دو راهب و یک دختر زیبا

دو راهب و یک دختر زیبا دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند. لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت. از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست ه
رودخانه, ldquo, راهبها, خانوم, زیارت, ادامه, میکرد, rdquo, هستیم, دستورات, عبادت, داشتی, نمیدونی, درستی, بخودت, تحملش, دادrdquo, گذاشتم, میکنی, آورده

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29888
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: Aqahossin
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » دو راهب و یک دختر زیبا
دانلود بازی با لینک مستقیم

دو راهب و یک <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">دختر</a> <a href="http://tehrankids.com" >زیبا</a>

دو راهب در مسیر زیارت خود ، به قسمت کم عمق رودخانه ای رسیدند.
لب رودخانه ، دختر زیبائی را دیدند که لباس گرانقیمتی به تن داشت.
از آنجائی که ساحل رودخانه مرتفع بود و آن دختر خانم هم نمیخواست هنگام عبور لباسش آسیب ببیند ، منتظر ایستاده بود .

یکی از راهبها بدون مقدمه رفت و خانوم را سوارکولش کرد.
سپس او را از عرض رودخانه عبور داد و طرف دیگر روی قسمت خشک ساحل پائین گذاشت .
راهبها به راهشان ادامه دادند.

اما راهب دومی یک ساعت میشد که هی شکایت میکرد : ” مطمئنا این کار درستی نبود ، تو با یه خانم تماس داشتی ، نمیدونی که در حال عبادت و زیارت هستیم ؟ این عملت درست بر عکس دستورات بود ؟ “

و ادامه داد : ” تو چطور بخودت این اجازه رو دادی که بر خلاف قوانین رفتار کنی ؟ “

راهبی که خانم رو به این طرف رودخونه آورده بود ، سکوت میکرد ، اما دیگر تحملش طاق شد
و جواب داد:” من اون خانوم رو یه ساعت میشه زمین گذاشتم اما تو چرا هنوز داری اون رو تو ذهنت حمل میکنی ؟! “

گروه: عضو سایت
عضویت: 23.05.1389
نام کامل: --
نظرات: 348
ارسالات: 5
مسنجر: --

iceflower #1

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 13:10
هه چه باحال!چقدر راهب دومیه گیر میده.
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.06.1389
نام کامل: Siavash
نظرات: 369
ارسالات: 25
مسنجر: --

Alberto #2

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 13:59
Rahebe 2 khorde shishe dashte



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 3.08.1388
نام کامل: --
نظرات: 1332
ارسالات: 152
مسنجر: --

DJ Arash #3

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 14:42
کاشکی من جای اون راهبه بودم...lol

یخی...اصلا بلد نیستی یه مطلب رو درست و حسابی پست کنی....مثل این آماتور ها هستی...مطلبت از لحاظ ویرایش مشکل داره....حتما باید رو متن زوم کرد تا دید....
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.03.1389
نام کامل: milad
نظرات: 369
ارسالات: 1
مسنجر: --

SKP #4

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 16:44
hame ke shabihe ham nemishan
hame ja khob va bad voojod dare
age iran bod , on dokhtar ro mizashtan roo sareshoon


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #5

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 17:29
ghashang bod yakhi merc
گروه: عضو سایت
عضویت: 7.08.1388
نام کامل: shok0ouf
نظرات: 235
ارسالات: 11
مسنجر: --

kak maki #6

تاریخ ارسال : 26 شهریور 1389 18:23
avarin che javabe bahali besh dad.hal kardam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.04.1389
نام کامل: sara joon
نظرات: 215
ارسالات: 1
مسنجر: --

sara joon #7

تاریخ ارسال : 27 شهریور 1389 00:58
ايول...با حال بود.مرسي.
هميشه پاي يك زن در ميان است!
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.11.1388
نام کامل: الهام
نظرات: 1366
ارسالات: 338
مسنجر: --

elham jon #8

تاریخ ارسال : 27 شهریور 1389 11:57
عجب راهبی بوده
اینجا رو با آقای آرش موافقم خیلی ریزه به سختی تونستم بخونم آقا سعید درشت ترش کن مطلبو


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 27.06.1389
نام کامل: --
نظرات: 29
ارسالات: 0
مسنجر: --

amir021_2 #9

تاریخ ارسال : 27 شهریور 1389 14:34
aslan ghalat kard dast zad be oon 2khtare ziba
vaghan ke khob oon rahebe ke dast nazade az kafesh rafte dare misooze dg bayad too zehnesh hal kone
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.01.1390
نام کامل: fatemeh
نظرات: 967
ارسالات: 5
مسنجر: --

fairy #10

تاریخ ارسال : 1 مرداد 1390 23:52
vay in marda cheghad bad bakhtano oghdeye ziba budan daran!
گروه: عضو سایت
عضویت: 13.04.1390
نام کامل: JIMI
نظرات: 1741
ارسالات: 0
مسنجر: --

JIMI #11

تاریخ ارسال : 27 مرداد 1390 13:06
jimi
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.05.1390
نام کامل: مصطفي
نظرات: 963
ارسالات: 38
مسنجر: --

mojtaba1337 #12

تاریخ ارسال : 15 آبان 1390 11:18
ماشاالله  به اون  راهبه
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.07.1390
نام کامل: آوا
نظرات: 247
ارسالات: 2
مسنجر: --

تمنا #13

تاریخ ارسال : 19 آبان 1390 12:50
قشنگ بود مرسی ...........
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.09.1390
نام کامل: احمد بلوریان
نظرات: 185
ارسالات: 4
مسنجر: --

ahmadscorpion #14

تاریخ ارسال : 26 آذر 1390 01:28
بابا این اگه ریزه باز حداقل فارسیه من راحت خوندمش
نظرات شما که وحشتناکه
مثلا اینجا بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیاست
بعد همه نظراتشون اکثرا فینگلیش مینویسن
چشام داره از حدقه میزنه بیرون2تا نظر خوندم


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 3.05.1390
نام کامل: آرزو
نظرات: 2246
ارسالات: 258
مسنجر: --

arezoo 68 #15

تاریخ ارسال : 27 آذر 1390 12:21
من با آقا احمد موافقم... bully


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.09.1390
نام کامل: ahaghayegh
نظرات: 62
ارسالات: 2
مسنجر: --

sh sh shaghayegh #16

تاریخ ارسال : 19 دی 1390 21:23
be jaye inke bege khob kari kardi komakesh kardi...adame manfi negar
گروه: عضو سایت
عضویت: 19.11.1390
نام کامل: --
نظرات: 64
ارسالات: 3
مسنجر: 77704471

lominaa #17

تاریخ ارسال : 30 بهمن 1390 16:02
آفرين به دختره به اين ميگن دختر تنبل موفق... laughing


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1388
نام کامل: --
نظرات: 35
ارسالات: 10
مسنجر: --

bardiya #18

تاریخ ارسال : 23 فروردین 1391 08:37
dastane rastan
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1390
نام کامل: --
نظرات: 79
ارسالات: 1
مسنجر: --

الی #19

تاریخ ارسال : 29 اردیبهشت 1391 21:51
...............................
گروه: عضو سایت
عضویت: 27.12.1390
نام کامل: --
نظرات: 7
ارسالات: 0
مسنجر: --

k.T #20

تاریخ ارسال : 27 خرداد 1391 16:30
چه عکس بی ربطی واسش گذاشتی
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.06.1390
نام کامل: --
نظرات: 721
ارسالات: 1
مسنجر: --

JABBARI_4286 #21

تاریخ ارسال : 10 تیر 1391 13:42
جالبه...........................
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 22.03.1391
نام کامل: --
نظرات: 746
ارسالات: 688
مسنجر: --

fench #22

تاریخ ارسال : 19 مرداد 1391 09:48
چه جواب دندون شکنی


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.02.1391
نام کامل: maryam.omid
نظرات: 13
ارسالات: 0
مسنجر: --

maryam.omid #23

تاریخ ارسال : 8 آبان 1392 10:39
واقعا گل گفت خ.شم اومد

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.