گنجشک و خدا (داستان)

گنجشک و خدا (داستان) روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش
گنجشک, فرشتگان, سنگینی, گنجشگ, بلاها, واسطه, بسیار, خدائیِ, انداختند, واژگون, گشودی, محبتم, مانده, دشمنی, ناگاه, درونش, ملکوت, نشسته, دیدگان, انداخت

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 29206
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: KasSehaEt
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » گنجشک و خدا (داستان)
دانلود بازی با لینک مستقیم

گنجشک و خدا (داستان)

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد.

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.

سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.

خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ...

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

گروه: عضو سایت
عضویت: 18.06.1389
نام کامل: oooomid_h
نظرات: 214
ارسالات: 0
مسنجر: --

oooomid_h #1

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 18:33
ممنون ... البته تکرااااااری بود!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 23.07.1389
نام کامل: نیکو
نظرات: 1209
ارسالات: 49
مسنجر: --

نیکو جون #2

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 18:42
6ayad bavaret na6e man ino 2 ya 3 sale pi6 2 majale movafaqiat khundam vali kheili 23e6 daram me30 yakhi


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 24.09.1389
نام کامل: shabnam
نظرات: 160
ارسالات: 1
مسنجر: --

shabnam72 #3

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 18:43
kheili ghashang bood
merc yakhi
گروه: عضو سایت
عضویت: 20.10.1389
نام کامل: maryam
نظرات: 7
ارسالات: 0
مسنجر: --

M a r y a m #4

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 19:21
akheyyyy
kheyli khob bod.
mer30 yakh forosh


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.05.1389
نام کامل: --
نظرات: 152
ارسالات: 4
مسنجر: --

samira. #5

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 19:49
خیلی خوب بودمرسی


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #6

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 19:57
manam ghablan ino khonde bodam vali bazam arzeshe 2bare khondano dasht
merc saeid jansmile
گروه: عضو سایت
عضویت: 29.07.1389
نام کامل: mahya joon
نظرات: 209
ارسالات: 44
مسنجر: --

محیا #7

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 20:18
جالب بود
ولی عکسی که براش در نظر گرفته بودی(عکس گربه)،با مطلبت نمیخونه
گروه: عضو سایت
عضویت: 26.08.1389
نام کامل: delaram
نظرات: 509
ارسالات: 1
مسنجر: 2147483647

delaram72 #8

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 20:59
ghadimi boooood


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.08.1389
نام کامل: حسين...
نظرات: 1450
ارسالات: 23
مسنجر: --

حسين #9

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 22:07
ممنون سعيد جون.

ولي من نميخوام اينو من گذاشته بودم تاييد نشد!!!


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 27.07.1389
نام کامل: سوده
نظرات: 108
ارسالات: 0
مسنجر: --

soodeh-05 #10

تاریخ ارسال : 23 دی 1389 23:32
خیلی قشنگ بود ممنون ولی عکس با مطلب همخوانی نداشت ..


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.08.1389
نام کامل: --
نظرات: 25
ارسالات: 3
مسنجر: --

کامی #11

تاریخ ارسال : 24 دی 1389 11:47
عالی بود ممنون
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.06.1389
نام کامل: mahsa
نظرات: 580
ارسالات: 82
مسنجر: --

cupid #12

تاریخ ارسال : 25 دی 1389 10:27
tnx yakhi jo0o0o0o0n
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.10.1389
نام کامل: ghazal
نظرات: 71
ارسالات: 5
مسنجر: --

ghazal65 #13

تاریخ ارسال : 25 دی 1389 14:05
mer30 kheyli ghashang bod manam basode movafegham ax ba matlab hamkhani nadasht


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.11.1389
نام کامل: Tara
نظرات: 753
ارسالات: 25
مسنجر: --

sweet love #14

تاریخ ارسال : 12 اسفند 1389 19:38
ba mahya joon moafegham


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 5.01.1391
نام کامل: --
نظرات: 1540
ارسالات: 61
مسنجر: --

sara.a #15

تاریخ ارسال : 21 مهر 1391 22:13
خیلی قشنگ بود.............. request


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 6.04.1392
نام کامل: Asal
نظرات: 8
ارسالات: 0
مسنجر: --

فرشته پاک #16

تاریخ ارسال : 18 تیر 1392 18:20
زیباوپرمعنی بودممنون

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.