این یعنی عشق ؟

این یعنی عشق ؟ شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه م
یادته, چشمام, داماد, یادمه, مریمت, بابام, چشمات, اینجا, هنوزم, عزیزم, دارند, دونست, کردند, بیرون, اومده, بابات, ندارم, باهات, مامان, بابای

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » این یعنی عشق ؟
دانلود بازی با لینک مستقیم

این یعنی <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=poem" title="اشعار و مطالب عاشقانه">عشق</a> ؟
شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو. مریم ناز مامان بابا مثل یه عروسک زیبا کف اتاق خوابیده. لباس قشنگ عروسیش با خون یکی شده ، ولی رو لباش لبخنده! همه مات و مبهوت دارند به این صحنه نگاه می کنند. کنار دست مریم یه کاغذ هست، یه کاغذی که با خون یکی شده. بابای مریم میره جلو هنوزم چیزی را که میبینه باور نمی کنه، با دستایی لرزان کاغذ را بر میداره، بازش می کنه و می خونه :



سلام عزیزم. دارم برات نامه می نویسم. آخرین نامه ی زندگیمو. آخه اینجا آخر خط زندگیمه. کاش منو تو لباس عروسی می دیدی. مگه نه اینکه همیشه آرزوت همین بود؟! علی جان دارم میرم. دارم میرم که بدونی تا آخرش رو حرفام ایستادم. می بینی علی بازم تونستم باهات حرف بزنم.

دیدی بهت گفتم باز هم با هم حرف می زنیم. ولی کاش منم حرفای تو را می شنیدم. دارم میرم چون قسم خوردم ، تو هم خوردی، یادته؟! گفتم یا تو یا مرگ، تو هم گفتی ، یادته؟! علی تو اینجا نیستی، من تو لباس عروسم ولی تو کجایی؟! داماد قلبم تویی، چرا کنارم نمیای؟! کاش بودی می دیدی مریمت چطوری داره لباس عروسیشو با خون رگش رنگ می کنه. کاش بودی و می دیدی مریمت تا آخرش رو حرفاش موند. علی مریمت داره میره که بهت ثابت کنه دوستت داشت. حالا که چشمام دارند سیاهی میرند، حالا که همه بدنم داره می لرزه ، همه زندگیم مثل یه سریال از جلوی چشمام میگذره. روزی که نگاهم تو نگاهت گره خورد، یادته؟! روزی که دلامون لرزید، یادته؟! روزای خوب عاشقیمون، یادته؟! نقشه های آیندمون، یادته؟! علی من یادمه، یادمه چطور بزرگترهامون، همونهایی که همه زندگیشون بودیم پا روی قلب هردومون گذاشتند. یادمه روزی که بابات از خونه پرتت کرد بیرون که اگه دوستش داری تنها برو سراغش.

یادمه روزی که بابام خوابوند زیر گوشت که دیگه حق نداری اسمشو بیاری. یادته اون روز چقدر گریه کردم، تو اشکامو پاک کردی و گفتی گریه می کنی چشمات قشنگتر می شه! می گفتی که من بخندم. علی حالا بیا ببین چشمام به اندازه کافی قشنگ شده یا بازم گریه کنم. هنوز یادمه روزی که بابات فرستادت شهر غریب که چشمات تو چشمای من نیافته ولی نمی دونست عشق تو ، تو قلب منه نه تو چشمام. روزی که بابام ما را از شهر و دیار آواره کرد چون من دل به عشقی داده بودم که دستاش خالی بود که واسه آینده ام پول نداشت ولی نمی دونست آرزوهای من تو نگاه تو بود نه تو دستات. دارم به قولم عمل می کنم. هنوزم رو حرفم هستم یا تو یا مرگ. پامو از این اتاق بزارم بیرون دیگه مال تو نیستم دیگه تو را ندارم. نمی تونم ببینم بجای دستای گرم تو ، دستای یخ زده ی غریبه ایی تو دستام باشه. همین جا تمومش می کنم. واسه مردن دیگه از بابام اجازه نمی خوام. وای علی کاش بودی می دیدی رنگ قرمز خون با رنگ سفید لباس عروس چقدر بهم میان! عزیزم دیگه نای نوشتن ندارم. دلم برات خیلی تنگ شده. می خوام ببینمت. دستم می لرزه. طرح چشمات پیشه رومه. دستمو بگیر. منم باهات میام ….
پدر مریم نامه تو دستشه ، کمرش شکست ، بالای سر جنازه ی دختر قشنگش ایستاده و گریه می کنه. سرشو بر گردوند که به جمعیت بهت زده و داغدار پشت سرش بگه چه خاکی تو سرش شده که توی چهار چوب در یه قامت آشنا می بینه. آره پدر علی بود، اونم یه نامه تو دستشه، چشماش قرمزه، صورتش با اشک یکی شده بود. نگاه دو تا پدر تو هم گره خورد نگاهی که خیلی حرفها توش بود. هر دو سکوت کردند و بهم نگاه کردند سکوتی که فریاد دردهاشون بود. پدر علی هم اومده بود نامه ی پسرشو برسونه بدست مریم اومده بود که بگه پسرش به قولش عمل کرده ولی دیر رسیده بود. حالا همه چیز تمام شده بود و کتاب عشق علی و مریم بسته شده. حالا دیگه دو تا قلب نادم و پشیمون دو پدر مونده و اشکای سرد دو مادر و یه دل داغ دیده از یه داماد نگون بخت

گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #1

تاریخ ارسال : 8 اسفند 1388 19:09
آخییییییی....داستان غم انگیزی بود. recourse recourse recourse ....کاش همه عاشقا به همدیگه برسن.

خداااااااااااااا..آخه چرا بعضیا سنگ جلوی پا می ندازن؟ به هزار علت مسخره.... سن طرف بالا هست.. مثلا 8 سال.. گنج قارون نداره...باباش فلان.. ننه بزرگ ننه باباش فلان.....آخه چه ربطی به اونا داره... مهم اینه اونا به همدیگه علاقه داشته باشن.... مهم اینه که هم دیگه رو دوست دارن... مهم اینه که ...... درسته که باید از لحاظ فرهنگی با هم جور باشن... اما.....

خدا خودش کمک کنه تا کبوترای عاشق به هم دیگه برسند و در کنار هم به سلامتی و نیک بختی و بهروزی گذر عمر کنند... ایضا دو کبوتر عاشق...دکتر پژمان و شیرین خانوم گل....


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 5
مسنجر: --

sterna #2

تاریخ ارسال : 8 اسفند 1388 20:06
ممنون لوکی جان از نظر قشنگت ,
فکر کنم دل پری داری تو بگو کیو می خوای من میرم واست خواستگاری غصه نداره که


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #3

تاریخ ارسال : 8 اسفند 1388 20:42
خواهش می کنم عزیزم.. نظر لطفته... راستی میشه این عکست رو عوض کنی؟ یاد کسی میفتم که ازش بدم میاد..... مرسی


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 5
مسنجر: --

sterna #4

تاریخ ارسال : 8 اسفند 1388 20:49
نظرت قابل احترامم برام چشم عوض می کنم


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #5

تاریخ ارسال : 8 اسفند 1388 21:23
باز هم نظر لطفته.... مرسی عزیزم


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #6

تاریخ ارسال : 9 اسفند 1388 13:02
vay lucky jedan moteaser shodam vasat akhe asheghi ta che had u khili khili asheghiyarecourse omidvaram behesh beresi albate ghabl az har chizi be khoda tavakol kon
sterna jon mamnon
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 768
ارسالات: 270
مسنجر: --

mehras #7

تاریخ ارسال : 10 اسفند 1388 21:28
mesle enke jam jame asheghast bacheha doa konin manam be kasi ke kheili dosesh daram beresam mamnon


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #8

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 10:59
Mehras u dige kiyo dos dari bego ta vasat 2a konam
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 5
مسنجر: --

sterna #9

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 11:07
انشاا... به هر کی می خواین برسین


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 768
ارسالات: 270
مسنجر: --

mehras #10

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 12:06
tnx bacheha enshalal shoma ham be morade deleton beresin

diyana yeki ke vasam kheili azize kheili dosesh daram alan daghighan 5sale ke bahash dostam man behesh migam joojoo love


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.08.1388
نام کامل: shok0ouf
نظرات: 235
ارسالات: 11
مسنجر: --

kak maki #11

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 18:02
akhhhee che ghashango narahat konande bood
mehras jan che laghabe ghashangi va3 eshghet peida kardy.omidvaram behesh beresi:)
hame kabutarane ashegh be ham beresan...(lucky engar uam nakam mundy 2 eshgha ishala k( be ghole lucky luke.

manam delam gereft....pas hala k hame dast be 2a shodan va3 manam 2a konin.mrcii


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 768
ارسالات: 270
مسنجر: --

mehras #12

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 20:09
mer30 kak maki jon enshalah harchi az khoda mikhai behet bede


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #13

تاریخ ارسال : 11 اسفند 1388 22:23
enshallah


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #14

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 10:41
mehras 5 sale bahash dosti yani az dorane mahde kodakwink shokhi kardam
recourseheyyyyyyy Daghe Delamo Taze Kardi Mehras
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 768
ارسالات: 270
مسنجر: --

mehras #15

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 13:38
vase chi diyana


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #16

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 13:40
hichi nemitonam masaele shakhsimo be kasi begam
گروه: عضو سایت
عضویت: 28.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 768
ارسالات: 270
مسنجر: --

mehras #17

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 14:09
ok diyana jan harjor rahati omidvaram be harki mikhai beresi


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.08.1388
نام کامل: shok0ouf
نظرات: 235
ارسالات: 11
مسنجر: --

kak maki #18

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 17:36
az har2tun mamnunam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #19

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 18:24
احتمالا میخواد به من برسه.. شاید...


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #20

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1388 22:23
Lucky Luke,
?manzoret manam ?man delam mikhad be u beresam
گروه: عضو سایت
عضویت: 22.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 145
ارسالات: 5
مسنجر: --

sterna #21

تاریخ ارسال : 13 اسفند 1388 11:06
ایول چه باحال می شه !!

لوکی و دیانا . ایول


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.08.1388
نام کامل: Luke Anderiani
نظرات: 510
ارسالات: 28
مسنجر: --

Lucky Luke #22

تاریخ ارسال : 14 اسفند 1388 13:57
آره دیانا جان.. آیا وکیلم؟


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #23

تاریخ ارسال : 15 اسفند 1388 21:55
Lucky Luke,
chera injori fekr mikoni
گروه: مهمان سایت
عضویت: --
نام کامل: --
نظرات: 0
ارسالات: 0
مسنجر: --

alireza.a #24

تاریخ ارسال : 16 اسفند 1388 16:02
يعني لوكي و ديانا اره؟
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.08.1388
نام کامل: samaneh
نظرات: 313
ارسالات: 20
مسنجر: --

emely #25

تاریخ ارسال : 16 اسفند 1388 16:21
alireza fekr konam....are.......!albateh ino bayad az dahane diyana shenid......are,diyana?????
arosi davatim?
oh.....rasti inghadr zoghzadeh shodam ke yadam raft tashakor konam.......
merci sternaye aziz.....ziba bud
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #26

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1388 13:51
na azizam khabari nist lucky shokhi mikone
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.08.1388
نام کامل: samaneh
نظرات: 313
ارسالات: 20
مسنجر: --

emely #27

تاریخ ارسال : 17 اسفند 1388 20:54
pas che bad........!!!!!
khushhal shudam goftam ye arusi davatam........vali nashud ke beshe...........!!!!!!
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 18.11.1388
نام کامل: ali
نظرات: 213
ارسالات: 417
مسنجر: --

ali_smt #28

تاریخ ارسال : 22 اسفند 1388 02:53
هییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
.... دلم گرفت ... ماداره چی به روزمون میاد ... کاش نخونده بودم حالت خفگی بهم دست داد...


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.10.1388
نام کامل: --
نظرات: 93
ارسالات: 0
مسنجر: --

nazgol #29

تاریخ ارسال : 22 اسفند 1388 11:22
diyana,
and
Lucky Luke,
mahale motmaenam khabari nist
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.12.1388
نام کامل: hasti
نظرات: 350
ارسالات: 34
مسنجر: --

hasti9118 #30

تاریخ ارسال : 23 اسفند 1388 21:14
ishaala hameye ashegha be eshghesho0o0n beresan
man ke tanha mo0o0ndamo dgew ham kasio nadaram
mamno0o0n besiar ziba bo0o0d


--------------------


اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.