مهمترین عضو بدن

مهمترین عضو بدن مادرم همیشه از من می& ;پرسید: مهمترین عضو بدنت چیست؟ طی سال& ;های متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می& ;کردم، پاسخی را حدس می& ;زدم و با خودم فکر می& ;کردم که
مهمترین, زندگی, مادرم, هستند, بارها, نگاهی, بودم،, انداخت, عزیزم،, پرسید, مادر،, همیشه, تکرار, بسیار, اهمیت, فراموش, خواهند, داشته, انسان, آوردم

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29743
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Ellclaich
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » مهمترین عضو بدن
دانلود بازی با لینک مستقیم

مهمترین عضو بدن


 

 

مادرم همیشه از من می‌پرسید: مهمترین عضو بدنت چیست؟

طی سال‌های متمادی، با توجه به دیدگاه و شناختی که از دنیای پیرامونم کسب می‌کردم، پاسخی را حدس می‌زدم و با خودم فکر می‌کردم که باید پاسخ صحیح باشد

وقتی کوچکتر بودم، با خودم فکر کردم که صدا و اصوات برای ما انسان‌ها بسیار اهمیت دارند، بنابراین در پاسخ سوال مادرم می‌گفتم: مادر، گوش‌هایم

او گفت: نه، خیلی از مردم ناشنوا هستند. اما تو در این مورد باز هم فکر کن، چون من باز هم از تو سوال خواهم کرد

چندین سال سپری شد تا او بار دیگر سوالش را تکرار کند. من که بارها در این مورد فکر کرده بودم، به نظر خودم، پاسخ صحیح را در ذهن داشتم. برای همین، در پاسخش گفتم: مادر، قدرت بینایی برای هر انسانی بسیار اهمیت دارد. پس فکر می‌کنم چشم‌ها مهمترین عضو بدن هستند

او نگاهی به من انداخت و گفت: تو خیلی چیزها یاد گرفته‌ای، اما پاسخ صحیح این نیست، چرا که خیلی از آدم‌ها نابینا هستند.

من که مات و مبهوت مانده بودم، برای یافتن پاسخ صحیح به تکاپو افتادم

چند سال دیگر هم سپری شد. مادرم بارها و بارها این سوال را تکرار کرد و هر بار پس از شنیدن جوابم می‌گفت: نه، این نیست. اما تو با گذشت هر سال عاقلتر می‌شوی، پسرم.

سال قبل پدر بزرگم از دنیا رفت. همه غمگین و دل‌شکسته شدند

همه در غم از دست رفتنش گریستند، حتی پدرم گریه می‌کرد. من آن روز به خصوص را به یاد می‌آورم که برای دومین بار در زندگی‌ام، گریه پدرم را دیدم

وقتی نوبت آخرین وداع با پدر بزرگ رسید، مادرم نگاهی به من انداخت و پرسید: عزیزم، آیا تا به حال دریافته‌ای که مهمترین عضو بدن چیست؟

از طرح سوالی، آن هم در چنان لحظاتی، بهت زده شدم. همیشه با خودم فکر می‌کردم که این، یک بازی بین ما است. او سردرگمی را در چهره‌ام تشخیص داد و گفت: این سوال خیلی مهم است. پاسخ آن به تو نشان می‌دهد که آیا یک زندگی واقعی داشته‌ای یا نه

برای هر عضوی که قبلاً در پاسخ من گفتی، جواب دادم که غلط است و برایشان یک نمونه هم به عنوان دلیل آوردم

اما امروز، روزی است که لازم است این درس زندگی را بیاموزی

او نگاهی به من انداخت که تنها از عهده یک مادر بر می‌آید. من نیز به چشمان پر از اشکش چشم دوخته بودم. او گفت: عزیزم، مهمترین عضو بدنت، شانه‌هایت هستند

پرسیدم: به خاطر اینکه سرم را نگه می‌دارند؟

جواب داد: نه، از این جهت که تو می‌توانی سر یک دوست یا یک عزیز را، در حالی که او گریه می‌کند، روی آن نگه داری

عزیزم، گاهی اوقات در زندگی همه ما انسان‌ها، لحظاتی فرا می‌رسد که به شانه‌ای برای گریستن نیاز پیدا می‌کنیم. من دعا می‌کنم که تو به حد کافی عشق و دوستانی داشته باشی، که در وقت لازم، سرت را روی شانه‌هایشان بگذاری و گریه کنی

از آن به بعد، دانستم که مهمترین عضو بدن انسان، یک عضو خودخواه نیست. بلکه عضو دلسوزی برای خالی شدن دردهای دیگران بر روی خودش است

مردم گفته هایت را فراموش خواهند کرد، مردم اعمالت را فراموش خواهند کرد، اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند، از یاد نخواهند برد ، خوب یا بد

گروه: عضو سایت
عضویت: 28.01.1390
نام کامل: --
نظرات: 184
ارسالات: 0
مسنجر: --

عسل #1

تاریخ ارسال : 18 تیر 1390 07:46
واقعا عالي بود مررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر
رررررررررررررري
گروه: عضو سایت
عضویت: 31.02.1390
نام کامل: مینا
نظرات: 12
ارسالات: 5
مسنجر: --

libra #2

تاریخ ارسال : 18 تیر 1390 16:22
خیلی قشنگ بود

خیلی قشنگ بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 8
ارسالات: 1
مسنجر: 213100

amin tavakkoli #3

تاریخ ارسال : 19 تیر 1390 02:43
اول از همه باسلام به عسل خانم این چه جور نوشتنیه ساده باش





خوب بود خیلی مرسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 1.03.1390
نام کامل: اشکان
نظرات: 79
ارسالات: 0
مسنجر: --

ashkan 57 #4

تاریخ ارسال : 19 تیر 1390 15:32
به این نکته باید توجه کرد ...بسیار سپاسگزارم...

................................................................................
................................
کسی را که امیدوار است ، هیچگاه ناامید نکن، شاید امید تنها دارایی او باشد...
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #5

تاریخ ارسال : 20 تیر 1390 13:35
خیلی بل حال بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.02.1390
نام کامل: ALI
نظرات: 1001
ارسالات: 12
مسنجر: --

alishmas #6

تاریخ ارسال : 24 تیر 1390 18:59
مرسی واقعا ارزش داشت آدم وقتش برای خوندنش بزار ..................اول علی آخر علی
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #7

تاریخ ارسال : 29 تیر 1390 10:55
خیلی قشنگ بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: Mahsa
نظرات: 504
ارسالات: 36
مسنجر: --

beautiful girl #8

تاریخ ارسال : 22 مرداد 1390 15:33
نت قبلا اینو یه جایی خونده بودم. اما بازم ممنون ania2 جون.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: shirin jOoOoOn
نظرات: 24
ارسالات: 7
مسنجر: --

delshekaste139 #9

تاریخ ارسال : 24 مرداد 1390 21:37
thx
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.03.1390
نام کامل: amirali
نظرات: 515
ارسالات: 10
مسنجر: --

amir508 #10

تاریخ ارسال : 15 شهریور 1390 07:30
...
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.06.1390
نام کامل:  
نظرات: 253
ارسالات: 5
مسنجر: --

l.messi #11

تاریخ ارسال : 9 آبان 1390 16:24
khob bod
kollan hame chi to in site toope


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 721
ارسالات: 1
مسنجر: --

JABBARI_4286 #12

تاریخ ارسال : 10 آبان 1390 11:15
لازم است این درس زندگی را بیاموزیم
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 915
ارسالات: 0
مسنجر: --

saye.5942 #13

تاریخ ارسال : 21 دی 1390 15:37
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم ....
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #14

تاریخ ارسال : 2 فروردین 1391 15:48
اما آنها هرگز احساسی را که به واسطه تو به آن دست یافته‌اند،
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.02.1390
نام کامل: lllll
نظرات: 63
ارسالات: 5
مسنجر: --

mahmoud70 #15

تاریخ ارسال : 16 فروردین 1391 11:01
be nazar man mohem tarin ozv aghl  ast


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 31.02.1391
نام کامل: --
نظرات: 113
ارسالات: 0
مسنجر: --

honey26 #16

تاریخ ارسال : 20 خرداد 1391 10:06
خیلی قشنگ بود مرسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: ali0631
نظرات: 11
ارسالات: 8
مسنجر: --

ali0631 #17

تاریخ ارسال : 12 تیر 1391 19:48
مهم ترین عضو بدن قلب! قلب! angry


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.07.1391
نام کامل: --
نظرات: 1
ارسالات: 2
مسنجر: --

Balagh #18

تاریخ ارسال : 2 آبان 1391 09:47
بد نبود.مرسی گلم
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1391
نام کامل: --
نظرات: 38
ارسالات: 0
مسنجر: --

Bi Rafigh #19

تاریخ ارسال : 8 آبان 1391 10:28
mr30  azizam
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.09.1391
نام کامل: سارا
نظرات: 26
ارسالات: 0
مسنجر: --

joft6 #20

تاریخ ارسال : 11 آذر 1391 01:28
خیلییییییییییییییییی زیبا بود ممنونننننننننننننننننننننننننن :*
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.08.1389
نام کامل: --
نظرات: 352
ارسالات: 4
مسنجر: --

tak123 #21

تاریخ ارسال : 5 بهمن 1391 18:04

laughing خیلی خوب بود...ممنونم.



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.11.1392
نام کامل: sara
نظرات: 27
ارسالات: 0
مسنجر: --

SARA ALONE #22

تاریخ ارسال : 3 اسفند 1392 18:18

llike

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.