جستجوي در سايت   ارتباط با ما   آمار سايت   عضويت   جستجوي اعضا   صفحه اصلي
 
 
ارسال مطالب منتخب سایت به ایمیل شما

جهت دریافت جدید ترین مقالات، اخبار و مطالب
دیگر سایت آدرس ایمیل خود را در بخش زیر وارد کنید
 
E-Mail Address: 

 

 
10 مطلب تصادفي
» انتشار اینترنتی فیلم "فتنه ...
» دانلود رایگان کتب تمامی مقا ...
» زيباترين حروف الفبا
» بهای عشق و خیانت
» تصاویری زیبا از Lamborghini Reventon
» شوک آفتابه در کاخ ورسای
» آداب غذا خوردن
» کلید های میانبر در ویندوز
» Love Wallpaper 2
» ابراهيم صهبا و سيمين بهبهان ...
 
صفحه اصلی » داستان های کوتاه » عشق و دیوانگی
 
                 آخرين مطالب
  » بازگشت TehranKids
» از گوشه کنار دل
» عشق و دیوانگی
» دوای ضد فراموشی
» آیا می دانید؟
» دختر که نمی رسد به بیست!
» شوک آفتابه در کاخ ورسای
» مطلب زیبا در مورد عشق
» تفاوت واقعی بهشت و جهنم
» داستان کوتاه(یک ساعت ویژه)
» چگونه بر رقیبتان پیروز شوید
» فواید روغن نارگیل برای سلامتی
» ضریب هوشی بالاتر یعنی وفاداری ...
» داستان پادشاه و هفت فرزندش
» کلید های میانبر در ویندوز


 
 
                 مطالب برتر
  » بازگشت TehranKids
» از گوشه کنار دل


 
 
                 جستجوي اعضا
 

:جنسیت

تا

:سن

:استان




 
                 سخن تصادفي

 
کعبه را گفتم تو از خاکی منم خاک، چرا باید به دور تو بگردم ؟؟؟ ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی ، برو با دل بیا تا من بگردم
 
 
 

  داستان های کوتاه : عشق و دیوانگی
   نویسنده: Shei2nak بازدید: 24 نظرات (0) ۱۱ مهر ۱۳۸۷
 
          
در زمانهاي بسيار قديم وقتي هنوز پاي بشر به زمين نرسيده بود،فضيلت ها و تباهي ها در همه جا شناور بودند،آنها از بيکاري خسته و کسل شده بودند.روزي همه
فضايل و تباهي ها دور هم جمع شدندخسته تر و کسل تر از هميشه.ناگهان ذکاوت ايستاد و گفت:بياييد يک بازي کنيم مثلآ قايم باشک.همه از اين پيشنهاد شاد شدند و
ديوانگي فورا فرياد زد من چشم مي گذارم ، منچشم مي گذارم.و از آنجايي که هيچ
کس نمي خواست دنبال ديوانگي بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد.ديوانگي جلوي درختي رفت و چشمانش را بست و شروع کرد به شمردن ...يک...دو...سه...همه رفتند تا جايي پنهان شوند!لطافت خود را به شاخ ماه آويزان کردخيانت داخل انبوهي از زباله پنهان شد.اصالت در ميان ابرها مخفي گشت.هوس به مرکز زمين رفت.دروغ گفت زير سنگي پنهان مي شوم،اما به ته دريا رفت.طمع داخل کيسه اي که خودش دوخته بود مخفي شد.و ديوانگي مشغول شمردن بود.هفتادونه...هشتاد...هشتادويک...همه پنهان شده بودند ،جز عشق که همواره مردد بود و نمي توانست تصميم بگيرد و جاي تعجب هم نيست چون همه مي دانيم پنهان کردن عشق مشکل است.در همين حال ديوانگي به پايان شمارش ميرسيد.نود و پنج...نود و شش...نود و هفت.هنگامي که ديوانگي به صد رسيد عشق پريد و در بين يک بوته گل رز پنهان شد.ديوانگي فرياد زد دارم مي آيم ، دارم مي آيم.و اولين کسي را که پيدا کرد تنبلي بود ، زيرا تنبلي، تنبلي اش آمده بود جايي پنهان شود و لطافت را يافت که به شاخ ماه آويزان بود. دروغ ته درياچه،هوس در مرکز زمين،يکي يکي همه را پيدا کرد بجز عشق.او از يافتن عشق نا اميد شده بود.حسادت در گوشهايش زمزمه کرد،تو فقط بايد عشق را پيدا کني و او پشت بوته گل رز است.ديوانگي شاخه چنگک مانندي را از درخت کند و با شدت و هيجان زياد آن را در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صداي ناله اي متوقف شد.عشق از پشت بوته بيرون آمد با دستهايش صورت خود را پوشانده بود و از ميان انگشتانش قطرات خون بيرون ميزد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمي
توانست جايي را ببيند.او کور شده بود.ديوانگي گفت:من چه کردم ، من چه کردم ، چگونه مي توانم تورا درمان کنم عشق پاسخ داد:تو نمي تواني مرا درمان کني اما اگر مي خواهي کاري بکني، راهنماي من شو.
.. و اينگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و ديوانگي همواره کنار اوست.
 
 ( امتيازها: 0)
 
برای استفاده کامل از تمامی امکانات و خدمات سایت میبایست عضو شوید
 
 
چاپ این مطلب
 
  ارسال نظر
 
نام:
E-Mail:

کد امنیتی:
Include security image CAPCHA.
ريست کد
محل کد امنیتی:

 
 
منوي اصلي                   
 
» صفحه اصلی
» اخبار و وقایع
» گالری تصاوی
» جملات طلایی
» طراحی و گرافیگ
» ترفند
» داستان های کوتاه
» پزشکی و سلامت
» موبایل
» بازی های فلش
» اشعار و مطالب عاشقانه
» مطالب دیگر
» فال حافظ جدید


مهران - مدير سايت

 
 
وضعيت سايت                   


 

 
 
نظر سنجي                   

 
نظر شما در مورد سایت جدید؟

عالی
خوب
متوسط
ضعیف
 
 
گفتگوي آزاد                   

 
Dj Arash: salam be baro bax am
۳۰ آبان ۱۳۸۷ ۱۶:۴۲

arsalan_21_arsalan: bacheha mordan chera kasi nist
۳۰ آبان ۱۳۸۷ ۱۲:۱۶

alireza.as10: Salam be hamegi doostaN
۳۰ آبان ۱۳۸۷ ۰۷:۵۰

nima_zzr: bacheha kasi az tehran pars hast ba ham be chhatim?
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۲۱:۲۸

nima_zzr: salam be to faghat be to
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۲۱:۲۱

nima_bakhieh: salam khobi? man nima hastam dost daram baham bishtar ashna beshim age eshkali nadare shomarato baram mail kon felan bye

۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۲۰:۲۲

vartan: de boro dige tania
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۱۹:۳۸

vartan: khosh bashi
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۱۹:۳۱

evanescence-tania: man dige bayad bram jamian bye
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۱۹:۲۹

vartan: albate age mikhay
۱۱ مهر ۱۳۸۷ ۱۹:۲۲

 
 
تماس با ما                   

 
TehranKids کاری از گروه
اطلاعات بیشتر:
AlborzWeb.com
با آرزوی رضایت شما عزیزان
مهران طلائي - مديريت سايت
09121863217
 
 
MezzoLife
   © 2008 TehranKids.com   Design by AlborzWeb
تبلیغات شما کانتر