داستان جدید یک خانم باهوش

داستان جدید یک خانم باهوش یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن. وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:- ببین چیکار کردی
کاملاً, داغون, ماشین, میکنه, موافقم, ماشینشون, برمیگردونه, حتماً, دوباره, نشونه, تصادف, بگیریم, همینطوره, سالمه, مشروب, آشنایی, میکشه, عزیزم،, بهتره, منتظر

TehranKids

هم اکنون برای عضویت در این سایت اقدام کنید

فال روزانه، تعبیر خواب متفاوت، استخاره از قرآن کریم، بازی های آنلاین با ثبت امتیاز و ارسال پیامک رایگان به اعضای سایت تنها بخشی از امکانات اولین و بزرگترین پورتال فارسی زبان دنیا است
صفحه خانگی اضافه به علاقمندی ها نقشه سایت
حرف دل

منوی کاربری

خدمات ویژه سایت

جدول اعضای برتر

رتبهنام کاربریامتیاز
1amin.a10127
2ahadsharifii5112
3arezoo 684912
4momo1244516
5ali se7en4368
6maral293826
7said3357
8puma23355
9ESPLINGER3286
10Ali713195
11jimboo3110
12sara nik3019
13pacific2765
14hamidy2707
15ارش2687
16JOHNSON2619
17rezamahdavi2526
18lav2447
19soheilbikas42392
20ayat2259

مدیر سایت

YahooID
تلفن تماس: 09121863217
mehrantalaee@gmail.com

کسب درآمد

آگهی استخدام

استخدام به تعدادی کارگر ساده و صندوقدار
خانم یا آقا جهت کار در فروشگاه بزرگ در محدوده سعادت آباد (تهران) نیازمندیم
شماره فکس: 88809936

جستجوی اعضا


نام کاربری:

استان:

 سن:

تا

جنسیت:

مرد زن


آمار سایت

آمار مطالب اين ماه: 0
کل: 26825
کل نظرات: 125984
آمار کاربران کل: 30007
بن شدگان: 213
جديدترين عضو: sashaa
کاربران حاضر هيچ يک

پیامک های شما

جهت درج پیام در این بخش به شماره ۳۰۰۰۷۲۹۰۰۰۶۷۰۷ پیامک بزنید
چارلی چاپلین ب دخترش :
هیچ چیزوهیچ کس رادراین جهان نمی توان یافت ک شایسته ی آن باشدک دختری،ناخن پای خودرابخاطرآن عریان کند.برهنگی ،بیماری عصرماست.ب گمان من ،تن توبایدمال کسی باشدکه روحش رابرای توعریان کرده است

گاهی بخاطرم،ماندن را تحمل کن، رفتن از دست همه برمی آید...!بهارتنها

غريبه:
هی عنکبوت غم،بتن بهرمن تار غصه،که پروانه ی دل من قصدپرواز ندارد! سارا

خداوندا کفر نمیگویم ،پریشانم !چه میخواهی تو از جانم؟مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی.خداوندا اگر روزی بشر گردی،ز حال ما باخبر گردی پشیمان میشوی از قصه خلقت،از این بودن از این بدعت.نمیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است!چه زجری میکشد آن کس که انسان

غريبه:
دلم گرم خداوندیست ، که بادستان من گندم برای یاکریم خانه میریزد.چه بخشنده خدای عاشقی دارم. که میخواند مرا با آنکه میداند گنهکارم! دلم گرمست ومیدانم بدون لطف او تنهای تنهایم..برایت من خدا را آرزو دارم!

نه چتر داشتی، نه روزنامه، نه چمدان... عاشقت شدم،، ازکجا میفهمیدم مسافری؟

هربار که کودکانه دست کسی را گرفتم گم شدم،ترس من از گم شدن نیست از گرفتن دست کسی است که بی بهانه رهایم میکند...

غريبه:

خدایا! در انجماد نگاههای این مردم، دلم برای جهنمت تنگ شده است...

آنقدر به مردم زمین بی اعتمادم که میترسم وقتی از خوشحالی به هوا میپرم،زمین را از زیر پایم بکشند...

دلم با هر تپش با هر شکستن داره میفهمه/به هر اندازه خوبه عشق،همون اندازه بیرحمه...

بازى حکم، یادم داد... وقتی "تک" باشی، حتی از "شاه" هم سرتری...

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

غريبه:
ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی،در دلش خنده کنان دریا گفت:ابر بارنده تو خود از مائی

بریم

موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید،به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد،همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد،ماری در تله افتاد وزن مزرعه دار راگزیداز مرغ برایش سوپ درست کردند،گوسفندرا برای عیادت کنندگان سر بریدندگاورابرای مراسم ترحیم کشتند ودراین مدت موش ازسوراخ دیوار نگاه میکردو به مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد! تک بهارآزاد

سلامتی اون سربازی که 55 دقیقه توصف تلفن ایستاد که 3 دقیقه با عشقش حرف بزنه
 ولی چیزی جز این نشنید: 
"مشترک موردنظر درحال مکالمه میباشد..."

غريبه:
اشکهای تلخی که بر ‌گورها میچکند،حرفهایی هستند که روزگاری باید بر زبان می امدند...‏amin.a

غريبه:
از رها کردن نترس،هیچکس نمی تواند چیزی را که مال توست را از تو بگیرد،و تمام دنیا نمی توانند چیزی را که مال تو نیست را برایت حفظ کنند‎..‎‏.

غريبه:
پروردگارا، آرامش را همچون دانه های برف، آرام وبیصدا ، به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران ....‏amin.a

غريبه:
ادم های ساده...ساده هم عاشق می شوند،ساده صبوری می کنند،ساده عشق می ورزند...اما سخت دل می کنند و انوقت که دل می کنند جان میدهند...‏amin.a

غريبه:
همیشه به یادت هستم،اماشاهدى ندارم به جز کلاغ بام خانه مان که اوهم حقیقت رابه تکه پنیرى مى فروشد.‏amin.a

غريبه:
وقتی نمیتوانی فریاد بزنی ناله نکن،خاموش باش،قرنها نالیدن به کجا انجامید؟تو محکومی به زندگی کردن،تا شاهد مرگ ارزوهای خود باشی!تا شقایق هست زندگی باید کرد...‏amin.a

غريبه:
هر چقدر به خودت برسی به ما نمیرسی !!!!!!!!‏amin.a

غريبه:
هر وقت تونستی به کسی ارامش ببخشی،بدان عاشق شدی،وگرنه عشقی که ارامش معشوق را بگیرد،خودخواهیست...‏amin.a

غريبه:
خنده هایم را در هفت سالگیم جا گذاشتم نمی گویم دیگر نخندیدم نه....دروغ است اما دیگر به پاکی ان روزها نخندیدم.‏amin.a

غريبه:
منو که میذارین تو قبر، بزنین رو شونم و بگین : هی رفیق،سخت گذشت ولی دیدی گذشت ... ؟amin.a

غريبه:
توی دوره و زمونه ای که یه پسر 16 ساله با 40 کیلو وزن با یه ماشین شاسی بلند،میشه مرد رؤیاها...
ما همون نـــامـــرد باشیم بهتره...

دل زخامیها فریب چشم شهلا میخورد ساده دل درزندگی ازاین وآن پا میخورد در گذرگاه زمان بی دست وپابودن خطاست توپ چون بی دست وپاست از این وآن پامیخورد..

غريبه:
همه برایم دست تکان دادند ،اما کم بودند دستانی که تکانم دادند ،دوست و دست بسیار است ،ولی "دست دوست" اندک !!!دست دوستیت جاوید باد...محیا



» داستان های کوتاه » داستان جدید یک خانم باهوش
دانلود بازی با لینک مستقیم

داستان جدید یک خانم باهوش

یه روز یه زن و مرد ماشینشون تصادف ناجوری میکنه و هر دو ماشین به شدت داغون میشه، ولی هر دو نفر سالم میمونن.
وقتی که از ماشینشون پیاده میشن و صحنه تصادف رو میبینن، مرد میگه:

- ببین چیکار کردی خانم! ماشینم داغون شده!
- آه چه جالب، شما یه مرد هستید!
مرد با تعجب میگه:
- بله، چطور م؟
- چقدر عجیب! همه چیز داغون شده ولی ما دو نفر کاملاً سالم هستیم!
- منظورتون چیه؟
- این باید نشونه ای از طرف خدا باشه که اینجوری با هم ملاقات کنیم و آشنا بشیم!
مرد با هیجان زیادی میگه:
- اوه بله، کاملاً موافقم! این حتماً نشونه خوبیه!
زن دوباره نگاهی به ماشین میکنه و میگه:
- یه معجزه دیگه! ماشین من کاملاً داغون شده ولی این بطری مشروب کاملاً سالمه! این یعنی باید این آشنایی رو جشن بگیریم!
- بله بله، حتماً همینطوره! کاملاً موافقم!
زن در بطری رو باز میکنه و به طرف مرد تعارف میکنه، مرد هم بطری رو تا نصف سر میکشه و برمیگردونه به زن.
ولی زن در بطری رو میبنده و دوباره برمیگردونه به مرد! مرد با تعجب میگه:
- مگه شما نمینوشین؟
زن با شیطنت خاصی میگه:
- نه عزیزم، فکر کنم الان بهتره منتظر پلیس باشیم !!!!

گروه: عضو سایت
عضویت: 7.11.1388
نام کامل: --
نظرات: 38
ارسالات: 0
مسنجر: --

avatar #1

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 00:23
فسیل بود.
این داستان برای حدود 30 سال پیش ه !!!
این داستان رو در کتاب steps to understanding خوندم

سطح elementary داستان شماره 2

L.A.Hill
copyright 1980 oxford university press

گروه: عضو سایت
عضویت: 11.10.1389
نام کامل: ghazal
نظرات: 71
ارسالات: 5
مسنجر: --

ghazal65 #2

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 08:44
kheyli kalak bodeha mamnon ali jaleb bod man ke nashnide bodam


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.12.1388
نام کامل: --
نظرات: 48
ارسالات: 0
مسنجر: --

sara66 #3

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 09:40
خب این که چیز مهمی نیست همه خانوما باهوشن... tongue winked ممنون علی جون خیلی بامزه ست.
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 260
ارسالات: 0
مسنجر: --

amir jun #4

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 10:16
khanuma sheytunam dars midan


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 10.09.1389
نام کامل: --
نظرات: 170
ارسالات: 0
مسنجر: --

نورالزهرا #5

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 11:58
ایییییییییییییوووووووووووووووووول ....دمش گرم....خب این داستان فقط یه خانوم باهوش بوده.....داستان ما خانومای باهوش خیلی بیشتر از ایناست:)


--------------------
گروه: تأمين محتوی
عضویت: 24.08.1388
نام کامل: diyana
نظرات: 3247
ارسالات: 691
مسنجر: --

diyana #6

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 12:39
ey vall kheyli bahal bod
vali aksare marda haminjorian , hamin balaha bayad sareshon biyad ta yekam adab shan wink
merc ali jan
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.04.1389
نام کامل: poya
نظرات: 478
ارسالات: 76
مسنجر: --

poya #7

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 14:36
bamaze bood
گروه: عضو سایت
عضویت: 4.09.1389
نام کامل: AYLIN
نظرات: 461
ارسالات: 15
مسنجر: --

aylin #8

تاریخ ارسال : 30 دی 1389 20:22
kheiliiiiii jaleb booood
DAME HAMEY KHANOMA GARM


--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 8.06.1389
نام کامل: --
نظرات: 54
ارسالات: 0
مسنجر: --

ham3dniceboy #9

تاریخ ارسال : 1 بهمن 1389 21:01
ali_smt بدمیزنه توحاله ما ها..................................؟!!!
گروه: عضو سایت
عضویت: 18.10.1389
نام کامل: --
نظرات: 36
ارسالات: 0
مسنجر: --

edman666 #10

تاریخ ارسال : 16 بهمن 1389 09:47
bad nabod
in ham noii dighar az hoshe khanomast
گروه: عضو سایت
عضویت: 11.11.1389
نام کامل: mina
نظرات: 44
ارسالات: 5
مسنجر: --

narjes #11

تاریخ ارسال : 22 بهمن 1389 18:23
khoob bood:)
گروه: عضو سایت
عضویت: 30.05.1390
نام کامل: آرام
نظرات: 822
ارسالات: 6
مسنجر: --

غم #12

تاریخ ارسال : 2 شهریور 1390 02:28
!
گروه: عضو سایت
عضویت: 9.05.1390
نام کامل: manijeh
نظرات: 118
ارسالات: 2
مسنجر: --

mmp #13

تاریخ ارسال : 18 مهر 1390 13:01
نامردی بود
گروه: عضو سایت
عضویت: 25.10.1390
نام کامل: بیان
نظرات: 923
ارسالات: 67
مسنجر: --

ban.ban joon #14

تاریخ ارسال : 16 بهمن 1390 13:57

bahal bod merc



--------------------
گروه: عضو سایت
عضویت: 16.04.1390
نام کامل: --
نظرات: 2303
ارسالات: 100
مسنجر: --

amin.a #15

تاریخ ارسال : 7 خرداد 1391 16:10
خدایی کارش نامردی بود ...مرسی علی

اطلاعات

برای ارسال نظر، باید در سایت عضو شوید.