فقط خانمها بخونن...!

فقط خانمها بخونن...! دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند. عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد
داروساز, معجونی, معجون, شوهرش, شوهرت, متنفر, نیستم, نگران, شوهرم, عزیز،, مهربانی, عروس،, اخلاق, مانند, مادرم, داروی, دیگری, بدهید, خواهش, بمیرد،

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29852
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: CNPaul
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » فقط خانمها بخونن...!
دانلود بازی با لینک مستقیم

 

فقط خانمها بخونن...!

 

دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.

گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #1

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 17:13
هر چی بگی از این دخترا سر میزنه
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.
lol
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.08.1390
نام کامل: میترا
نظرات: 313
ارسالات: 3
مسنجر: --

نجم #2

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 17:25

تکراری بود اما جالب بود.خدمت آقا آرش:پسراهم کمی از دخترا ندارن.آب پیدا نمیکنن......

گروه: تأمين محتوی
عضویت: 5.09.1390
نام کامل: راضیه
نظرات: 343
ارسالات: 95
مسنجر: --

راضیه #3

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 17:26
اينجور نيست ارش جان


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.12.1390
نام کامل: bahar
نظرات: 87
ارسالات: 1
مسنجر: --

dey #4

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 17:56
vaghan mishe ke injori she


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1389
نام کامل: reza mahdaviniya
نظرات: 1071
ارسالات: 63
مسنجر: --

rezamahdavi #5

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 19:03
eyyyyyyyyyyyy val khile bahal booodddddd


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 2.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 86
ارسالات: 5
مسنجر: --

fayamen #6

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 19:25
بابا ای ول به دکترهwink


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.10.1390
نام کامل: بیان
نظرات: 923
ارسالات: 67
مسنجر: --

ban.ban joon #7

تاریخ ارسال : 24 اسفند 1390 21:41
ghadimi bod (aman az daste madar shohar ke zabonesh mesle nish mimone (


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 474
ارسالات: 10
مسنجر: --

t.1369 #8

تاریخ ارسال : 25 اسفند 1390 09:30
اين به خود فرد بستگي داره ك چطور بخواد مادر شوهرو تصور كنه
خدايي فك كنم نبايد با مادر آدم فرقي داشته باشه
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.08.1390
نام کامل: --
نظرات: 915
ارسالات: 0
مسنجر: --

saye.5942 #9

تاریخ ارسال : 25 اسفند 1390 12:28
خوب بود مرسی...
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.03.1390
نام کامل: --
نظرات: 2859
ارسالات: 9
مسنجر: --

ارش #10

تاریخ ارسال : 25 اسفند 1390 15:59
شرمندم خدمت نجم و راضیه خانوم من علامت ادمک خنده گذاشتم یعنی شوخی کردم

خلاصه ببخشید اگه ناراحتتون کردم feel
کسانی که عضو نیستند، نمی توانند اینجا را مشاهده کنند.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.12.1390
نام کامل: بیخیال - Bikhiyal
نظرات: 46
ارسالات: 18
مسنجر: --

systemmc #11

تاریخ ارسال : 26 اسفند 1390 01:28
ممنونم.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 66
ارسالات: 0
مسنجر: --

farnaz.toxic #12

تاریخ ارسال : 26 اسفند 1390 11:37
jaleb bod   
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.06.1389
نام کامل: saasaan samy
نظرات: 61
ارسالات: 3
مسنجر: --

saasaan #13

تاریخ ارسال : 28 اسفند 1390 07:50

بی خیال بابا مطلب قبلی گفتین همه خانم های ایران ماله اند

گروه: عضو سایت
عضویت: 22.04.1390
نام کامل: ZARA
نظرات: 2162
ارسالات: 139
مسنجر: --

puma2 #14

تاریخ ارسال : 28 اسفند 1390 15:53
mamnun az hameye bacheha ke nazar dadan
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 81
ارسالات: 4
مسنجر: --

الماس #15

تاریخ ارسال : 29 اسفند 1390 14:22
خیلی ناز بود 

ممنون لطف کردی request
گروه: عضو سایت
عضویت: 14.01.1391
نام کامل: sindokht
نظرات: 750
ارسالات: 0
مسنجر: --

sindokht_2005 #16

تاریخ ارسال : 21 فروردین 1391 11:20
mer30 puma jun jaleb bud.


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 12.05.1390
نام کامل: سوره
نظرات: 196
ارسالات: 2
مسنجر: --

سوره #17

تاریخ ارسال : 23 فروردین 1391 17:55
طفلکی خانماااااااااا
گروه: عضو سایت
عضویت: 17.09.1390
نام کامل: سعيد
نظرات: 105
ارسالات: 0
مسنجر: --

p.tak #18

تاریخ ارسال : 25 فروردین 1391 10:30

اگر همه و در هر جا مثبت نگر باشیم هیچ مشکلی بوجود نمی آید و نیاز به دارو نمی باشد. فقط یک کم همت لازمه

گروه: عضو سایت
عضویت: 5.02.1391
نام کامل: --
نظرات: 209
ارسالات: 3
مسنجر: --

mmmbbbbbbb #19

تاریخ ارسال : 10 اردیبهشت 1391 02:14
من که مادر شوهرمو خیلی دوست دارم اونم منو خیلی دوست داره smile


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.01.1391
نام کامل: fatima
نظرات: 186
ارسالات: 6
مسنجر: --

-fatima001- #20

تاریخ ارسال : 13 اردیبهشت 1391 16:54
baba sam midad khalas dg...laughing
گروه: عضو سایت
عضویت: 31.02.1391
نام کامل: --
نظرات: 113
ارسالات: 0
مسنجر: --

honey26 #21

تاریخ ارسال : 8 خرداد 1391 15:16
از محبت خارها گل می شوند
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 226
ارسالات: 2
مسنجر: --

یاس سفید #22

تاریخ ارسال : 19 مرداد 1391 19:31
باید با حوصله وصبور باشید....................
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.09.1391
نام کامل: --
نظرات: 12
ارسالات: 0
مسنجر: --

Happyeeed #23

تاریخ ارسال : 9 آذر 1391 04:13
База русскоязычных сайтов, построенных на движке DLE (DataLife Engine). Данная база DLE собрана в Ноябре текущего года и насчитывает свыше 28000 веб-ресурсов различной тематики. Данная база как нельзя кстати подойдет не только журналистам для рассылки публикаций, релизов и новостей, но и оптимизаторам для массового постинга комментариев в DLE сайты. Читать дальше: база dle сайтов

База русскоязычных сайтов, построенных на движке DLE (DataLife Engine). Данная база DLE собрана в Ноябре текущего года и насчитывает свыше 28000 веб-ресурсов различной тематики. Данная база как нельзя кстати подойдет не только журналистам для рассылки публикаций, релизов и новостей, но и оптимизаторам для массового постинга комментариев в DLE сайты. Читать дальше: скачать базу dle

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.