پیر مرد و دوست دخترش

پیر مرد و دوست دخترش جوونم جوونهای قدیم یاد بگیرین جوونهای امروزیدر یک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت :
پیرمرد, انگشتر, جواهر, جواهرفروش, زیبایی, جوونهای, بانکها, بزنید, تایید, تونید, بنابراین, میدونم, مطمئن, حسابم, بگیرید, نویسم, حسابتون, واقعا, بهترین, روزای

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29994
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: torvoX
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » پیر مرد و دوست دخترش
دانلود بازی با لینک مستقیم

پیر مرد و دوست <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">دختر</a>ش

جوونم جوونهای قدیم یاد بگیرین جوونهای امروزی

در یک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وارد یک جواهر فروشی شدند و به جواهر فروش گفت : یک انگشتر مخصوص برای دوست دخترم می خواهم.
مرد جواهرفروش به اطرافش نگاه کرد و انگشتر فوق العاده گرانی و زیبایی که ارزش آن ۳ ملیون تومن بود را به پیرمرد و دختر جوان نشان داد.چشمان دختر جوان برقی زد تمام بدنش از شدت هیجان به لرزه افتاد.
پیرمرد در حال دیدن انگشتر به مرد جواهرفروش گفت : خب ، ما این رو برمیداریم. جواهرفروش با احترام پرسید که پول اونو چطور پرداخت می کنید؟
پیرمرد گفت : با چک ، ولی خب من میدونم که شما باید مطمئن بشید که تو حسابم پول هست یا نه بنابراین من این چک رو الان می نویسم و شما می تونید روز شنبه که بانکها باز می شه ، به بانک من تلفن بزنید و تایید اونو بگیرید و بعد از ظهر اون روز همون روز من انگشتر رو از شما می گیرم.

صبح شنبه مرد جواهر فروش در حالی که به شدت ناراحت بود به پیرمرد تلفن زد و با عصبانیت به پیرمرد گفت : من الان حسابتون رو چک کردم اصلا نمی تونم تصور کنم که توی حسبابتون حتی یک ریال هم نیست !!!

پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود !!!!

 

گروه: عضو سایت
عضویت: 1.10.1390
نام کامل: بابا بزرگی
نظرات: 650
ارسالات: 80
مسنجر: --

B.13.Sadegh #1

تاریخ ارسال : 16 دی 1390 17:09
بفرما....وقتي....هيچي بهتره نگم!!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 5.10.1390
نام کامل: ali4488
نظرات: 15
ارسالات: 0
مسنجر: --

ali4488 #2

تاریخ ارسال : 16 دی 1390 19:31
جالب بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 40
ارسالات: 10
مسنجر: --

shakiba_00 #3

تاریخ ارسال : 16 دی 1390 22:30
khak too sare dokhtare
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 32
ارسالات: 0
مسنجر: --

sima.a #4

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 00:26
خجالت آوره
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.09.1390
نام کامل: ssssssssss
نظرات: 289
ارسالات: 12
مسنجر: --

gartal #5

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 08:18
javonish chi bud
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.04.1390
نام کامل: niloofar
نظرات: 407
ارسالات: 9
مسنجر: --

mavi #6

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 10:12
متاسفم 
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.06.1390
نام کامل: shishin
نظرات: 929
ارسالات: 0
مسنجر: --

shishin #7

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 11:15

عجب پیرمردی ، جوونیاش چه جونوری بوده !!!!

گروه: عضو سایت
عضویت: 17.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 220
ارسالات: 0
مسنجر: --

geta #8

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 16:26
ok...................
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.10.1390
نام کامل: roya
نظرات: 27
ارسالات: 0
مسنجر: --

hokeard #9

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 17:10
مزخرفه..............خاک تو سر دختر احمق
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.10.1390
نام کامل: asal bano
نظرات: 2
ارسالات: 0
مسنجر: --

asal_bano #10

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 17:50
eyval be pire marde. damesh jiz wink 
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 8
ارسالات: 0
مسنجر: --

alireza.ha2 #11

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 20:42
angry angry angry angry 
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.06.1389
نام کامل: fly
نظرات: 87
ارسالات: 2
مسنجر: --

fly #12

تاریخ ارسال : 17 دی 1390 22:17
خیلی زیاد سره کاری بود


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 963
ارسالات: 38
مسنجر: --

mojtaba1337 #13

تاریخ ارسال : 18 دی 1390 11:12
جالب بود خيلي خيلي  :  پیرمرد جواب میده : متوجه هستم چی میگید ، ولی در عوضش می تونی تصور کنی که من تو این دو سه روز چه حالی کردم واقعا که بهترین روزای عمرم بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 915
ارسالات: 0
مسنجر: --

saye.5942 #14

تاریخ ارسال : 18 دی 1390 16:23
جای تاسف داره واقعا!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.10.1390
نام کامل: Moslem
نظرات: 30
ارسالات: 12
مسنجر: --

Moro #15

تاریخ ارسال : 19 دی 1390 11:58

از همه ی دوستان ممنونم که نظر دادن....Morolove

گروه: عضو سایت
عضویت: 6.05.1390
نام کامل: --
نظرات: 351
ارسالات: 15
مسنجر: --

mahi56 #16

تاریخ ارسال : 20 دی 1390 00:56

mer30 moro jaleb bud,vali in jur dokhtara baes tasofan



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.08.1390
نام کامل: jimboo
نظرات: 915
ارسالات: 13
مسنجر: 1597568377

jimboo #17

تاریخ ارسال : 26 دی 1390 16:47
....................... wink 
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.11.1390
نام کامل: nima
نظرات: 307
ارسالات: 54
مسنجر: --

nima mahjub #18

تاریخ ارسال : 5 بهمن 1390 17:06
ajab nagholaaaaaaaaaayiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 142
ارسالات: 21
مسنجر: --

neda.s #19

تاریخ ارسال : 6 بهمن 1390 17:17
دوستان عصبانی کاملا خونسد باشین حالاخوب شد جای طلافروشه نبودین lol آره واقعا من با نیما موافقم چه ناقلایی بوده لامصب wink تازه پیرمردم بوده عجب؟؟؟!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.10.1390
نام کامل: aidin
نظرات: 107
ارسالات: 0
مسنجر: 21079765

amirali18 #20

تاریخ ارسال : 9 بهمن 1390 20:17

حالا خوبه پیر مرد بوده  تصور کنید جوان بوده چیکار می کرده ؟ ناقلا

وای وای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟

بیچاره زنش.



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 235
ارسالات: 303
مسنجر: --

saman1 #21

تاریخ ارسال : 13 بهمن 1390 15:39
تاسف میخورم که تواین جامعه خیلی از دخترای ساده اینجور به دام هوسهای..... می افتن
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #22

تاریخ ارسال : 9 اسفند 1390 16:25
eyyyyyyyyy vallllll damet garmmmmm


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 53
ارسالات: 0
مسنجر: --

khak #23

تاریخ ارسال : 16 اردیبهشت 1391 12:56
ajab marmolaki bode piriiiii.....javoniyash azon........bode.bamaze bod mer30
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.03.1391
نام کامل: nastaran
نظرات: 36
ارسالات: 0
مسنجر: --

safora #24

تاریخ ارسال : 13 خرداد 1391 16:08
بیرمردعقده ای
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.08.1389
نام کامل: sanaz.t
نظرات: 41
ارسالات: 8
مسنجر: --

sanaz67 #25

تاریخ ارسال : 27 خرداد 1393 18:01
کصصصصصصصصصاااااافت
ولی ممنون


--------------------

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.