“دوست معلول من...! » لطفأ بخوانيد”

“دوست معلول من...! » لطفأ بخوانيد” سرباز قبل از اينكه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: پدر و مادر عزيزم جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه برگردم؛ ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود ب
زندگي, خواهم, كردند, نيويورك, اجازه, گفتند, مشكوك, هستند, باخته, خودكشي, سانحه, نشنيدند, خانواده, اطلاع, فرزندشان, ساختمان, پرواز, نداشت, ايستاد, زماني

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29850
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: RichardGer
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » “دوست معلول من...! » لطفأ بخوانيد”
دانلود بازی با لینک مستقیم

“دوست معلول من...! » لطفأ بخوانيد”
سرباز قبل از اينكه به خانه برسد با پدر و مادر خود تماس گرفت و گفت: "پدر و مادر عزيزم جنگ تمام شده و من مي خواهم به خانه برگردم؛ ولي خواهشي از شما دارم. رفيقي دارم كه مي خواهم او را با خود به خانه بياورم".

پدر و مادر او در پاسخ گفتند: "ما با كمال ميل مشتاقيم كه او را ببينيم".

پسر ادامه داد: "ولي موضوعي است كه بايد در مورد او بدانيد؛ او در جنگ بسيار آسيب ديده و در اثر برخورد با مين يك دست و يك پاي خود را از دست داده است و جايي براي رفتن ندارد و من مي خواهم اجازه دهيد او با ما زندگي كند".

پدرش گفت: "ما متاسفيم كه اين مشكل براي دوست تو به وجود آمده است. ما كمك مي كنيم تا او جايي براي زندگي در شهر پيدا كند".

پسر گفت: "نه؛ من مي خواهم كه او در خانه ما زندگي كند".

آنها در جواب گفتند: "نه؛ فردي با اين شرايط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسوول زندگي خودمان هستيم و اجازه نمي دهيم او آرامش زندگي ما را بر هم بزند. بهتر است به خانه بازگردي و او را فراموش كني".

در اين هنگام پسر با ناراحتي تلفن را قطع كرد و پدر و مادر او ديگر چيزي نشنيدند.

چند روز بعد پليس نيويورك به خانواده پسر اطلاع داد كه فرزندشان در سانحه سقوط از يك ساختمان بلند جان باخته و آنها مشكوك به خودكشي هستند.

پدر و مادر آشفته و سراسيمه به طرف نيويورك پرواز كردند و براي شناسايي جسد پسرشان به پزشكي قانوني مراجعه كردند.

با ديدن جسد، قلب پدر و مادر از حركت ايستاد.

پسر آنها يك دست و پا نداشت...

«« "حتي زماني كه ترديد داريم، قلب ما در يقين است!!!" »»

گروه: تأمين محتوی
عضویت: 9.11.1389
نام کامل: نگار
نظرات: 4653
ارسالات: 325
مسنجر: --

momo124 #1

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 07:39
عجببببببببببب
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 2723
ارسالات: 715
مسنجر: --

said #2

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 07:48
tekrari bud azizam
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.12.1390
نام کامل: bahar
نظرات: 87
ارسالات: 1
مسنجر: --

dey #3

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 08:36

khob bod mer30



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.08.1390
نام کامل: میترا
نظرات: 313
ارسالات: 3
مسنجر: --

نجم #4

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 09:39
 "حتي زماني كه ترديد داريم، قلب ما در يقين است
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 115
ارسالات: 0
مسنجر: --

kolbe gham #5

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 11:16
خیلی قشنگ بودواقعامرسی


===========================
دوستم بدارکه برای نفس کشیدن دوست داشتن تورابهانه کردم
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #6

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 11:46
مرسی مارال  خیلی زیبا بود .......
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #7

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 12:01
بله اینم یه نوعشه
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.
winked
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.05.1390
نام کامل: dani
نظرات: 97
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahooora #8

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 12:28
mr.30 mamnon maral jon
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #9

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 14:40
in ke ghadime ama khile zibast dastet dard nakoneeee


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.10.1390
نام کامل: --
نظرات: 220
ارسالات: 0
مسنجر: --

geta #10

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 16:01

واقعا همین طور است حتی زمانی که تردید داریم قلب ما در یقین است.
ممنونم................ 

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #11

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1390 16:22

marale azizam aaali bud

faqat..

tekrari bood

گروه: عضو سایت
عضویت: 29.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 75
ارسالات: 1
مسنجر: --

shadow girl #12

تاریخ ارسال : 1 اردیبهشت 1391 20:17
azzzizam vaghean gonah dasht:(
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: sindokht
نظرات: 750
ارسالات: 0
مسنجر: --

sindokht_2005 #13

تاریخ ارسال : 2 اردیبهشت 1391 13:22
mer30 sad sad


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 6848
ارسالات: 0
مسنجر: --

ahadsharifii #14

تاریخ ارسال : 28 اردیبهشت 1391 22:52
مرسي




اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.