمی شد...!
یعنی اصلا داستان نمی شد...
در هر حال ممنون که نظر دادین.
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #14

تاریخ ارسال : 7 اسفند 1389 14:28
merc azizam kheyli ziba bod
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.11.1389
نام کامل: satrol
نظرات: 367
ارسالات: 102
مسنجر: 1

saeed_g #15

تاریخ ارسال : 7 اسفند 1389 17:41
mer30 kheyli ziba bood
vaghean tahte tasir gharar gereftam
mamnoon
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.12.1389
نام کامل: maryam
نظرات: 12
ارسالات: 0
مسنجر: --

mamoosh #16

تاریخ ارسال : 18 اسفند 1389 15:36
sarina joon kheili ghashang bood,man hamchin eshghiro tajrobe kardam vali montaha on be marge tabiyi raft va man moondam ba ye sange ghabr va koli khatere.
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.11.1389
نام کامل: Tara
نظرات: 753
ارسالات: 25
مسنجر: --

sweet love #17

تاریخ ارسال : 19 اسفند 1389 21:38
kheyli ghashang bood


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 15.12.1389
نام کامل: ایسان
نظرات: 227
ارسالات: 2
مسنجر: --

aysal.dream #18

تاریخ ارسال : 21 اسفند 1389 17:15
kheii li bud ama be nazare man in ettefagat fagat tu dastana mioftan


bebakhshid kheili ali


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.11.1389
نام کامل: sarina
نظرات: 46
ارسالات: 14
مسنجر: --

sarina75 #19

تاریخ ارسال : 21 اسفند 1389 19:08
مرسی از نظرت...........!
mamoosh,خدا رحمتش کنه،متاسفم!
غم آخرت باشه!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 21.11.1389
نام کامل: ميترا
نظرات: 55
ارسالات: 12
مسنجر: --

ميترا #20

تاریخ ارسال : 22 اسفند 1389 01:39
مرسي خيلي گريه دار بود حيف كاش تو اين دنيا به هم مي رسيدن
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.12.1389
نام کامل: sheyda
نظرات: 277
ارسالات: 7
مسنجر: --

hodi #21

تاریخ ارسال : 22 اسفند 1389 18:24
kheili ghashang bod,matne zibai bod
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.11.1389
نام کامل: mehrdad
نظرات: 5
ارسالات: 0
مسنجر: --

mehrdad007 #22

تاریخ ارسال : 23 اسفند 1389 00:58
kheyli ali buouououououuouuououd
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.12.1389
نام کامل: mohammad
نظرات: 10
ارسالات: 1
مسنجر: --

mohammad92 #23

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1389 14:28
خوب بود اما باره تخیلیش بالا بود


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1389
نام کامل: --
نظرات: 66
ارسالات: 7
مسنجر: --

avril #24

تاریخ ارسال : 3 فروردین 1390 17:41
akhey kheyli ghamangiz boud.halgiri boud hesabi halamo gereft.thx


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.05.1390
نام کامل: ندا شکیبا
نظرات: 161
ارسالات: 4
مسنجر: --

neda shakiba #25

تاریخ ارسال : 10 مرداد 1390 16:48
kheyli naz bood. elahi bemiram baraye ashegha
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.05.1390
نام کامل: آرام
نظرات: 822
ارسالات: 6
مسنجر: --

غم #26

تاریخ ارسال : 2 شهریور 1390 20:21
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #27

تاریخ ارسال : 3 مهر 1390 09:45
jimi
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #28

تاریخ ارسال : 25 مهر 1390 23:52
زيبا بود ولي يه كم تصنعي مثل فيلمهاي هندي
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.11.1390
نام کامل: کیوان کریم
نظرات: 25
ارسالات: 0
مسنجر: --

کیوان1522 #29

تاریخ ارسال : 7 بهمن 1390 14:08
..............؟؟؟؟؟
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #30

تاریخ ارسال : 5 فروردین 1391 15:53
motasser shodam


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.