من گاو هستم...!

من گاو هستم...! در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم. قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.هنوز د
مدرسه, داشته, آموزان, فرزندم, رفتار, نواخته, معرفی, خواستم, دونیدhellip, روانشناسی, تربیتی, واقعاً, مشکلی, گذاشتید, انضباطی, دهمولی, افتاد, زدیدhellipدبیر, هستم،, شناسید

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » من گاو هستم...!
دانلود بازی با لینک مستقیم

من گاو هستم...!

در یک مدرسه راهنمایی دخترانه در منطقه محروم شهر خدمت می کردم و چند سالی بود که مدیر مدرسه شده بودم.

 

قرار بود زنگ تفریح اول، پنج دقیقه دیگر نواخته شود و دانش آموزان به حیاط مدرسه بروند.

هنوز دفتر مدرسه خلوت بود و هیاهوی دانش آموزان در حیاط و گفت وگوی همکاران در دفتر مدرسه، به هم نیامیخته بود. در همین هنگام، مردی با ظاهری آراسته و سر و وضعی مرتب در دفتر مدرسه حاضر شد و خطاب به من گفت:

«با خانم… دبیر کلاس دومی ها کار دارم و می خواهم درباره درس و انضباط فرزندم از او سؤال هایی بکنم.»

از او خواستم خودش را معرفی کند. گفت:
«من ‘گاو’ هستم ! خانم دبیر بنده را می شناسند. بفرمایید گاو، ایشان متوجه می شوند.»
تعجب کردم و موضوع را با خانم دبیر که با نواخته شدن زنگ تفریح، وارد دفتر مدرسه شده بود، درمیان گذاشتم. یکه خورد و گفت: «ممکن است این آقا اختلال رفتار داشته باشد. یعنی چه گاو؟ من که چیزی نمی فهمم…»
از او خواستم پیش پدر دانش آموز یاد شده برود و به وی گفتم:
«اصلاً به نظر نمی رسد اختلالی در رفتار این آقا وجود داشته باشد. حتی خیلی هم متشخص به نظر می رسد.»
خانم دبیر با اکراه پذیرفت و نزد پدر دانش آموز که در گوشه ای از دفتر نشسته بود، رفت.مرد آراسته، با احترام به خانم دبیر ما سلام داد و خودش را معرفی کرد: «من گاو هستم!»

- خواهش می کنم، ولی…

- شما بنده را به خوبی می شناسید. من گاو هستم، پدر گوساله؛ همان دختر۱۳ ساله ای که شما دیروز در کلاس، او را به همین نام صدا زدید…دبیر ما به لکنت افتاد و گفت: «آخه، می دونید…»

- بله، ممکن است واقعاً فرزندم مشکلی داشته باشد و من هم در این مورد به شما حق می دهم.
ولی بهتر بود مشکل انضباطی او را با من نیز در میان می گذاشتید. قطعاً من هم می توانستم اندکی به شما کمک کنم.خانم دبیر و پدر دانش آموز مدتی با هم صحبت کردند.
گفت و شنود آنها طولانی، ولی توأم با صمیمیت و ادب بود. آن پدر، در خاتمه کارتی را به خانم دبیر ما داد و با خداحافظی از همه، مدرسه را ترک کرد.وقتی او رفت، کارت را با هم خواندیم.

در کنار مشخصاتی همچون نشانی و تلفن، روی آن نوشته شده بود:

«دکتر… عضو هیأت علمی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه…»

 

گروه: عضو سایت
عضویت: 11.08.1389
نام کامل: حسين...
نظرات: 1450
ارسالات: 23
مسنجر: --

حسين #1

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 00:05
ممنون قشنگ بود!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 351
ارسالات: 15
مسنجر: --

mahi56 #2

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 00:46
he he che bamaze


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 18.11.1388
نام کامل: ali
نظرات: 213
ارسالات: 417
مسنجر: --

ali_smt #3

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 01:48
ممنون مطلب جالبی بود ... تبریک میگم فعال شدنتونو


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #4

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 07:44
عجب
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 721
ارسالات: 1
مسنجر: --

JABBARI_4286 #5

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 08:01
جالبه چقد خوبه که مواظب کفتارمان باشیم؟
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 474
ارسالات: 10
مسنجر: --

t.1369 #6

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 08:31
چه جالب، خوب حالشو گرفت
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #7

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 08:32
tanx hasti


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.11.1389
نام کامل: Raheb
نظرات: 276
ارسالات: 0
مسنجر: --

goldilocks #8

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 09:13
eyval mard


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 1297
ارسالات: 3
مسنجر: --

fanfan #9

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 09:22
..
اینه .
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.11.1389
نام کامل: Raheb
نظرات: 276
ارسالات: 0
مسنجر: --

goldilocks #10

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 09:24
00
iiiiiinnnnnnnnneeeeeeeee


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.05.1390
نام کامل: آرام
نظرات: 822
ارسالات: 6
مسنجر: --

غم #11

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 10:27
جالب بود مرسی
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 271
ارسالات: 35
مسنجر: --

نیلوفر90 #12

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 10:30
جالب بود مرسی


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1389
نام کامل: AYLIN
نظرات: 461
ارسالات: 15
مسنجر: --

aylin #13

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 12:06
!!!!!!!!!!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #14

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 14:01
چه پدر با فرهنگی بوده و ادم جالبی .... درس بزرگی به معلمه داده
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.05.1390
نام کامل: رضا ناصری
نظرات: 50
ارسالات: 1
مسنجر: --

ReZA75 #15

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 14:02
{{باحال بود}} اگه می گفت :کره خر: باباهه می شد خر. چه جالب
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.12.1389
نام کامل: sheyda
نظرات: 277
ارسالات: 7
مسنجر: --

hodi #16

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 15:47
tnx
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.04.1390
نام کامل: نانا
نظرات: 634
ارسالات: 3
مسنجر: --

نانا #17

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 17:32
با امين آراسته و جباري موافقم
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 6.02.1390
نام کامل: EHSAN
نظرات: 69
ارسالات: 179
مسنجر: --

elsalvador #18

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 20:36
دمش گرم!!!!!!!بلاخره باید یه روزی یه جوری جلوی این جور معلماکه چون هیچ جا راشون ندادن اومدن معلم شدن رو گرفت تا حالیشون بشه چون معلم شدن دلیل نمی شه که هر کاری که دلشون خواست بکنن و شغل مقدس معلمی رو آلوده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #19

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 21:01
khile ziba boddddddddd
jedan ziba bodaaaaaaa


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 118
ارسالات: 3
مسنجر: --

fanose khiyal #20

تاریخ ارسال : 13 مهر 1390 21:10
tnx


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #21

تاریخ ارسال : 14 مهر 1390 08:51
jimi
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #22

تاریخ ارسال : 14 مهر 1390 10:51
واقعاً حیف واژه معلم که به چنین آدمایی میگن
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 50
ارسالات: 0
مسنجر: --

عادل #23

تاریخ ارسال : 14 مهر 1390 11:41
فرهنگ یه آدم بی ادب رو با حرف نمیشه عوض کرد ولی با رفتار متقابل چرا
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #24

تاریخ ارسال : 14 مهر 1390 14:42
مرسی عزیزم عالی بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: Mahsa
نظرات: 504
ارسالات: 36
مسنجر: --

beautiful girl #25

تاریخ ارسال : 14 مهر 1390 17:20
ممنون هستی جان. خیلی جالب بود.

t.1369,
amin arasteh,
elsalvador,
shishin,
عادل,
با همتون موافقم.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.07.1390
نام کامل: --
نظرات: 105
ارسالات: 0
مسنجر: --

آزی #26

تاریخ ارسال : 16 مهر 1390 11:33
خوب بود
واقعا استعداد خوبی داری واسه نویسندگی
تبریک میگم
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #27

تاریخ ارسال : 17 مهر 1390 11:46
ok
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: sima
نظرات: 74
ارسالات: 2
مسنجر: --

sima-m1365 #28

تاریخ ارسال : 21 مهر 1390 12:38
خیلی قشنگ بود ............
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 963
ارسالات: 38
مسنجر: --

mojtaba1337 #29

تاریخ ارسال : 25 آبان 1390 11:21
خيلي پند آموز بود و نصيحت بزرگي است
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.07.1391
نام کامل: --
نظرات: 105
ارسالات: 0
مسنجر: --

1448 #30

تاریخ ارسال : 2 آذر 1391 20:00
جالب بود


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.